- نام: پنجره فولاد
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: هانی زند
- صفحات: 2285
_ زن منو با اجازه کدوم د... بیغیرتی بردید دکتر زنان واسه معاینهٔ بکارتش؟ حاجبابا تسبیح دانهدرشتش را در دستش میگرداند و دستی به ریش بلندش میکشد. _ تو دیگه حرف از غیرت نزن مردیکه! دختر منم زن توی هیچیندار نیست! عمران صدایش را بالاتر میبرد. رگهای ورم کردهٔ گردنش خبر از فوران آتشفشان میدهند. _ زن من نیست و هر شب تو تخت منو بغل شوهرش میخوابه حاجآقا؟ مامور کلانتری «لاالهالاالله» زیرلبی زمزمه میکند.