نحوه دانلود رمان سهم من از عاشقانه‌ هایت
نحوه دانلود رمان سهم من از عاشقانه‌ هایت معرفی رمان سهم من از عاشقانه‌ هایت : رمان سهم من از عاشقانه‌ هایت روایت زنی مطلقه و جدالش با دنیای بیرون و افکار آن‌هاست. او با پسری وارد رابطه می‌شود که برایش کشمکش‌های جدیدی را به دنبال دارد. در این داستان، به نگاهِ تیره‌ی جامعه‌مان نسبت به طلاق اشاره شده است. نویسنده با ...

نحوه دانلود رمان سهم من از عاشقانه‌ هایت

معرفی رمان سهم من از عاشقانه‌ هایت :

رمان سهم من از عاشقانه‌ هایت روایت زنی مطلقه و جدالش با دنیای بیرون و افکار آن‌هاست. او با پسری وارد رابطه می‌شود که برایش کشمکش‌های جدیدی را به دنبال دارد. در این داستان، به نگاهِ تیره‌ی جامعه‌مان نسبت به طلاق اشاره شده است. نویسنده با بیان شیوا و گیرا، ماجرایِ پرتعلیقی را قلم می‌زند. ایشان مسئله‌ی مهمی از مسائل اجتماعی را به نحوی خاص مطرح می‌کند تا تباهی و ناروایی دیدگاه اجتماعی را به زبان بیاورد و برضد آن اعتراض کرده باشد؛ زیرا دیدی انتقادی به موضوع دارد و هدفش اصلاح یک طرز تفکر غلط است. رمان در ژانر عاشقانه، اجتماعی وخانوادگی نگارش شده و قلم گیرای نویسنده مخاطبین را تا انتها با خود همراه می‌کند. این رمان با 822 صفحه، در سال 1398در نشر شقایق منتشر شده است.

 

خلاصه رمان سهم من از عاشقانه‌ هایت :

سارا، زن مطلقه‌ای می‌باشد که بعد از پنج سال زندگی، جدا شده است. این در حالی‌ست که همسر سابق او مردی مورد پسند همه است و از هر نظر عالی به نظر می‌رسد. از آن‌جا که هیچ‌کس خبر از مشکلات زندگیِ مشترک او ندارد، گاهی مورد قضاوت قرار می‌گیرد. یک‌سال از جدایی‌اش می‌گذرد و به طور ناخواسته وارد ماجرایی می‌شود که در ادامه‌، باعث می‌شود حس دل‌بستگی نسبت به پسری به نام سیاوش را در خودش احساس کند. این احساس رفته‌رفته دو طرفه می‌شود و درست وقتی که می‌خواهد روی آرامش را ببیند، مشکلات یکی از پی دیگری قد علم می‌کنند و…

 

مقداری از متن رمان سهم من از عاشقانه‌ هایت :

نگاهم‌رو روی درخت توت پیر حیاط چند بار بالا و پایین کردم. عمرش‌رو کرده بود. به تنه‌ی باریکش تکیه دادم، هر آن منتظر بودم عزیز بیرون بیاد و مثل همیشه بهم واسه نشستن زیر درخت توت گیر بده. دوست داشت پیشش بشینم و براش حرف بزنم.
من این روزها براش غریبه بودم. سارایی که یه جا بند نمی‌شد و مدام شوخی و خنده می‌کرد، حالا ساعت‌ها به چیزی خیره می‌شد و حرف نمی‌زد. دوست داشت برم و براش از حامد بگم. از زندگی پنج ساله‌ام که به طلاق ختم شده بود، اما من نمی‌تونستم تو چشم‌های همیشه شفافش زل بزنم و از پنج سال عذاب آورم بگم. برام سخت بود که بگم، حامد اون مرد پولدار و به ظاهر همه چی تموم توی این پنج سال چه بر سر من و زنانگی‌هام آورده. دختری نوزده ساله که میون آرزوهای منطقی‌اش مچاله شده بود.
حامد کاری کرده بود که به نقطه‌ی بی‌اعتمادی رسیده بودم. بی‌اعتمادی نسبت به حس خوشبختی. تصور من این بود که دنیا به آخر رسیده و یا جایی میون خلق و خوی اقتصادی و مقرراتی حامد به فنا رفته. حامد اون روزها، در آستانه‌ی نوزده سالگی برای من و خانواده‌م مرد آرزوها بود، اما پنج سال زندگی به من نشون داد که فقط یه گودال عمیق بوده که من هر روز بیشتر از دیروز داخلش فرو می‌رفتم.
بعد از جدایی از حامد خودم رو یه سربار می‌دونستم. مستقل نبودم. باید برای همه چیز اجازه می‌گرفتم، این برام سخته؛ برای منی که پنج سال کسی نگران اومدن و رفتنم نبود سخته که در طول یه ساعت، بارها کنترل بشم.
این روزها می‌ترسم. می‌ترسم حتی با امید، شوهر خواهرم سمانه صحبت کنم و مثل همیشه سر به سرش بذارم. از نگاه‌های هرزه‌ی امیر، پسر عموی زن‌دارم، می‌ترسم. از هر مردی که دو دقیقه بیشتر وقتش رو برای من بذاره می‌ترسم. هفت ماهه از حامد جدا شدم. هفت ماهه اون نگاه آخر و بی‌تفاوتش جلوی اون محضر طلاق همیشه همراهمه. خوشبینانه فکر می‌کردم لااقل بعد طلاق کمی ناراحت باشه، کمی پشیمونی توی چشمش باشه، اما هیچی پیدا نکردم. از نظر حامد من چیزی کم و کسر نداشتم. پول مثل ریگ زیر دست و پام بود. طلب مهر و محبت کردن من از اون از سر خوشی زیادی بود که زیر دلم‌رو زده بود.
بهانه‌ی طلاق ما به ظاهر از اون بعد از ظهری شروع شد که حامد حرف از رفتن به استرالیا زد. خواهر حامد یه سالی بود که مقیم استرالیا شده بود. اون‌قدر از آزادی و زندگی راحت اون‌جا گفت که حامد هم هوای رفتن به سرش زد.
تصمیمی که با مخالفت من شروع شد و بعدها شد تنها دلیل طلاق مون، اما من خیلی خوب می‌دونستم که این فقط یه بهانه بود. ما از دنیای متفاوت هم خسته شده بودیم. من طالب عاشقانه‌های آروم بودم و حامد همه چیز رو با ترازوی پول می‌سنجید.

دختری شوخ و حراف در کنار مردی به شدت ساکت و جدی. همه‌ی کارهای من به نظرش مسخره بود. از لباس پوشیدنم تا ابراز علاقه‌ام. اوایل زندگی مشترک هر روز صبح برای بدرقه‌اش بیدار می‌شدم. اون رو می‌بوسیدم، اما بعد از یه مدتی از همه‌ی این کارها دست کشیدم، چون تنها چیزی که نصیبم می‌شد یه خنده‌ی مسخره بود که می‌گفت؛ “این رفتارای من رو نمی‌فهمه.”
روحیه‌ی شاد و سرزنده‌ی من در کنار حامد درست مثل درخت توت حیاط مادر بزرگ، پیر شد و کم کم رو به افول رفت. من هر جایی خودم بودم با اون اخلاق و رفتارهای خاص خودم ،جز توی خونه‌ام و کنار شوهرم.
این سردی رابطه بین ما به اتاق خواب هم کشیده شد، تمام احساسات پر شور من کم‌کم اون‌جا تبدیل به وظیفه شد. من پرشور بودم و اون سرد و تنها به حکم نیاز تن به رابطه می‌داد. من از حامد داخل اتاق خواب می‌ترسیدم. هر آن منتظر بودم به من و عاشقانه‌هایم توهین کنه و اون‌هارو به باد تمسخر بگیره. اصولا از نیازهای متقابل زن تعریفی برای خودش نداشت. و این نیاز رو فقط مختص مردان می‌دونست. آخرش حامد بی‌توجه به من و خواسته‌ام عزم رفتن کرد و با رضایت و به صورت توافقی از هم جدا شدیم.

 

نحوه تهیه و مطالعه رمان سهم من از عاشقانه‌ هایت :

رمان سهم من از عاشقانه‌ هایت از طریق انتشارات شقایق و کتاب فروشی های معتبر قابل تهیه می باشد.

 

بیوگرافی مائده فلاح :

مائده فلاح متولد ۱۳۶۴ در شهرستان لاهیجان می‌باشد. او متاهل است و صاحب دو فرزند می باشد. مائده فلاح زمانی که اولین رمان خود را می‌نوشت هرگز به چاپ کتابش فکر نمی کرد. او رمان خود را به صورت مجازی در اختیار علاقمندان قرار می‌داد. بعد از شروع رمان دومش و جذب مخاطب به این رمان، یکی از دوستانش پیشنهاد چاپ کتاب‌هایش را که تنها دو عنوان بودن به او داد. او بسیار به حرفه‌اش علاقه دارد و با وجود قلم قوی و توانایی‌اش در نوشتن مشتاق به شرکت در کلاس‌های داستان‌نویسی است. ایشان تا کنون پنج رمان خود را به اتمام رسانده و ششمین رمان‌ش نیز در دست نگارش است.

 

آثار مائده فلاح :

رمان سهم من از عاشقانه هایت – انتشارات شقایق
رمان همان تلخ همیشگی – انتشارات شقایق
رمان خیال ماندنت را دوست دارم – انتشارات شقایق
رمان با سنگ ها آواز می خوانم – انتشارات صدای معاصر
رمان کنار نرگس ها جا ماندی – انتشارات صدای معاصر
رمان برای مریم – انتشارات صدای معاصر
نخ به نخ دود می کنم شب را – انتشارات صدای معاصر
وان شات بلندتر بگو دوستم داری – فایل مجازی و رایگان
رمان به رنگ شیطان – فایل مجازی و رایگان
رمان نخل هایی که ایستاده مردند – فایل مجازی و رایگان
رمان نیل و قلبش – آنلاین و در حال تایپ

نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید؟
https://romanclub.ir/?p=4584
لینک کوتاه:
نظرات

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

موضوعات
ورود کاربران
درباره ما
\"رمان کلوب: ماجراجویی در دنیای کتاب‌ها، در کنار دوستان جدید. اینجا، هر کتاب‌خوانی یک همراه پیدا می‌کند. عضو شو و با هم کتاب‌خوانی را به یک تجربه‌ی اجتماعی تبدیل کنیم!\" \"رمان کلوب: برای آن‌ها که رمان نفس می‌کشند. پاتوقی گرم و صمیمی برای عاشقان کتاب، پر از رمان‌های جذاب، گفتگوهای داغ و پیشنهادهای هیجان‌انگیز. همین حالا عضو شو و به جمع ما بپیوند!\"
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان کلوب " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!