دانلود رمان روژیار از سارا
  • نام: روژیار
  • ژانر: عاشقانه، اجتماعی، رئال
  • نویسنده: سارا
  • صفحات: 785
رمان «روژیار» قصه‌ی دختری به نام دلا است که ده سال در تنهایی و بی‌مهری خانواده‌اش زندگی کرده است. اکنون مردی از راه می‌رسد، مردی که پیوندی ناگفته با گذشته‌ی او دارد، اما هیچ‌یک از این راز آگاه نیستند... رمان «روژیار» دارای بخش‌هایی است که ممکن است برای هر سنی مناسب نباشد.

موضوع اصلی رمان روژیار:

رمان «روژیار» قصه‌ی دختری به نام دلا است که ده سال در تنهایی و بی‌مهری خانواده‌اش زندگی کرده است. اکنون مردی از راه می‌رسد، مردی که پیوندی ناگفته با گذشته‌ی او دارد، اما هیچ‌یک از این راز آگاه نیستند… رمان «روژیار» دارای بخش‌هایی است که ممکن است برای هر سنی مناسب نباشد.

مقداری از متن رمان روژیار:

لبخند کوتاهی زدم و دوباره چرخیدم سمت لپ تاپ حتى تلما هم فکر میکرد من یه دختر مغرور و ناز پرورده هستم ولی این فقط نقابی بود که من برای حفاظت از خودم زده بودم نقابی که دوسش داشتم و دلم نمیخواست از دستش بدم کم کم بقیه همکارا و برندی که قصد همکاری باهاشون داشتیم هم اومدن تصمیم گیری نهایی و نشون دادن طرح ها و شنیدن نظرها تا ظهر طول کشید همه خسته شده بودیم بالاخره جلسه تموم شد تلما کلافه کنارم قدم برداشت و گفت -…کاش امروز زودتر برمیگشتیم خستم شده دلم به تنوع میخواد به سفر چند روزه نظر توچیه؟

شونه ای بالا انداختم و گفتم داده هم خوشم …نه من از روتین زندگیم راضیم از جاده هـ نمیاد بی اختیار اخمام رفت توهم توکل این سال ها به اندازه انگشتای به دست هم از تهران خارج نشده بودم از جاده و سرعت زیاد میترسیدم که چیزی هنوز توی همه ی این سال ها نتونسته بودم درمانش کنم و هنوز برام ترسناک بود تلما تنه ای بهم زدو گفت … توکه هیچجا نمیری حالا همین یبارو از مرخصیت استفاده کن بیا بریم شاید خوشت اومد … نمیتونم تلما جاده حالمو بهم میزنه نمیتونم طولانی مدت بشینم توماشین رسیدیم به اتاق مشترکمون من زودتر رفتم داخل تلما پشت سرم قدم برداشت رفت.

سمت میز خودش و گفت… باهواپیما میریم… بیا دیگه… منم تنهام ای و از سر کنجکاوی …کجا میخوای بری حالا؟ …. قشم این ماه هوا عالیه برای خریدم خیلی خوبه باذوق دستاشو بهم زدو گفت -… بلیط بگیرم دلا؟ آره؟ نه بابا بگیر بشین سرجات نگاهه تاسف باری بهم انداخت و گفت … تو دهه ی طلایی زندگیت داری مثل صد ساله ها زندگی میکنی… یکم به پیشنهادم فکر کن قول میدم خوش بگذره بهت برای اینکه دیگه اصرار نکنه فقط سرتکون دادم و گفتم باشه بهش فکر میکنم تا تموم شدن تایم کاری دیگه هیچ صحبتی بین ما زده نشد تلما حدودا شش ماه بعد از من اینجا استخدام شد.

و چون تقریبا هم سن و سال بودیم باهم کنار میومدیم صمیمیته خیلی خاص و ویژه ای بین ما نبود یه دوستی معمولی…. اما بعد از تموم شدن تایم کاری برگشتم خونه لباسامو برداشتم و رفتم باشگاه ورزش برام مثل اکسیژن بود همه ی خستگی روح و جسمم با ورزش پوچ میشد تورختکن داشتم لباس عوض میکردم که به پیام اومد روی گوشیم بادیدن اسم تلما نشستم روی صندلی کنارم و پیامشو باز کردم عکس به سایت بلیط هواپیما رو برام فرستاده بود و زیرش نوشته بود ….. آخر همین هفته فقط شش تا صندلی خالی مونده تا آخر شب بهم خبر بده… اگه بیای قول میدم پشیمون نمیشی…”

اطلاعات کتاب
  • نام: روژیار
  • ژانر: عاشقانه، اجتماعی، رئال
  • نویسنده: سارا
  • تعداد صفحات: 785
خرید کتاب
55,000 تومان
نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید؟
https://romanclub.ir/?p=5787
لینک کوتاه:
برچسب ها
دیگر آثار
نظرات

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

موضوعات
ورود کاربران
درباره ما
\"رمان کلوب: ماجراجویی در دنیای کتاب‌ها، در کنار دوستان جدید. اینجا، هر کتاب‌خوانی یک همراه پیدا می‌کند. عضو شو و با هم کتاب‌خوانی را به یک تجربه‌ی اجتماعی تبدیل کنیم!\" \"رمان کلوب: برای آن‌ها که رمان نفس می‌کشند. پاتوقی گرم و صمیمی برای عاشقان کتاب، پر از رمان‌های جذاب، گفتگوهای داغ و پیشنهادهای هیجان‌انگیز. همین حالا عضو شو و به جمع ما بپیوند!\"
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان کلوب " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!