دانلود رمان افسون مو قرمز از بهاره غفرانی
لینک مستقیم بدون سانسور دانلود رمان افسون مو قرمز از بهاره غفرانی چکیده خلاصه رمان افسون مو قرمز : کسی که به‌خاطر اجداد جادوگرش طرد می‌شه، اما در آخر خودش هم گرفتار جادو می‌شه.   مقداری از متن رمان افسون مو قرمز : با تردید نگاهش می‌کنم. دوبه‌شک هستم که با آن جوان بروم یا نه؛ اما چاره‌ی دیگری هم ندارم. آرام سر تکان می‌دهم ...

لینک مستقیم بدون سانسور دانلود رمان افسون مو قرمز از بهاره غفرانی

چکیده خلاصه رمان افسون مو قرمز :

کسی که به‌خاطر اجداد جادوگرش طرد می‌شه، اما در آخر خودش هم گرفتار جادو می‌شه.

 

مقداری از متن رمان افسون مو قرمز :

با تردید نگاهش می‌کنم. دوبه‌شک هستم که با آن جوان بروم یا نه؛ اما چاره‌ی دیگری هم ندارم. آرام سر تکان می‌دهم و مرد جوان، چمدانم را بلند می‌کند.
ـ ماشینم اون طرفه. با من بیاین.
وقتی به اتومبیلش می‌رسیم، در عقب را باز می‌کنم و او می‌گوید:
ـ چرا عقب می‌شینید؟‌ بفرمایید ج…
هنوز جمله‌اش را تمام نکرده است و حس ششم من، آن‌قدر قوی کار می‌کند که می‌خواهم در را ببندم، چمدانم را پس بگیرم و خاکی دیگر بر سر کنم؛ اما مردی می‌آید و حرف او نیمه‌تمام می‌ماند.
ـ ودود!
مرد جوان با لباس سربازی جلو می‌آید و با راننده‌ی تاکسی که اسمش ودود است، سلام‌علیک می‌کند. من دیگر از گفت‌وگویشان چیزی نمی‌فهمم؛ چرا که ترکی حرف می‌زنند. سمت چمدانم که جلوی ماشین رها شده است، می‌روم که ودود می‌گوید:
ـ آبجی، اشکالی نداره دوستم هم باهامون بیاد؟ داره می‌ره همون اطراف.
اینکه با آن مرد راننده‌ی عجیب تنها نمانم، از خدایم است. می‌خواهم جواب بدهم که سرباز می‌گوید:
ـ نصف کرایه رو من می‌دم.
چه بهتر! سر به تأیید تکان می‌دهم و سریع نگاه از آن‌ها می‌گیرم. بعد از اینکه آن‌ها با هم تعارف تکه‌پاره می‌کنند، سوار می‌شویم. حالا با خیال راحت، روی صندلی عقب نشسته‌ام و ودود و سرباز روی صندلی‌های جلو جا می‌گیرند.
کمی صدایشان بلند است و باعث می‌شوند که اعصابم به هم بریزد. بی‌بی‌شربتی، وردی داشت که این‌طور مواقع می‌خواند. وردی که در مکان‌های شلوغ، فقط صدای دریا و پرنده و آتش بشنوی و تا وقتی که صدایت نکرده‌اند، یا خودت نخواهی، از آن صوت‌های آرامش‌بخش دل نکنی.
مقاومت می‌کنم تا ورد را نخوانم. نمی‌خواهم مثل بی‌بی شوم.
ـ خانم، فرمودید آق‌چای می‌رید؟
سرباز می‌چرخد و پرسشگرانه نگاهم می‌کند. چشمان عسلی‌اش را به من می‌دوزد و منتظر جواب است. به او چه ربطی دارد که به کجا می‌روم؟

 

 

رمان پیشنهادی مشابه این مطلب:

لینک مستقیم بدون سانسور دانلود رمان سمپو از بهاره غفرانی

لینک مستقیم بدون سانسور دانلود رمان زخم فرشته از بهاره غفرانی

لینک مستقیم بدون سانسور دانلود رمان ژینکو از بهاره غفرانی

نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید؟
https://romanclub.ir/?p=475
لینک کوتاه:
نظرات

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

موضوعات
ورود کاربران
درباره ما
\"رمان کلوب: ماجراجویی در دنیای کتاب‌ها، در کنار دوستان جدید. اینجا، هر کتاب‌خوانی یک همراه پیدا می‌کند. عضو شو و با هم کتاب‌خوانی را به یک تجربه‌ی اجتماعی تبدیل کنیم!\" \"رمان کلوب: برای آن‌ها که رمان نفس می‌کشند. پاتوقی گرم و صمیمی برای عاشقان کتاب، پر از رمان‌های جذاب، گفتگوهای داغ و پیشنهادهای هیجان‌انگیز. همین حالا عضو شو و به جمع ما بپیوند!\"
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان کلوب " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!