نحوه دانلود رمان جای خالی ات
نحوه دانلود رمان جای خالی ات معرفی رمان جای خالی ات : رمان جای خالی ات، روایت دو نفر است. دو شخص. یکی دخترجوان و دیگری پسر جوان. دو نفر که از گذشته همدیگر را می‌شناختند و حالا بعد از چند سال دور، با هم رو به رو می‌شوند. نگارش نویسنده، شیوا و روان می‌باشد و ایشان توانسته به خوبی از پس شخصیت ...

نحوه دانلود رمان جای خالی ات

معرفی رمان جای خالی ات :

رمان جای خالی ات، روایت دو نفر است. دو شخص. یکی دخترجوان و دیگری پسر جوان. دو نفر که از گذشته همدیگر را می‌شناختند و حالا بعد از چند سال دور، با هم رو به رو می‌شوند.
نگارش نویسنده، شیوا و روان می‌باشد و ایشان توانسته به خوبی از پس شخصیت پردازی‌ بربیاید. رمان از احساس، تعلیق و هیجان خوبی برخوردار است. رمان در ژانر عاشقانه، اجتماعی و خانوادگی‌ نگارش شده است. این رمان با 465 صفحه، در سال 1401 از نشر شقایق منتشر شده است.

 

مقدمه رمان جای خالی ات :

کاش دلتنگی بیماری بود
بستری می شدی
درش می آوردند
دورش می انداختند و در شیشه های الکل نگه می داشتند
تا به بیمارهای دیگر بگویند
این دل تنگی بزرگ را ما در آوردیم
نمی شود کاری کرد
باید آن را کشید
مثل حبس

 

خلاصه رمان جای خالی ات :

رمان جای خالی ات، داستان حنا و امیردانیال است. دو شخصی که گذشته مشترک و پر تب‌وتابی داشته‌اند…
و حالا بعد از چند سال دوری ناخواسته روبروی هم قرار می‌گیرند…

 

مقداری از متن رمان جای خالی ات :

گندم یک ریز گریه می کرد و آرام نمی شد. وسط پذیرایی نشسته بود و بی قراری می کرد. پلک بستم و با دو انگشت شقیقه هایم را فشار دادم تا کمی درد بی امان سرم آرام بگیرد. تمام دیوارهای خانه سمتم هجوم می آوردند. از روی مبل بلند شدم و سمت دختر کوچکم رفتم. زیر بغلش را گرفتم و روی پاهایم نشاندمش. با درد لبخند زدم:
ـ هیس خوشگلم… چرا گریه می کنی جون مامان؟
چشم های درشت و اشکی اش را در کاسه چرخاند و نگاهم کرد. مرواریدهای درشت اشک روی گونه های نرم و تپل دختر کم سرسره بازی می کردند. با نوک انگشت اشک هایش را زدودم. با بغض و لحن کودکانه اش گفت:
ـ دده… پا… لک…
و با انگشت در را نشان داد. منظورش را خوب فهمیدم. دخترم هم مثل من دلش گرفته بود و می خواست از این چهاردیواری قفس مانند فرار کند. نگاه غم زده ام در خانه نقلی و ماتم زده امان چرخید.
کاغذ دیواری های کرم فضا را دلگیرتر کرده بودند.
جای جای خانه برایم یادآور حضور سجاد بود. چقدر جایش خالی بود! ده ماه بود که او نبود و این خانه
دیگر رنگ شادی را ندیده بود.
سر گرد و پر مویش را بغل گرفتم و روی موهایش را بوسه زدم.
ـ باشه عسلکم… می ریم پارک.
بغلش کردم و به اتاق خواب رفتم. روی تخت نشاندمش و به رویش لبخند زدم. نگاهم روی لباس های پخش شده اش روی تخت گشتی زد:
ـ خب حالا چی بپوشه خوشگل خانوم من؟
او که فهمیده بود قرار است حاضر شود، با ذوق خندید و دستانش را برهم کوبید. از شوقش به وجد آمدم و دردم را اندکی فراموش کردم. لباس ها را زیرورو کردم و در همان حال با عروسک زنده ام حرف زدم:
ـ ببین لباساتو ریخت و پاشه… همه ش تقصیر توئه کوچولو که اجازه نمی دی به کارام برسم.
با دیدن پیراهن قرمز رنگش دستم خشک شد و لبخند روی لبم ماسید. خاطرات وحشیانه روی قلبم پنجه کشید. لباس را روی تنش نگه داشتم و با صدای خش برداشته از بغض گفتم:
ـ عالیه… همینو تنت می کنم. اینو… بابا سجاد، واسه ت گرفته بود. یادته عزیزکم؟
کودکم ذوق زده به پیراهن نگاه کرد. مانند پدرش عاشق رنگ قرمز بود. صدای پر از خوشحالی سجاد در
گوشم زنگ خورد:
«ـ بیا… ببین چه بهش می آد!
چشمانم را بستم. در آشپزخانه بودم که سجاد صدایم کرد. به خاطر اصرارهای بیش از حدش تمام کارهایم را رها کردم و به پذیرایی رفتم. سجاد با دیدنم پیراهن را بالا آورد:
ـ ببین خانوم چی واسه دخترمون خریدم!
با خنده ای حرصی در جوابش گفتم:
ـ بازم قرمز؟ اینکه برای گندم بزرگه سجاد.
بی خیال لباس را روی زانوهایش گذاشت:
ـ نگفتم که الان تنش کن. تابستون دیگه اندازه شه.»
بیشتر از این تاب نیاوردم. در دل زمزمه کردم “تابستون رسید ولی چرا خودت نیستی؟” تندتند سرم
را تکان دادم تا از هجوم بی امان خاطرات فرار کنم.
سد چشمانم شکست و اولین قطره اشکم روانه شد، اما خیلی زود پاکش کردم و اجازه پیشروی به سیل اشکهایم ندادم. جایی وسط سینه ام می سوخت. میان اشک و لبخند پیراهن را تن گندم کردم روی زمین نشاندمش و عروسکش را دستش دادم.
ـ بازی کن تا مامان لباس بپوشه.
گندم که عروسکش را دیده بود توجهی به من نکرد و مشغول بازی شد. چشم از او گرفتم و به بالکن رفتم. مانتوی مشکی ام را که شسته بودم از روی بند رخت کشیدم و به اتاق برگشتم.

 

نحوه تهیه و مطالعه رمان جای خالی ات :

رمان جای خالی ات از طریق انتشارات شقایق و کتاب فروشی های معتبر قابل تهیه می باشد.

 

بیوگرافی مائده باوند پور :

مائده باوند پور، متولد سال 1377، نویسنده‌ی ایرانی می‌باشد. ایشان بیشتر در ژانر عاشقانه، اجتماعی و خانوادگی قلم می‌زند.

 

آثار مائده باوند پور :

رمان جای خالی ات _ انتشارات شقایق
رمان مبتلا _ انتشارات شقایق
رمان نهال _ انتشارات ری را
رمان یادگار نرگس ـ مجازی
رمان روزهای وارونه ـ مجازی

نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید؟
https://romanclub.ir/?p=4362
لینک کوتاه:
نظرات

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

موضوعات
ورود کاربران
درباره ما
\"رمان کلوب: ماجراجویی در دنیای کتاب‌ها، در کنار دوستان جدید. اینجا، هر کتاب‌خوانی یک همراه پیدا می‌کند. عضو شو و با هم کتاب‌خوانی را به یک تجربه‌ی اجتماعی تبدیل کنیم!\" \"رمان کلوب: برای آن‌ها که رمان نفس می‌کشند. پاتوقی گرم و صمیمی برای عاشقان کتاب، پر از رمان‌های جذاب، گفتگوهای داغ و پیشنهادهای هیجان‌انگیز. همین حالا عضو شو و به جمع ما بپیوند!\"
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان کلوب " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!