نحوه دانلود رمان غزال
معروف ترین رمان طیبه امیر جهادی با نام غزال، که این روزها به چاپ چهلوهشتم خود رسیده است، داستان دختری است که گل سرسبد یک طایفه محسوب میشود. پسرعموهایی دارد شیدا و عاشق او و در واقع غزال قصه خواهان فراوان دارد؛ اما یک آشنایی سبب میشود که غزال با کس دیگری عروسی کند. داستان غزال پر است راهنمایی و درس زندگی برای دختران جوان. این داستان عاشقانه و اجتماعی، با استقابل علاقهمندان به رمانهای عامهپسند روبهرو شد و خیلی زود جای خود را در قلب مخاطبان باز کرد. این رمان در 680 صفحه و در سال 1383 به چاپ رسید.
سها و غزال خیلی زود باهم دوست و آشنا میشوند. در رو تولد سها، دو خانواده نیز بنای دوستی را میگذارند و پایهی دوستی این دو دختر را قویتر و محکمتر میکنند. تا اینکه برادر سها به ایران برمیگردد و دیدار آن دو، اتفاقاتی را رقم میزند که سرنوشت هر دو نفر تغییر میکند.
نیم ساعتی از رنگ کلاس گذشته بود ولی هنوز از دبیر فیزیک خبری نبود. بچه ها از زیبا خواستند به دفتر برود و علت نیامدن معلم را بپرسند. زیبا سال قبل هم نماینده کلاس بود و امسال هم باز نمایندگی را به عهده اش گذاشته بودند. بعد از چند دقیقه، زیبا با خوشحانی وارد شد و خبر داد که فعلا این هفته دبیر فیزیک نداریم. دبیر خودمان به مدرسه دیگری منتقل شده است. همه هو را کشیدند. خوشحال از اینکه ساعتی را به حرف زدن می گذراندند. از سها خواستم که پیش ما بیاد. بعد از کمی صحبت، بهناز گفت:
ــ سهاجون برای آشنایی بیشتر اول از خودت بگو، بعد یکی یکی با شجرنامه بقیه باخبر میشی. به عنوان مثال این غزال میمون رو که امروز باهاش آشنا شدی، پدرش کرده و مادرش ترک ارومیهست. به خواهر داره، چهار تا عمو و دو تا عمه که پسراشون مثل به تیکه ماه می مونن، الهی همهشون پیشمرگم بشن.
سها لبخندی زد و گفت: چطور دلت میاد بهش بگی میمون، غزال خیلی خوشگله!
مینا گفت: بهناز تو هم کشتی ما رو با این توضیح دادنت، تا ولت می کنی، آمار و ارقام پسرا رو تحویل می دی.
بعد رو به سها گفت: سهاجون اول از همه این دیوونه رو که می بینی تهرانیه و فقط به برادر داره که به تازگی ازدواج کرده، زیبا خواهر منه که دوقلو هستیم و خواهر و برادر دیگه ای نداریم و اهل تهرونیم. بنفشه مطرب و آوازخون کلاس، اهل آبادان که یک خواهر کوچکتر از خودش داره و برادرش سه سال از خودش بزرگتره، ثریا هم تبریزیه و دو تا برادر داره که از خودش کوچکترن. حالا نوبت شماست.
سها گفت: من دو تا برادر دارم که بزرگتره سپهره و سال آخر دانشگاه مهندسی ساختمان و سهیل کلاس سوم راهنمایی پدر و مادرم اهوازی و دختر عمه و پسردانی هستن؛ ولی همهی ما تو ایتالیا به دنیا اومدیم.
بهناز گفت: آخ جون، بهتر از این نمیشه، خیلی عالیه؛ چون این داداشت آقا سپهر، باب دندون من پیرزنه. شاید خدا فرجی کرد و من تونستم خودمو غالبش کنم.
سها لبخند ملیحی بر لب آورد و گفت: نه تو پیرزن نیستی؛ ولی میشه منظورتو از غالب کردن بگی چیه؟
شلیک خنده به هوا برخاست. مینا که معلم اخلاق لقب داشت، جواب داد: این دیوونه تا اسم پسر میاد، آب دهنش راه می افته، برای همین می خواد هزار تا شوهر کنه. به روز زن دایی من میشه روز دیگه زن پسرعموی غزال.
بهناز ــ خوب من به چیزی میگم؛ ولی تا به حال عرضه نداشتم به شوهر مشتی پیدا کنم، چه برسه به هزار تا! همهش حرفه، کو مرد عمل؟
مینا ــ اگه مرد عمل بودی که خفهت می کردم.
بهناز ــ اتفاقاً اگه خفه ام کنی بهتره؛ چون امسال قحطی شوهره. البته طبق آمار، تعداد دختران بیشتر از پسراست.
بهناز ــ اگه قبول کنی زن پدر بزرگم بشی، خیلی خوب میشه. هم اون از تنهایی در میاد، هم تو صاحب شوهر میشی. بیچاره تنها دلخوشیش به تابستوناست که همه دوروبرش جمع بشن.
بهناز – باشه قبوله، به شرطی که تمام داراییش رو به اسمم بکنه. اونوقت من قول میدم به سال نرسیده، دق مرگش کنم و بعد از دوسه ماه به به پسر خوش تیپ و جوون و مامانی شوهر کنم.
رمان غزال از طریق انتشارات علی و کتاب فروشی های معتبر قابل تهیه می باشد.
خانم طیبه امیر جهادی متولد سال ۱۳۵۳ زاده ی تبریز هستند؛ اما در بندرعباس زندگیکردند. تحصیلات خود را در رشته ی تجربی تمام کردند.
رمان فقط چند دقیقه _ انتشارات علی
رمان رویای خام _ انتشارات علی
رمان راهی از شوره زار _ انتشارات علی
رمان در امتداد حسرت _ انتشارات علی
رمان غزال _ انتشارات علی