نحوه دانلود رمان خیانتکار من
رمان خیانتکار من به نویسندگی لولیتا، داستان زندگی دختری جذاب به نام ماهین است که پسر عموی خودش زانیار نامزد میکنه.
در پی تدارکات عروسی هستن که زانیار مجبور میشه به سفر کاری بره. سفری که اونجا تصادف میکنه و شایعه میشه مرده و به خاطر همین موضوع پدر ماهین به اجبار اونو به عقد یکی دیگه در میاره. تا وقتی که زانیار برمیگرده و تشنهی انتقام از ماهین و پدرش میشه و…
رمان خیانتکار من به قلم لولیتا در ژانر عاشقانه و هیجانی نوشته شده. روایتی خوب و زیبا دارد.
رمان خیانتکار من به قلم لولیتا، داستان زندگی پسری به نام زانیار است که با ماهین دختر عموی خود نامزد میکند و قبل از عروسی به سفر کاری میرود. با تصادفش، شایعه میشود که او مرده و وقتی برمیگردد میبیند که نامزدش با شخص دیگری عقد کرده و…
-زانیار توروخدا تورو به ولای علی اشتباه فکر میکنی..
بلند سرم داد زد و محکم تو دهنم کوبید :
-که اشتباه فکر میکنم آرهه؟!
آروم تو گوشم غرید:
-چن تا چن تا، گفتی زانیار نیستش خوب وقتیه منم برم شوهر کنم
من یه شوهری نشونت بدم اون سرش ناپیدا…
نزدیکم شد که تند عقب رفتم.
جیغ زدم:
-خستم کردی دیگه هم خودت هم رفتارات نمیخوامت دیگه بفهم دیگه..
با شنیدن این حرفم انگار انبار باروتو آتیش زدم به آنی صورتش مث لبو قرمز شد و رگ گردنش متورم تر از قبل شد.
-که منو نمیخوای آره؟! معشوقه زانیاری و میخوای زن بقیه بشی؟!
سعی میکنم از زیر دستش فرار کنم.
هرچقد جیغ میزدم ولی انگار منو نمیدید! و هرلحظه بدتر از قبل میزدم
نایی دیگه برام نمونده بود که انگاری خسته شد گوشه ای نشست و بهم خیره شد.
همونطور که نشسته بود کشون کشون نزدیکم شد ترسیده عقب رفتم که چسبیدم به دیوار پشت سرم.
دستاشو قاب صورتم کرد و اروم گفت:
-من چیم از اون کمتر بود که بخاطرش بهم نارو زدی؟ ها؟!
جواب منو بده ماهین؟
بغضش با صدای بدی شکست.
تا به حال زانیارو اینطور ندیده بودم.
صدای هق هق مردونه اش کل اتاقو پر کرده بود.
-من اون یکسالی که رفته بودم اونور اب فقط به امید تو واسه مسابقات اماده میشدم که بیام خواستگاریت بشی زنم ولی الان چی؟!
اشکام دونه دونه پایین میریخت عذاب وجدان مثل خره داشت وجودمو میخورد..
– زانیار از اولش اشتباه بود غلط بود هروز یه جاییم از دسته کتکا و وحشی بازیات داغون بود بخدا نمیـ…
نزاشت حرفمو ادامه بدم تند وسط حرفم پرید و خیره شد به چشمام..
-نامزدیتو بهم میزنی نمیزارم مال کسی جز خودم بشی..
ترسیده بهش خیره شدم و تند لب زدم:
-چی میگی زانیار من دوسش دارم..
سرشو جلو اورد تا حدی که نفساش تو صورتم میخورد.
– به اتیش میکشونم عروسی که عروسش تو باشی..داغتو به دلش میزارم،حالای هی دم از نخواستن بزن..
– توروخدا حرفامو بفهم…من الان نامزد دارم بیخیال شو بابا..
با دستش چند بار تو دهنم کوبید که لال شدم. عربده کشید:
– خفه شو ماهین..ببر صداتو تا خودم نبریدمش بلایی سرت میارم مجبور شی به پام بمونی..
سانت صورتم رو با نگاهش رد میکنه و بی هوا یکی از دستاش رو بنده چونه م می کنه.
محکم چونه م رو با انگشتاش فشار میده .
دستو پا میزنم تا ولم کنه ولی ول کن نیس..
سرشو نزدیک میاره که نفسم میره..
با چشمای گشاد شده چشم های قرمز رنگش رو نشونه می گیرم…
خیره بهم شمرده شمرده میگه:
-جنازه اتم بهش نمیدم چه برسه به خودت..چیزی که از اول مال من شد مال من میمونه
بغض کرده نگاهش میکنم..
مهلت نمیده فاصله رو به صفر میرسونه.
رمان خیانتکار من به قلم لولیتا را به صورت فایل مجازی فروشی، از طریق کانال شخصی نویسنده میتوانید تهیه کنید.
لولیتا با نام مستعار، نویسنده و رمان نویس بیست و یک ساله و ساکن شهر تهران هستن.
نویسندگی رو از سه سال پیش شروع کردن و پنج اثر دارن.
رمان عروس مجازی – درحال تایپ
رمان تا ته دنیا دوست دارم – فروش مجازی
رمان خیانتکار من – فروش مجازی
رمان مانا دختری شرور – فروش مجازی
رمان بازی در خون – درحال تایپ