رمان ماهور از نگار مقیمی یک رمان در ژانرهای رمان آسیب اجتماعی|رمان اجتماعی|رمان انتقامی|رمان عاشقانه می باشد که سال 1396 در اپلیکیشن رمان کلوب منتشر شده است.
مقداری از متن رمان:
فرزاد: توی این دنیا هیچ بی گناهی وجود نداره… تو تنها کسی نیستی که به گناه بی گناهی مجازات میشی… اینجا بی گناها گناهکارترین آدمان…
***
ساشا: چرا میخوای کنارت باشم؟
ماهور: چون نمی زاری کسی بهم آسیب بزنه…
ـ پس چرا ازم فرار می کنی؟
ـ چون خودت بهم آسیب میزنی..
ـ چرا نرفتی پیش پلیس تا همه چی رو بگی؟
ـ چون من فقط تو رو دارم…
***
ماهور: مگه نمیگن بخند تا دنیا به روت بخنده؟
سامان: میگن…
ماهور: پس چرا من هر چی میخندم دنیا تو روم فقط تف میندازه؟
***
یلدا: زدت؟
ماهور: نه!
یلدا: پس چیکار کرد باهات؟
ماهور: بدترین کاری که میتونست…
یلدا: چی؟
ماهور: ولم کرد.
***
ماهان: از کی تا حالا خواهر من شده دارایی تو؟
ساشا: از وقتی نامزد من و برداشتی و گورت رو گم کردی. از وقتی خواهرت خواه ناخواه پاش رو توی خونه ی من گذاشت. از وقتی بچه ی من توی شکمش به پرورش افتاد.
***
ماهور: ته خط که یک دره و پرتگاه نیست… وقتی نه پشت و پناه داری نه شونه ای که بهش تکیه کنی… وقتی میشی “فقط یه اسم روی کاغذ”… وقتی انقدر تنهایی که خدا هم بهت پشت کرده یعنی ته خط…