رمان ژینو از هاله بخت یار یک رمان در ژانرهای رمان اجتماعی|رمان روانشناسی|رمان عاشقانه می باشد که سال 1401 در اپلیکیشن رمان کلوب منتشر شده است.
مقداری از متن رمان:
– من حالم خوبه… من خوبم… ببین!
میخواهم فاصله بگیرم و نمیگذارد! محکمتر مرا در آغوش میگیرد و سر خوردن خون روی پهلویم را حس میکنم.
– نقره… نقرهی من… فکر کردم… فکر کردم از خودم گرفتمت! آخ نقره…
دلم آتش میگیرد از قلبش که در مرز ایستادن است و میان گریه صدا بالا میبرم:
– من نقره نیستم!
نفسهایش قطع میشود و گره دستانش باز… مثل کسی که پس از نفس آخر، دستش بیجان کنارش میافتد.
با ترس بلند میشوم و او، دست ستون تنش میکند و مینشیند. سیب گلویش پایین میرود و اشکی روی گونهاش سر میخورد. دلم برای مظلومیت این مرد میمیرد…
– نیستی؟
لحنش التماسم میکند که بگویم هستم! بگویم که من، همان نقرهام و او همان آبانِ صد و چند سال قبل ولی زبانم نمیچرخد:
– نه…
صورتش سرختر میشود. نفسهایش شدیدتر… دستانش بدتر لرزش میگیرند و ناگهان گیتارش را با تمام قدرت روی سرامیکها پرت میکند و همزمان با جیغ ترسیدهی من، با درماندگی فریاد میزند:
– پس کی هستی؟ کی هستی که یه خواب راحت رو ازم گرفتی؟ کی هستی که زندگیم با دیدنت جهنم شد؟