لینک مستقیم بدون سانسور دانلود رمان شوبات از ملیکا شاهوردی
توضیحات مهم رمان شوباترمان شوبات یک رمان فروشی در حال انتشار است که بصورت هفتگی توسط نویسنده یعنی خانم ملیکا شاهوردی در اپلیکیشن رمان کلوب بروزرسانی و آپدیت می شود.
چکیده خلاصه رمان شوباترمان شوبات روایت گر سرگذشت دختریه که در پی ناپدید شدن دوستش، پا به ویلای مردی ترک تبار و گنگستر که صاحب بزرگترین ...
لینک مستقیم بدون سانسور دانلود رمان شوبات از ملیکا شاهوردی
توضیحات مهم رمان شوباترمان شوبات یک رمان فروشی در حال انتشار است که بصورت هفتگی توسط نویسنده یعنی خانم ملیکا شاهوردی در اپلیکیشن رمان کلوب بروزرسانی و آپدیت می شود.
چکیده خلاصه رمان شوباترمان شوبات روایت گر سرگذشت دختریه که در پی ناپدید شدن دوستش، پا به ویلای مردی ترک تبار و گنگستر که صاحب بزرگترین بارهای زنجیره ای ترکیه است میگذارد و…
هدف نویسنده از نوشتن رمان شوبات از ملیکا شاهوردیهدفم از نوشتن رمان شوبات ایجاد سرگرمی و القای تجربه است.
با عجله و به سختی، اسپری فلفلی که در جیب کاپشنش پنهان کرده بود را درآورد و در دستش گرفت.
همزمان با خم شدن مرد؛ خودش را به جلو کشید.
در ثانیه ای، به کمک دندان هایش در اسپری را کند؛ بلافاصله دکمه اش را به پایین فشرد و به صورت مرد پاشید.
با برخورد محتویات داخل اسپری به صورت مرد و سوزش شدید چشمش، فریاد پر دردی زد و روی زمین نشست.
فرصت را از دست نداد؛ سینه خیز خودش را جلو کشید و از زیر تخت به بیرون آمد.
همانطور که عقب عقب میرفت، آب دهانش را قورت داد و ترسیده به مرد نگاه کرد؛ از جایش بلند شده بود و ناله کنان داشت چشمانش را میمالید.
دستش را به پیشانی اش کشید و سردرگم به اطراف نگاه کرد.
باید مرد را خفه میکرد و صدایش را میبرید؛ وگرنه هرآن ممکن بود کسی صدایش را بشنود و بقیه را از وجودش مطلع کند.
چشمش به آباژور چوبی کنار تخت خورد؛ بدون فکر کردن به چیزی یا حتی کسی، آباژور را چنگ زد و با تمام قدرت به سر مرد کوبید.
همزمان با زمین افتادن جسم بی جان مرد؛ آباژور نیز از دست دنیز به زمین پرتاب شد.
دستانش را روی صورتش گذاشت و ناباور به زیر پایش نگاه کرد. آنچنان در شوک فرو رفته بود که حتی نمیتوانست پلک بزند؛ گویی خودش هم حرکتی که انجام داده بود را باور نمیکرد.
https://romanclub.ir/?p=1108
لینک کوتاه: