لینک مستقیم بدون سانسور دانلود رمان من یک ملکه ام از نیلوفر لاری
چکیده خلاصه رمان من یک ملکه ام
سرگذشت دو خانواده که باهم بر سر پیدا کردن یک گنج بزرگ رقابت دارند و در یک ناحیه دورافتاده موقتا اقامت کرده اند.
هدف نویسنده از نوشتن رمان من یک ملکه ام
ایجاد سرگرمی، به دست آوردن تجربه در نوشتن یک رمان در سبک ...
لینک مستقیم بدون سانسور دانلود رمان من یک ملکه ام از نیلوفر لاری
افرا که نزدیک بود هسته ی گیلاس بپرد توی حلقش با چشمان به آب نشسته وسط سرفه هایش گفت
-خانوادگی یعنی ؟
انگار باور نداشت منظور بابا همین بوده باشد .درحالی که بود .من به جای بابا گفتم
-آره دیگه خانوادگی !
و سرم را توی گوشش کشیدم و با مسخرگی گفتم
-قراره مثل بچه های کوه آلپ زندگی کنیم !
او هم کنار گوشم پچپچ کرد
-از حالا بگم .گاوا رو باید تو بدوشی .منم تخما رو از زیر ک.و.ن مرغا و غازا جمع میکنم .
و بعد هردو نخودی خندیدیم . بابا مشتش را به نشان اخطار روی میز کوبید و به ما چشم غره رفت .
روجا سرگشته نگاهی به مامان انداخت و با اعتراض گفت
-مامان .جدی جدی که نمی خوایم بریم !؟
https://romanclub.ir/?p=1063
لینک کوتاه: