دانلود رمان مو نارنجی من از مریم صدر
  • نام: مو نارنجی من
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: مریم صدر
  • صفحات: 931
این روایت به زندگی درهم‌تنیده‌ی زمین‌داران و کارگران یک مزرعه‌ی خانوادگی در حومه‌ی لاهورِ پاکستان می‌پردازد و با جزئیاتی دقیق و گیرا، تصویری از مردمی با روابط پیچیده و خاص در این مکان به نمایش می‌گذارد. خدمتکاران عمارت اشرافی یک فئودال، روستاییانی که به امید لطف او چشم دوخته‌اند، و آشنایانی که بخت خود را در شهر جسته‌اند، همگی با چالش‌های مختلفی روبه‌رو می‌شوند: از یک سو سکون و رکود و از سوی دیگر فرسایش سنت‌ها و مواجهه با تغییرات ناگهانی. هر یک از آنها باید خود را برای رویارویی با ناشناخته‌های زندگی آماده کنند..

موضوع اصلی رمان مو نارنجی من:

این روایت به زندگی درهم‌تنیده‌ی زمین‌داران و کارگران یک مزرعه‌ی خانوادگی در حومه‌ی لاهورِ پاکستان می‌پردازد و با جزئیاتی دقیق و گیرا، تصویری از مردمی با روابط پیچیده و خاص در این مکان به نمایش می‌گذارد. خدمتکاران عمارت اشرافی یک فئودال، روستاییانی که به امید لطف او چشم دوخته‌اند، و آشنایانی که بخت خود را در شهر جسته‌اند، همگی با چالش‌های مختلفی روبه‌رو می‌شوند: از یک سو سکون و رکود و از سوی دیگر فرسایش سنت‌ها و مواجهه با تغییرات ناگهانی. هر یک از آنها باید خود را برای رویارویی با ناشناخته‌های زندگی آماده کنند..

مقداری از متن رمان مو نارنجی من:

اون دختره رو ولش کن ،قول میدم تا اخرین لحظات عمرم کنارت باشم و نیازاتو از هر احساسی بر طرف کنم من میتونم بهت عشق واقعی و تقدیم کنم. _ خفه شو فقط دهنتو ببند و روی هوس کثیفت اسم عشقو نذار. دیگه طاقت نیاوردم و کل پله ها رو تا پایین دویدم. دختره پشتش به من بود و با صدای برخورد پاهام با پله ها برگشت. با چشمای گرد شده نگاهم کرد. رایین با دیدنم دوید سمتم ،قطره اشکی از چشمام چکید و لب زدم رایین… گفت: جان رایین؟ دختره با حرص گفت: فارسی حرف نزنین… بی توجه بهش خودمو تو بغل رایین جا دادم .

صدای دختره اومد ، اینا رو از جلوی چشمم ببرین. دو نفر ریختن سرم و با دستمالی منو بیهوش کردن. چشم که باز کردم رایین با صورت خونی جلوم نشسته بود . خواستم حرفی بزنم که فهمیدم دهنم بستست. چشمای نیمه بازی که زیرش کبود بود عجیب قلبمو می فشرد. بریده بریده و بزور گفت: ب… بالاخره… چشماتو ….باز …..کردی؟ بی صدا زدم زیر گریه. با دهن بسته صدا های نامفهموی درمیاوردم. سعی می کردم دستامو باز کنم ولی نشد. دوباره صداش اومد : ب…به…ارمین گفتم اگه بعد از سه ساعت خبری نشد پلیس خبر کنه…حتما دیگه پلیسا میرسن.

از گوشه لبش خون اومده بود و خشک شده بود … دختره وارد شد . توی دستش کلت رو می چرخوند. با پوزخند بهم نزدیک شد، چسب رو محکم از روی دهنم کند، طوری که زیر لب اخی گفتم. چونمو محکم توی دستش گرفت و سرمو بالا اورد. با نفرت توی چشمای وحشیش خیره شدم. فشار دستشو روی چونم بیشتر کرد و از بین ردیف دندون های سفیدش غرید: کاری می کنم که از عاشقی پشیمون بشی، بعد انگار با حرفی که زده اروم شده باشه قهقه بلندی سر داد. کلتش رو دور انگشت اشارش چرخوند و با شستش نگهش داشت. با قدم های اروم به سمت رایین می رفت.

درست کنارش ایستاد، تفنگ رو روی شقیقه رایین گذاشت. چشمام بی اختیار گرد شد و نگاهم پوزخند دختره رو نشونه گرفت. قلبم خودشو به درو دیوار سینم می کوبید. حس می کردم یکی تو قلبم چاقو فرو کرده . داد کشیدم: چه غلطی داری می کنی ؟ قهقه ای که زد برام مثل ناقوس مرگ بود بلند تر از من داد کشید : ببین چطوری جون عشقتو جلوی چشمات میگیره. تفنگ رو اماده شلیک کرد رایین با لحن ارومی که منو میترسوند گفت: چرا معطلی؟ مرگ بهتر از خیانته… بهتر از عذاب کشیدن نهاله…. تو با کشتن من هیچ کاری نمیکنی جز اینکه خودتو بدبخت می کنی و ما رو خوشحال.

اطلاعات کتاب
  • نام: مو نارنجی من
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: مریم صدر
  • تعداد صفحات: 931
خرید کتاب
60,000 تومان
نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید؟
https://romanclub.ir/?p=5834
لینک کوتاه:
برچسب ها
دیگر آثار
نظرات

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

موضوعات
ورود کاربران
درباره ما
\"رمان کلوب: ماجراجویی در دنیای کتاب‌ها، در کنار دوستان جدید. اینجا، هر کتاب‌خوانی یک همراه پیدا می‌کند. عضو شو و با هم کتاب‌خوانی را به یک تجربه‌ی اجتماعی تبدیل کنیم!\" \"رمان کلوب: برای آن‌ها که رمان نفس می‌کشند. پاتوقی گرم و صمیمی برای عاشقان کتاب، پر از رمان‌های جذاب، گفتگوهای داغ و پیشنهادهای هیجان‌انگیز. همین حالا عضو شو و به جمع ما بپیوند!\"
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان کلوب " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!