دانلود رمان نقطه ویرگول از نسا حسنوند
  • نام: نقطه ویرگول
  • ژانر: عاشقانه، مافیایی
  • نویسنده: نسا حسنوند
  • صفحات: 1240
سرنوشت دو روح شکسته در لحظه‌ای حساس با هم تلاقی می‌کند. سپیده، مادری که بعد از از دست دادن نوزادش، تمام امید خود را از دست داده و تصمیم گرفته است به زندگی‌اش پایان دهد. از سوی دیگر، شادمهر، وارث برجسته‌ای که برای حفظ میراث خانوادگی‌اش نیاز به زنی دارد که بتواند برای او فرزندی بیاورد. در لحظه‌ای که سپیده در آستانه پایان دادن به همه چیز است، شادمهر سر می‌رسد؛ برخوردی که زندگی هر دو را به شکل عجیبی تغییر می‌دهد و جریانی تازه از امید و تلاش را آغاز می‌کند، شاید این بار تقدیر چیزی متفاوت برایشان در نظر گرفته باشد...

موضوع اصلی رمان نقطه ویرگول:

سرنوشت دو روح شکسته در لحظه‌ای حساس با هم تلاقی می‌کند. سپیده، مادری که بعد از از دست دادن نوزادش، تمام امید خود را از دست داده و تصمیم گرفته است به زندگی‌اش پایان دهد. از سوی دیگر، شادمهر، وارث برجسته‌ای که برای حفظ میراث خانوادگی‌اش نیاز به زنی دارد که بتواند برای او فرزندی بیاورد. در لحظه‌ای که سپیده در آستانه پایان دادن به همه چیز است، شادمهر سر می‌رسد؛ برخوردی که زندگی هر دو را به شکل عجیبی تغییر می‌دهد و جریانی تازه از امید و تلاش را آغاز می‌کند، شاید این بار تقدیر چیزی متفاوت برایشان در نظر گرفته باشد…

مقداری از متن رمان نقطه ویرگول:

واکنش پرستاران و همکاران دیگر که به خاطر جیغ های آن زن، تماشایمان میکردند بی اهمیت ترین چیز بود. حق داشتند… همه از اخلاق من باخبر بودند. متعجب بودند که در مقابل هرز رفتن دست های این زن، با آرامشی هرچند ظاهری، مقابله کردم. انقدر خودش درمانده بود که اگر میخواستم هم، اعصاب تند برخورد کردن نداشتم. دستی به یقه ی روپوشم کشیدم و زیر لب طوری که فقط او بشنود، گفتم: – من چنین لطفی به هیچ کس نمیکنم ولی تو انقدر بدبختی که حتی دل من هم برات میسوزه. آدم های ضعیف حق زندگی کردن ندارن، خودت انتقامت رو بگیر.

از کنار نگاه ماتش گذر کردم و او را با دنیایی از غم تنها گذاشتم. شاید باورش نمیشد یک پزشک به ظاهر متشخص، یک آدم تحصیل کرده که برای نجات جان دیگران تلاش می کرد او را برای قتل شوهرش وسوسه کرده است. من براساس گفته های خودش ته زندگی اش را خواندم. زنی بی کس وکار، با یک شوهر مفنگی و دائم الخمر. کسی که فقر از سرتاپایش داد میزد و حتی شوهرش حاضر نشده بود برای نجات فرزندشان همراهش بیاید. حتماً فرار کرده بود من در شناختن آدم های پست حرفه ای بودم  از سالن حسابی فاصله گرفتم که دوباره صدای ضعیف شیون هایش به گوشم رسید.

حدس زدم جنازه را بیرون آوردند. شک نداشتم بهترین نصیحت عمرش را از من شنیده بود. برای زنی که قرار بود پاره ی تنش را با دست های خودش به خاک بسپارد قانون انتقام گیرنده ی خوبی نبود. همیشه ضعیف عمل می کرد. دنبال عدالت بود ولی بی عدالت ترین اتفاق ها را رقم میزد نفس عمیقی کشیدم و به سمت محوطه ی بیمارستان رفتم تا کمی هوای سرد را نفس بکشم. تنها جایی که حتی شب ها هم در آرامش نبود و پر از رفت و آمد بود. کاش میتوانستم دیگر به اینجا نیایم. دقیقاً ۱۲۱ روز از خلاص شدن از شر این فضای مزخرف و تنبیه طاقت فرسا مانده بود.

باید تحمل میکردم. بالاخره راحت می شدم. بهتر بود امشب را هم اضافه کاری میماندم این مغز خیال خوابیدن نداشت. باید گیس میبریدم برای این غم کاش میمردم و نمیدیدم طفل بی گناهم را پنهان شده زیر ملحفه ای سفید. کاش میمردم و نمیدیدم بچه ای را که ۹ ماه تمام شریک هم و غم مادرش شده بود حالا باید سهم . خاک میشد. قفسه ی سینه ام را چنگ زدم و بالا آوردم. بعد از نیم ساعت که سرمم تمام شد، گفتند باید تخت را خالی کنم. با آن پاهای بیجان خودم را به تاریک ترین نقطه رساندم. تک و تنها میان تاریکی گوشه ی حیاط بیمارستان.

اطلاعات کتاب
  • نام: نقطه ویرگول
  • ژانر: عاشقانه، مافیایی
  • نویسنده: نسا حسنوند
  • تعداد صفحات: 1240
خرید کتاب
60,000 تومان
نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید؟
https://romanclub.ir/?p=5782
لینک کوتاه:
برچسب ها
دیگر آثار
نظرات

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

موضوعات
ورود کاربران
درباره ما
\"رمان کلوب: ماجراجویی در دنیای کتاب‌ها، در کنار دوستان جدید. اینجا، هر کتاب‌خوانی یک همراه پیدا می‌کند. عضو شو و با هم کتاب‌خوانی را به یک تجربه‌ی اجتماعی تبدیل کنیم!\" \"رمان کلوب: برای آن‌ها که رمان نفس می‌کشند. پاتوقی گرم و صمیمی برای عاشقان کتاب، پر از رمان‌های جذاب، گفتگوهای داغ و پیشنهادهای هیجان‌انگیز. همین حالا عضو شو و به جمع ما بپیوند!\"
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان کلوب " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!