دانلود رمان اون کیه از حانیا بصیری
  • نام: اون کیه
  • ژانر: عاشقانه، روانشناسی، طنز
  • نویسنده: حانیا بصیری
  • صفحات: 1235
"آنا بعد از ده سال دوری به ایران برمی‌گردد. در فرودگاه با مرد جوانی روبه‌رو می‌شود. مردی که انگار او را خوب می‌شناسد! او با صمیمیت با آنا حرف می‌زند و نشانه هایی به او می‌دهد که آنا متعجب می‌شود! اما مشکل اینجاست..آنا او را نمیشناسد. مرد گمان می‌کند آنا با او شوخی میکند و قبل از رفتن به او یاد آوری می‌کند که قولی که به او داده را فراموش نکند!

دانلود رمان اون کیه از حانیا بصیری

موضوع اصلی رمان اون کیه:

“آنا بعد از ده سال دوری به ایران برمی‌گردد. در فرودگاه با مرد جوانی روبه‌رو می‌شود. مردی که انگار او را خوب می‌شناسد! او با صمیمیت با آنا حرف می‌زند و نشانه هایی به او می‌دهد که آنا متعجب می‌شود! اما مشکل اینجاست..آنا او را نمیشناسد. مرد گمان می‌کند آنا با او شوخی میکند و قبل از رفتن به او یاد آوری می‌کند که قولی که به او داده را فراموش نکند!

مقداری از متن رمان اون کیه:

با شنیدن کلمه “قرار” وا رفتم! به تصویر رنگ پریده ام تو آینه کمد نگاه کردم و آب دهنمو قورت دادم. – رفتم سر قرار؟ – آره دیگه چندبار بگم. – من بیست و چهار ساعت نمیشه اومدم اینجا با کی میخواستم قرار بزارم؟ عقل داری تو؟؟ – خوب گفتم شاید اونور آب که بودی رابطه لانگ دیستنس باهاش برقراری کردی. دستمو گذاشتم رو ملافه و مشت کردم – نه مثل اینکه تو واقعا نفهمی. – ببین آنا با این حرفت واقعا بهم برخورد! عصبی خندیدم : – عالیه، اصلا همینو میخواستم. – اما دلیل نمیشه که سر همچین مسئله پیش پا افتاده ای تورو توی شهر غریب به حال خودت ول کنم! مخصوصا با اون کیف پر دلار. میدونی قیمت دلار چقدره؟ از روی تخت بلند شدم و توی اتاق راه رفتم.

– بخدا قسم من اگه تنها بودم با اون حال از هرکسی سویچ ماشین میخواستم میفهمید ناخوشم بهم نمیداد،اما توئه گاو اینکارو کردی. – چی؟ الان به من گفتی گاو؟ هه واقعا که آنا…برات متاسفم…اما چون خیلی با جنبه ام هیچی بهت نمیگم. ولی اینو بدون آدمای با جنبه یهویی از زندگیت میرن، یه جوری میرن که اصلا باورت نمیشه قبلا… – چرت و پرتا چیه داری میگی؟ من الان روحم از حرفایی که داری بهم میگی خبر نداره. – ببین تو از همون دوران مدرسه هم راز هاتو از من پنهون میکردی. خودتو نزن به اون راه بگو پسره کیه؟ باور کن به هیچکـ… تماسو قطع کردم و دستمو گذاشتم رو سرم و چشمامو بستم.

داشتم میمردم از استرس، پام نرسیده به ایران گنده زده بودم به همه چی اونم وقتی که از عقاید و قوانین آدمای اینجا خبر داشتم. اومدم دلو بزنم به دریا و زنگ بزنم به شماره ببینم کیه که صدای در اومد. هول شده گوشی رو پرت کردم پشت سرم رو تخت و دست به سینه و به در اتاق نگاه کردم. با بازشدن در چشمم به قامت خمیده و عصا به دستش افتاد. حالت صورتم جدی شد و از سرجام بلند شدم. چراغو روشن کرد و دوتا دستشو روی عصا گذاشت : – بالاخره بیدار شدی؟ سرمو پایین انداختم و از نگاه کردن به چشماش طفره رفتم. – سلام پدر. دستشو جلو اورد – خوش اومدی.

اطلاعات کتاب
  • نام: اون کیه
  • ژانر: عاشقانه، روانشناسی، طنز
  • نویسنده: حانیا بصیری
  • تعداد صفحات: 1235
خرید کتاب
50,000 تومان
نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید؟
https://romanclub.ir/?p=5566
لینک کوتاه:
برچسب ها
دیگر آثار
نظرات

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

موضوعات
ورود کاربران
درباره ما
\"رمان کلوب: ماجراجویی در دنیای کتاب‌ها، در کنار دوستان جدید. اینجا، هر کتاب‌خوانی یک همراه پیدا می‌کند. عضو شو و با هم کتاب‌خوانی را به یک تجربه‌ی اجتماعی تبدیل کنیم!\" \"رمان کلوب: برای آن‌ها که رمان نفس می‌کشند. پاتوقی گرم و صمیمی برای عاشقان کتاب، پر از رمان‌های جذاب، گفتگوهای داغ و پیشنهادهای هیجان‌انگیز. همین حالا عضو شو و به جمع ما بپیوند!\"
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان کلوب " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!