دانلود رمان پنجره فولاد از هانی زند
  • نام: پنجره فولاد
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: هانی زند
  • صفحات: 2285
_ زن منو با اجازه‌ کدوم د... بی‌غیرتی بردید دکتر زنان واسه معاینهٔ بکارتش؟ حاج‌بابا تسبیح دانه‌درشتش را در دستش می‌گرداند و دستی به ریش بلندش می‌کشد. _ تو دیگه حرف از غیرت نزن مردیکه! دختر منم زن توی هیچی‌ندار نیست! عمران صدایش را بالاتر می‌برد. رگ‌های ورم‌ کردهٔ گردنش خبر از فوران آتشفشان می‌دهند. _ زن من نیست و هر شب تو تخت منو بغل شوهرش می‌خوابه حاج‌آقا؟ مامور کلانتری «لااله‌الا‌الله» زیر‌لبی زمزمه می‌کند.

دانلود رمان پنجره فولاد از هانی زند

موضوع اصلی رمان پنجره فولاد:

_ زن منو با اجازه‌ کدوم د… بی‌غیرتی بردید دکتر زنان واسه معاینهٔ بکارتش؟ حاج‌بابا تسبیح دانه‌درشتش را در دستش می‌گرداند و دستی به ریش بلندش می‌کشد. _ تو دیگه حرف از غیرت نزن مردیکه! دختر منم زن توی هیچی‌ندار نیست! عمران صدایش را بالاتر می‌برد. رگ‌های ورم‌ کردهٔ گردنش خبر از فوران آتشفشان می‌دهند. _ زن من نیست و هر شب تو تخت منو بغل شوهرش می‌خوابه حاج‌آقا؟ مامور کلانتری «لااله‌الا‌الله» زیر‌لبی زمزمه می‌کند.

مقداری از متن رمان پنجره فولاد:

_ خدا لعنتت کنه عمران! تاب دیگری به تنش داد و با استرس به در بسته اتاق نگاهی انداخت… _ خدایا چه غلطی کنم؟ به آن صندلی و اثباب و اثاثیه ای که رویش تلنبار کرده بود اما خودش هم خوب می دانست که آن صندلی که سهل است اگر تمام دنیا را هم پشت این در بگذارد نمی تواند مانع ورود عمران به حریم امنش باشد… مثل دیوانه ها با خودش حرف میزد… عمران بیدار بود… این را از صدای تق و توقی که هر از گاهی به می رسید به خوبی میفهمید. سرش را روی زانو گذاشت و یک بار دیگر مثل گهواره تکان خورد… چرا نمیری بخوابی که منم بتونم بخوابم… چرا اذیتم می کنی… خسته نشدی عمران؟

از این بازی خسته نشدی؟ از گرفتن جون و نفس و عمر من… آخ خدا همه تونو لعنت کنه… صدای موزیک تندی در تمام خانه پیچید… نگاهی به ساعت روی دیوار انداخت… از نیمه شب گذشته بود… دلش می خواست بلند بلند گریه کند. خوابم می آد… دارم میمیرم… شما الان کجایید… اصلا به من فکر می کنید؟ الان که توی این وضعیت جرئت ندارم پلک رو هم بذارم تا یه وقت شر گیجی مثلاً شوهرم یقه مو نگیره.. بابا… مامان… سی… به اسمش که رسید مکث کرد.. حتی از به زبان آوردن نامش هم اکراه داشت… چشمه خشک شده اشکش دوباره جوشید… _تو کجایی الان؟….

اطلاعات کتاب
  • نام: پنجره فولاد
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: هانی زند
  • تعداد صفحات: 2285
خرید کتاب
45,000 تومان
نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید؟
https://romanclub.ir/?p=5419
لینک کوتاه:
برچسب ها
دیگر آثار
نظرات

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

موضوعات
ورود کاربران
درباره ما
\"رمان کلوب: ماجراجویی در دنیای کتاب‌ها، در کنار دوستان جدید. اینجا، هر کتاب‌خوانی یک همراه پیدا می‌کند. عضو شو و با هم کتاب‌خوانی را به یک تجربه‌ی اجتماعی تبدیل کنیم!\" \"رمان کلوب: برای آن‌ها که رمان نفس می‌کشند. پاتوقی گرم و صمیمی برای عاشقان کتاب، پر از رمان‌های جذاب، گفتگوهای داغ و پیشنهادهای هیجان‌انگیز. همین حالا عضو شو و به جمع ما بپیوند!\"
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان کلوب " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!