دانلود رمان مجنون تمام قصه‌ ها از دل‌آن موسوی
  • نام: مجنون تمام قصه‌ ها
  • ژانر: عاشقانه، معمایی
  • نویسنده: دل‌آن موسوی
  • صفحات: ۲۴۲۷
همراهی حریر ارغوان طراح لباسی مطرح و معرف با معین فاطمی رئیس برند خانوادگی و قدرتمند کوک، برای پایین کشیدن رقیب‌ها و در دست گرفتن بازار موجب آشنایی آن‌ها می‌شود.باشروع این همکاری و نزدیک شدن معین و حریر کم‌کم احساسی میان این دو نفر شکل می‌گیرد. احساس و عشقی که می‌تواند مرهم برای زخم‌های کهنه‌ای شود که آن‌ها از گذشته با خود به همراه دارند. در حالی که آن‌ها دوشادوش هم پله‌های ترقی را با سرعتی بیش از پیش طی می‌کنند غافل از این هستند که عشق نوپای خودشان هدف رقیبی قَدَر است که آن‌ها را زیر نظر دارد و بواسطه داشتن نفوذی‌ای باورنکردنی از هر چیزی که در کوک و بین معین و حریر می‌گذرد مطلع است تا در زمان دلخواه زخم‌کاری خود را بزند. طوفانی عاشقانه در راه است…

دانلود رمان مجنون تمام قصه‌ ها از دل‌آن موسوی

موضوع اصلی رمان مجنون تمام قصه‌ ها:

همراهی حریر ارغوان طراح لباسی مطرح و معرف با معین فاطمی رئیس برند خانوادگی و قدرتمند کوک، برای پایین کشیدن رقیب‌ها و در دست گرفتن بازار موجب آشنایی آن‌ها می‌شود.باشروع این همکاری و نزدیک شدن معین و حریر کم‌کم احساسی میان این دو نفر شکل می‌گیرد. احساس و عشقی که می‌تواند مرهم برای زخم‌های کهنه‌ای شود که آن‌ها از گذشته با خود به همراه دارند. در حالی که آن‌ها دوشادوش هم پله‌های ترقی را با سرعتی بیش از پیش طی می‌کنند غافل از این هستند که عشق نوپای خودشان هدف رقیبی قَدَر است که آن‌ها را زیر نظر دارد و بواسطه داشتن نفوذی‌ای باورنکردنی از هر چیزی که در کوک و بین معین و حریر می‌گذرد مطلع است تا در زمان دلخواه زخم‌کاری خود را بزند. طوفانی عاشقانه در راه است…

مقداری از متن رمان مجنون تمام قصه‌ ها:

دایی با اخم به غذای نیمه کاره درون بشقابم نگاه کرد و مامان را مخاطب قرار داد . لاله چرا هیچی نمیگی؟ این چه طرز غذا خوردنه؟ مامان با لبخندی شیرین بشقابها در هم گذاشت تا برای جمع کردن میز کمکی کند.- امین اذیت نکن بچه م رو دو بار براش غذا کشیدی بعدم حریر تیکه تیکه غذا میخوره وقتی برگردیم خونه دوباره پنج شیش قاشق میخوره، مثل بچگیاش هم نیمه شب بیدار میشه میره سر یخچال یه چیز بر می داره میخوره .فرید بشقابها را از دست مامان و زندایی گرفت تا کمکشان کند و با نگاه کوتاهی به من برای دایی توضیح داد – البته جدیداً نیمه شبها پیتزا یخچالی رو ترجیح میده.

به بهانه پاک کردن لبهایم لبخند عمیقم را پشت دستمال پنهان کردم او دست از حسادت کردن برنمی داشت. معین برایش عملاً تبدیل به رقیبی نامرئی شده بود. قبل از آنکه کسی پیگیر منظور فرید شود زندایی با اخم به دایی، حسام و رامین نگاه کرد. – مگه قرار نبود امشب شب خانوم ها باشه؟ پس چرا نشستین؟ پاشین به عمو فرید کمک کنین مردها با تشر زندایی از صندلی هایشان برخاستن و با کمک هم مشغول جمع کردن میز و شستن ظرف ها شدند. دایی مشغول آوردن چای شد و فرید میز را با دستمال تمیز کرد.

صدای کل کل رامین و حسام برای اینکه چه کسی ظرف ها را کفی کند به گوش می رسید. دایی حین پخش چای صحبت با من را ادامه داد پس گفتی کار لباس دختر اون شیخه تموم شده؟ – آره تموم شده با اینکه تغییرات مد نظرش زیاد نبود اما خیلی زمان آزمون برد مثلاً یه بخشی از دامنش رو که بای با دویدن فرید به سمت سرویس صحبتم نیمه ماند و بی اراده همراه مامان تا پشت در دستشویی به دنبال فرید رفتیم.

اطلاعات کتاب
  • نام: مجنون تمام قصه‌ ها
  • ژانر: عاشقانه، معمایی
  • نویسنده: دل‌آن موسوی
  • تعداد صفحات: ۲۴۲۷
خرید کتاب
40,000 تومان
نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید؟
https://romanclub.ir/?p=5431
لینک کوتاه:
برچسب ها
دیگر آثار
نظرات

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

موضوعات
ورود کاربران
درباره ما
\"رمان کلوب: ماجراجویی در دنیای کتاب‌ها، در کنار دوستان جدید. اینجا، هر کتاب‌خوانی یک همراه پیدا می‌کند. عضو شو و با هم کتاب‌خوانی را به یک تجربه‌ی اجتماعی تبدیل کنیم!\" \"رمان کلوب: برای آن‌ها که رمان نفس می‌کشند. پاتوقی گرم و صمیمی برای عاشقان کتاب، پر از رمان‌های جذاب، گفتگوهای داغ و پیشنهادهای هیجان‌انگیز. همین حالا عضو شو و به جمع ما بپیوند!\"
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان کلوب " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!