دانلود رمان عاشقم شو از ناشناس بی احساس
آنا دختری که زندگی آروم و روتین خودشو داره تا اینکه یه روز اونو میدزدن و مردی با یک ماسک پیشش میاد و بهش تج*اوز میکنه آنا فکر میکنه اون عاشقه ولی …
مقداری از متن رمان عاشقم شو:
نمی خواستم جایی باشم که شوهرش چشماش هیزش رو روی تنم بچرخونه و جوری نگاهم کنه که انگار هیچی تنم نیست. حساب بانکیم رو چک کردم و… بزار ببینم… اینجا کلی پول توی هتل زندگی کنم و پس اندازی که نداشتم بهش دست بزنم من ادم خسیس بودم و همیشه کمترین هزینه هارو می کردم و تقریبا کل حقوقم رو همیشه پس انداز میکنم. یکم غذا خوردم و بعد به اتاقم رفتم.
تصمیم خودم رو گرفتم من نمیزارم بیشتر از این ازم سو استفاده کنن ساک دستی در اوردم و چند دست لباس توش گذاشتم با وسایل شخصیم وقتی آماده شدم یه سوییشرت کلاه دار پوشیدم و بعد از جمع و جور کردم خونه ام اومدم از خونه بیرون اشغالا رو گذاشتم تو سطل و رفتم سمت خیابون اصلی تا یه تاکسی بتونم بگیرم که برام پیام اومد صداش رو شنیدم و ضربان قلبم رفت بالا. لحظه ای ایستادم.
مطمئن خودشه. داره از یه جایی نگاهم میکنه… گوشیمو برنداشتم که نگاه کنم چی نوشته با ترس به اطرافم نگاه کردم. هیچ چیز مشکوکی نبود… هیچی… پس حتما اشتباه کردم شایدم نکردم دوباره برام پیام اومد. از جا پریدم از صدای موبایلم اشک تو چشمام حلقه زد. من زندگی اروم و بدون هیچ اتفاق و حاشیه و ای خودمو می خوام من هیجان دوست ندارم با وحشت دوییدم سمت خیابون و….