دانلود رمان زمستان ابدی از کوثر شاهینی فر
  • نام: زمستان ابدی
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: کوثر شاهینی فر
  • صفحات: 622
صداش بین هیاهوی دادگاه می پیچه ... توی گوشی ... توی گوشم:صبح چهار شنبه امضا میشه و غروب بین اذان مغرب و عشاء صیغه ی طلاق جاری میشه ... ثبت محضـ ...گوشی هنوزم بیخ گوشمه ... یعنی فرزام کاملاً پاک میشه ؟ ... ازهمه جا حتی شناسنامه م ... حتی زندگیم ! ... من نه که غصه نخورم ، نه ... من فقط فرصت غصه خوردن نداشتم ... هیچوقت ! .

دانلود رمان زمستان ابدی از کوثر شاهینی فر

موضوع اصلی رمان زمستان ابدی:

صداش بین هیاهوی دادگاه می پیچه … توی گوشی … توی گوشم:صبح چهار شنبه امضا میشه و غروب بین اذان مغرب و عشاء صیغه ی طلاق جاری میشه … ثبت محضـ …گوشی هنوزم بیخ گوشمه … یعنی فرزام کاملاً پاک میشه ؟ … ازهمه جا حتی شناسنامه م … حتی زندگیم ! … من نه که غصه نخورم ، نه … من فقط فرصت غصه خوردن نداشتم … هیچوقت ! .

مقداری از متن رمان زمستان ابدی:

آشفته م … نگاه های گاه و بیگاه راننده روی اعصابم میره … دلمی کنم از آینه ی جلوی ماشین و از پنجره ، کاملا بی هدف بیرون رو نگاه میکنم … شب از نیمه گذشته و من همه ی فکرم کنار اینه که اگه فرزام بفهمه چی ؟ .. اونم ناراحت میشه ؟ … اخم میکنم … حقش رو داره ؟ … حق ناراحت بودن رو ؟ … چی میشه که آدم خیانت میکنه ؟ … آدمی که میگه عاشقه !؟…من امروز یه روز مزخرف رو تجربه کردم … یه روز ، پر ازاضطراب … ماشین از خم خیابون می گذره … نگاهم رو از قاب پنجره می گیرم و به رو به رو نگاه می کنم …

جا می خورم از از کسی که پشت به من ، رو به خونه ایستاده و یه ساک کوچیک رو دستش نگه داشته … منتظره ! …منتظر من ؟! … راننده دقیقا رو به روی خونه نگه می داره و صدای پارسا تو گوشم زنگ میزنه که گوشزد میکرد : وقتی رفت توی خونه ، برمیگردی ! …بعد از یه روز کامل توی اون ویلای نکبتی تنها موندن ، بالاخره پارسا دل کنده بود از اتاقش و بیرون اومده و بدون حرف زدن با من راننده اجیر کرده بود برای رسوندنم ! … حتی خودش نیومده بود …دل دل می کنم برای پیاده شدن و تا وقتی که با صدای ترمز ماشین ، اون خانو ِم پشت در مونده عقب برمیگرده و با دیدن یلدا یه جون به جون هام اضافه میشه …

عجله به خرج میدم برای پیاده شدن و دیدنش … بدون حتی یه کلمه حرف زدن با راننده ای که ریز به ریز من رو زیر نظر داره و نمی دونم اینم جزو فرمایشات پارساس یا نه !یلدا دلگیر بهم نگاه میکنه و من قبل از هر واکشنی جلو میرم و بغل می کنم خواهرمو … محکم … دلم از عزا در نمیاد … اما کم می کنه این حجم زیاد از دلتنگی رو ! … نه بغلم می کنه … نه حرفی میزنه … فقط صدای فین فین کردنش با فین فین کردنم از اشک ریختن یکی میشه … قاطی میشه …از خودم جداش می کنم و بهش زل میزنم … اشک هایی که روی گونه هاش راه می افتن و میگه : دعوا کردم تا بیام …

اطلاعات کتاب
  • نام: زمستان ابدی
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: کوثر شاهینی فر
  • تعداد صفحات: 622
خرید کتاب
45,000 تومان
نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید؟
https://romanclub.ir/?p=5430
لینک کوتاه:
برچسب ها
نظرات

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

موضوعات
ورود کاربران
درباره ما
\"رمان کلوب: ماجراجویی در دنیای کتاب‌ها، در کنار دوستان جدید. اینجا، هر کتاب‌خوانی یک همراه پیدا می‌کند. عضو شو و با هم کتاب‌خوانی را به یک تجربه‌ی اجتماعی تبدیل کنیم!\" \"رمان کلوب: برای آن‌ها که رمان نفس می‌کشند. پاتوقی گرم و صمیمی برای عاشقان کتاب، پر از رمان‌های جذاب، گفتگوهای داغ و پیشنهادهای هیجان‌انگیز. همین حالا عضو شو و به جمع ما بپیوند!\"
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان کلوب " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!