دانلود رمان تو آن قهوه قاجاری از ارغوان عسگری
دانلود رمان تو آن قهوه قاجاری از ارغوان عسگری موضوع اصلی رمان تو آن قهوه قاجاری : در مورد دختری که مبتلا به سرطان خونه و بیماریش باعث شده غرق در ناامیدی و افسردگی بشه.   مقداری از متن رمان تو آن قهوه قاجاری : -بهم یه جعبه دادی،یه جعبه که داخلش اون تابلوی نقاشی بود سامان-و یه کاغذ … ادامه جمله اش رو تکمیل کردم و ...

دانلود رمان تو آن قهوه قاجاری از ارغوان عسگری

موضوع اصلی رمان تو آن قهوه قاجاری :

در مورد دختری که مبتلا به سرطان خونه و بیماریش باعث شده غرق در ناامیدی و افسردگی بشه.

 

مقداری از متن رمان تو آن قهوه قاجاری :

-بهم یه جعبه دادی،یه جعبه که داخلش اون تابلوی نقاشی بود
سامان-و یه کاغذ …
ادامه جمله اش رو تکمیل کردم و گفتم :
-که تو کاغذ نوشته بودی…
چشم هام رو بستم و همونطور که غرق در حس آسودگی و صدای امواج دریا شده بودم شروع کردم زمزمه وار متنی که سامان برام نوشته بود روخوندم :
-از دلم قلکی خواهم ساخت
لبریزش می‌کنم از لبخندهای تو…
سامان با صدایی لرزان از بغض همراهیم کرد و ادامه متن رو به زبون آورد :
سامان-برای روز مبادا…
برای روزی که غمگین شدی…
-برای روزی که دلتنگ شدی…
سامان-برای روزی که غم مهمان چشمانت شد…
-برای روزی که اشک ریختی…
اشکی روی گونه‌م نشست.نگاه بی¬تابم رو به سامان دوختم که با صدایی دلنشینش ادامه داد:
سامان-برای روزی که احساس کردم در پی بهانه ای هستی برای لبخندی از جنس بهار…
-من، لبخند های خودم را نیز، در قلک دلم می‌ریزم.
سامان-برای روز مبادا…
-برای روزی که بهانه ای برای شادی ات نبود….
سامان-لبخندهای من هم برای ” تو”.

***

سامان-تو آن قهوه قاجاری که نوشیدنت
کار دست این دل و این جانم داد.

***

مات و مبهوت نگاهش می‌کردم.بدون حرف وکلامی…
دستش رو به نرمی زیر چشم هام کشید و با لبخند کمرنگی که به لب داشت با صدایی گرفته و لبریز از احساسی از جنس بارون گفت:
سامان-از این فاصله راحت تر می‌تونم اشکاتو پاک کنم! اگه می‌خوای با من زندگی کنی باید همیشه تو این فاصله ازم اشک بریزی
-می‌خوای بگی که…
سامان- می‌خوام دوباره بگم که من یه گل دارم و می‌ذارمش رو جفت چشمام و اون گل تویی…

***

هرجا،به خیابان یا کوچه‌ای نم زده از باران رسیدی….
بدان من هم در همان حوالی
دقیقه‌های انتظار را می‌گذرانم بلکه روزی،
یک نفر …
عاشقانه‌هایم را به من، باز گرداند…

 

 

بخوانید از دیگر نویسنده ها :

رمان فستیوال

رمان وسوسه

رمان عطش

رمان چشم هایی به رنگ عسل

رمان زیر ایوان ماه

رمان هتل شیرازی

رمان مارتینی

رمان کافه کوچه

رمان جاده سیب های وحشی

رمان لاوندر

رمان فانوئل

رمان عروس کوچولو

رمان دیو و دلبر

نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید؟
https://romanclub.ir/?p=4847
لینک کوتاه:
نظرات

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

موضوعات
ورود کاربران
درباره ما
\"رمان کلوب: ماجراجویی در دنیای کتاب‌ها، در کنار دوستان جدید. اینجا، هر کتاب‌خوانی یک همراه پیدا می‌کند. عضو شو و با هم کتاب‌خوانی را به یک تجربه‌ی اجتماعی تبدیل کنیم!\" \"رمان کلوب: برای آن‌ها که رمان نفس می‌کشند. پاتوقی گرم و صمیمی برای عاشقان کتاب، پر از رمان‌های جذاب، گفتگوهای داغ و پیشنهادهای هیجان‌انگیز. همین حالا عضو شو و به جمع ما بپیوند!\"
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان کلوب " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!