نحوه دانلود رمان مرا به نام من بخوان
نحوه دانلود رمان مرا به نام من بخوان معرفی رمان مرا به نام من بخوان : رمان مرا به نام من بخوان روایت دختری جوان است که بعد از تجربه‌ی ناخوشایندش در زندگی، برای ایجاد چالشی برای خودش و اثبات شخصیت قوی‌اش، تهران را به مقصد اصفهان برای گسترش کارش ترک می‌کند. در ابتدا مخاطب، گمان می‌کند به علت وجود دو نویسنده ...

نحوه دانلود رمان مرا به نام من بخوان

معرفی رمان مرا به نام من بخوان :

رمان مرا به نام من بخوان روایت دختری جوان است که بعد از تجربه‌ی ناخوشایندش در زندگی، برای ایجاد چالشی برای خودش و اثبات شخصیت قوی‌اش، تهران را به مقصد اصفهان برای گسترش کارش ترک می‌کند. در ابتدا مخاطب، گمان می‌کند به علت وجود دو نویسنده مخاطب متن دارای گسستگی می‌باشد، ولث هر دو نویسنده به طور ماهرانه‌ای کاملا مشابه هم قلم زده‌ و مخاطب را راضی نگه‌ داشته‌اند. نویسندگان با شخصیت‌پردازی دقیقی که از تبسم، رایبد و رز یا حتی مبین دارند، توانسته‌اند مخاطب را تا انتها با خود همراه کند. رمان در ژانر عاشقانه، اجتماعی، خانوادگی نوشته شده است. این رمان با 622 صفحه، در سال 1397 از نشر شقایق منتشر شده است.

 

خلاصه رمان مرا به نام من بخوان :

تبسم دختر جوانی‌ست که به علت خیانت همسرش، مبین، از او جدا می‌شود. او تصمیم می‌گیرد برای گسترش کارش به اصفهان برود. در اصفهان با دختری به نام رز و برادرش رایبد آشنا می‌شود. آشنایی او با رایبد و حوادثی که پیش می‌آید، منجر به علاقه‌مندی آن‌ها به یکدیگر می‌شود. مبین در یک میهمانی دوستانه بار دیگر تبسم را دیده و می‌خواهد دوباره با او ارتباط برقرار کند. این در حالی است که تبسم از گذشته خود حرفی به رایبد نزده است و …

 

مقداری از متن رمان مرا به نام من بخوان :

گونه‌ام را به گونه‌ی مادر چسباندم و در گوشش زمزمه کردم:
– گریه نه… فقط برام دعا کن.
اشک مانند مروارید از چشم‌های مهربانش می‌غلتید و پایین می‌آمد. دست دور کمرش انداخته و سر روی سینه‌اش گذاشتم. صدای قلبش به گوشم رسید. چیزی مثل کوه بر شانه‌ام سنگینی کرد. نکند موفق نشوم؟
کمرش را از حصار دست‌هایم بیرون کشید و با دو دست اشک‌هایش را پس زد. با جسارت، دستش را در جیب پالتویم فرو برد. پاکت سیگار را بیرون کشید و غمگین گفت:
ـ اگر این رو بندازی دور دعای من گیرا می‌شه.
چشم‌هایم را بستم تا روزهای بیچارگی مادر مهربانم را نبینم. بستم تا درد کشیدن این مهربان همیشگی را نبینم.
– یعنی این سیگار پرده‌ای جلوی رحمت خداست؟
لبخند غمناکی بر لب‌هایش جا خوش کرد:
– خدا رو قبول داری؟
صادقانه لب زدم:
– معلومه که قبولش دارم، اما احساس می‌کنم این روزها حواسش به من نیست!
دست روی لب‌هایم گذاشت و با اطمینان گفت:
– نگو عزیز دلم. خدا همیشه برای تو و من وقت داره. تو با خودت صادق باش، همه چیز حل می‌شه.
سر به زیر انداخت و ادامه داد:
– دیگه این طوری حرف نزن مادر. باشه تصدقت؟
سر پایین افتاده‌اش را به سینه‌ام چسبانده و گفتم:
– چشم.
هق هق بالا گرفته‌اش را با فشردن دست‌های پرمهرش مهار کردم.
ـ هیس مادرم. هیس تموم هدفم. تو از خدات بخواه کمکم کنه، منم از خودش و تو و آدم‌هاش کمک می‌گیرم تا تبسم جدید رو به مرحله‌ی عمل برسونم.
صورتش را مقابل صورتم گرفته و پرسیدم:
– باشه؟
پشت سر هم، سر تکان داد. روی موهای هم جنس ابریشمش را بوسیده و از ته دل گفتم:
ـ تو با همه برای من فرق داری. تو مادرمی، سایه‌ی بالای سرمی. برخلاف خونه‌های دیگه، مرد خونه تو بودی. تربیت من و ترنم رو تو بر عهده داشتی. من رو طوری که می‌خواستی بار نیاوردی اما الان دارم می‌شم… طوری که هم خودم و هم تو می‌خوای. پس بهم کمک کن. برای رفتنم راه رو با گریه‌هات نبند.
لبخند زد و دست روی قلبم گذاشت:
– مواظب خودت باش دخترم. هر چیزی لازم داشتی بهم زنگ بزن.
برای این که اطمینان را به قلبش بدهم، چشم بر هم گذاشته و باز کردم. با لبخندی مهربان پیشانی‌ام را بوسید و زمزمه کردم:
ـ تو مراقب ترنم باش. کلاس رفتن و اومدنش با تو و بابائه.
پلک بر هم گذاشت:
ـ مراقبم عزیزم. مراقبم.
می‌دانستم بی‌اراده اشک می‌ریزد، اما کاش نمی‌ریخت. اشک‌هایش راه رفتنم را سد می‌کرد.
کلافه لب جویده و گفتم:
– مامان…. ازت خواستم آروم باشی. گفتم گریه‌ی دم رفتن رو هیچ وقت دوست ندارم.
صدای پدر جریان خون را به قلبم برگرداند:
ـ می‌بینم که دم رفتن مامان خانومت خوب داره لوس بازی‌هات رو تو بغل می‌گیره.

 

نحوه تهیه و مطالعه رمان مرا به نام من بخوان :

رمان مرا به نام من بخوان از طریق انتشارات شقایق و کتاب فروشی‌ های معتبر قابل تهیه می باشد.

 

بیوگرافی فاطمه اشکو :

فاطمه اشکو هستم، مدرک تحصیلیم کارشناسی ارشد کامیپوتر هست و رشته‌ی تحصیلیم‌ ربطی به نویسندگی و هنردوستیم نداره. 30 ساله هستم و متولد مرداد ماه ۱۳۷۲! تو یه خونواده ی ۵نفری به دنیا اومدم و ته تغاری خونواده‌ام! از خانواده، تنها پدرم دستی بر‌قلم دارن که مربوط‌به بعد از بازنشستگی‌شون می‌شه، ایشون خبرنگار هستن. از سال ۱۳۹۱ که مصادف با ۱۹سالگیم بود شروع به نوشتن به شیوه‌ی مجازی کردم و اولین رمانم با نام تعصب و اما عشق به چاپ رسید. بیش از ۲۰ اثر به نامم ثبت شده که چهار تای اون‌ها به چاپ رسیدن. متاهلم و در حال حاضر در کنار نویسندگی، نقاشی هم می‌کنم.

 

آثار فاطمه اشکو :

رمان طلسم خاکستری – مجازی رایگان
رمان همسان من – مجازی رایگان
رمان زیر یک‌ سقف – مجازی رایگان
رمان انتقام گر – مجازی رایگان
رمان شهرآشوب – مجازی رایگان
رمان فتنه گر – مجازی رایگان
رمان ازدواج نامشروع – مجازی فروشی اپلیکیشن رمان کلوب
رمان جنتلمن – مجازی فروشی اپلیکیشن رمان کلوب
رمان شعله های هوس (دو جلدی) – مجازی فروشی اپلیکیشن رمان کلوب
رمان حسرت شیرین – مجازی فروشی اپلیکیشن رمان کلوب
رمان عروس عمارت ۲ – مجازی فروشی اپلیکیشن رمان کلوب
رمان رسوا – مجازی فروشی اپلیکیشن رمان کلوب
رمان پیک (مشترک با رویا رستمی) – مجازی فروشی اپلیکیشن رمان کلوب
رمان مالک ( جلد دوم مستاجر) – مجازی فروشی اپلیکیشن رمان کلوب
رمان عروس عمارت ۱ – مجازی رایگان اپلیکیشن رمان کلوب
رمان زنانه می تازم – مجازی رایگان اپلیکیشن رمان کلوب
رمان کراش – مجازی رایگان اپلیکیشن رمان کلوب
رمان مستاجر – مجازی رایگان اپلیکیشن رمان کلوب
رمان تعصب و‌ اما عشق – انتشارات شقایق
رمان وسواس – انتشارات شقایق
رمان مرا به نام من بخوان (مشترک با پگاه مرادی ) – انتشارات شقایق
رمان پرتره (ژست) – انتشارات شقایق

 

نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید؟
https://romanclub.ir/?p=4635
لینک کوتاه:
نظرات

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

موضوعات
ورود کاربران
درباره ما
\"رمان کلوب: ماجراجویی در دنیای کتاب‌ها، در کنار دوستان جدید. اینجا، هر کتاب‌خوانی یک همراه پیدا می‌کند. عضو شو و با هم کتاب‌خوانی را به یک تجربه‌ی اجتماعی تبدیل کنیم!\" \"رمان کلوب: برای آن‌ها که رمان نفس می‌کشند. پاتوقی گرم و صمیمی برای عاشقان کتاب، پر از رمان‌های جذاب، گفتگوهای داغ و پیشنهادهای هیجان‌انگیز. همین حالا عضو شو و به جمع ما بپیوند!\"
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان کلوب " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!