نحوه دانلود رمان پراکنده در باد
رمان پراکنده در باد روایت عشق و دلدادگیست. قهرمان قصه به واسطهی صحنههای درام، با چالشهای مقابلش دست و پنجه نرم کرده و پایان خوشی را رقم میزند. نگارش نویسنده، شیوا و روان میباشد و ایشان توانسته به خوبی از پس شخصیت پردازی بربیاید. رمان از احساس، تعلیق و هیجان خوبی برخوردار است. رمان در ژانر عاشقانه، اجتماعی و خانوادگی نگارش شده است. این رمان با 289 صفحه، در سال 1391 از نشر شقایق منتشر شده است.
کاش تکلیفم را با دلم روشن میکردم.
دلی که بیصدا فریاد میکشید دوستش داره اما من به خاطر شرایطی که اسیرش بودم ترجیح میدادم آن را نبینم.
صدای مامان از پشت در اعصاب آشفته ام را به هم ریخت. نگاهی به چمدان مجددا انداختم و مجددا به کارم ادامه دادم. رفتن در این لحظات تنها چیزی بود که آرامم می کرد. اما مامان …
ـ دنیا درو باز کن … اگر به فکر خودت نیستی حداقل به من فکر کن! انقدر بی انصاف نباش عزیزم.
دست هایم را روی سرم گذاشتم و آه عمیقی کشیدم.
– دنیا… دخترم…
بلند شدم و در را باز کردم. با دیدن صورت خیس مامان دلم سوخت، چه قدر به خاطر من رنج می کشید! با دیدنم آغوش گشود، غمگین در آغوش مهربانش جای گرفتم و اشک هایم را رها کردم. دلم به شدت گرفته بود. کاش راه چاره ای داشتم، اما افسوس که من و مامان، باید خودمان بار تنهایی امان را به دوش می کشیدیم و گویی تمام درها به رویمان بسته بود.
ـ دایی ات داره میاد اینجا. می گه تو نباید بری و … از بار مسئولیت زندگی ات شونه خالی کنی!
زهر خندی زدم و گفتم:
ـ دایی هنوز اون هیولا رو نشناخته؟
ـ نمی خواد آبروریزی بشه.
با حرص گفتم:
ـ ابروریزی بیشتر از این؟! زندگی ام بین زمین و هواست مامان، دایی باید درک کنه.
مامان اشک هایم را با مهربانی پاک کرد.
ـ باشه یه مدت برو پیش عمه شکوه… فرصت خوبیه تا بتونی با خودت کنار بیای. شایدم پدرام آدم شه و…
ـ اون آدم بشو نیست.
ـ اما دایی ات …
با حرص به مامان نگاه کردم و گفتم:
ـ دایی واسه خاطر آبروی کار خودش می گه!
ـ نه دنیا… دایی ات نمی خواد به عمر اسیر کلمه طلاق بشی! کلمه ای که زندگی ات رو زیر و رو می کنه!
چه قدر تلخ بود! پای منافع آدم ها که وسط می آید، تمام نسبت ها جایشان عوض می شود. مثل دایی که با وجود محبت همیشگی اش، حالا به جای همراهی با ما، در جبهه پدرام جا گرفته بود. آن هم به خاطر شراکت کاری پر درآمدی که چند سال قبل با هم داشتند و هنوز هم دایی بابت آن سود کلان خودش را مدیون پدرام می دانست.
پدرامی که روزی ضربه ی بدی از جانب پدرش به زندگی ما وارد آورده بود اما حالا دایی چه بی رحمانه به خاطر یک غریبه احساسات من را نادیده می گرفت و ….
– دنیا ..!
به خودم آمدم و نگاهم را به چشمان مامان دوختم.
ـ حالم از این دنیا به هم می خوره مامان.
کنار وسایلم نشستم. صدای زنگ در خبر از آمدن دایی می داد.
مامان با نگرانی گفت:
ـ دایی اته!
ـ من حرفامو زدم مامان. به دایی هم بگو و … دلم می خواست تمام این مسائل فقط یک خواب تلخ باشد!
مامان به سمت آیفون رفت، من هم بلند شدم و در اتاقم را بستم. حوصله رودر رو شدن با دایی را نداشتم، به ادامه ی کارم پرداختم تا اعصابم آرام گیرد. احساس می کردم رفتن به منزل عمه شکوه و دور شدن از وضع متشنج زندگی ام، در تهران تنها راه رسیدن به آرامش است. هر چند… آرامش در حال حاضر تنها کیمیای زندگی ام شده بود.
صدای دایی و مامان که به اتاقم نزدیک می شدند، ضربان قلبم را تشدید کرد. اصلا حوصله بحث با دایی را نداشتم. کاش رهایم می کردند و می گذاشتند به حال خودم باشم اما افسوس … اگرچه مامان با رفتنم به شمال، موافق بود و به قول خودش فرصتی بود تا بهتر بتوانم با خودم کنار بیام. اما…
ـ داداش به خاطر من … دنیا تو شرایط مناسبی نیست. تو رو خدا با حرفات آزارش نده.
ـ من نمی فهمم عاطفه، دختره زده به سرش. مگه پدرام چه بدی در حق اون کرده که می گه می خوام جدا بشم؟! تو فامیل ما زن با لباس سفید می ره، با کفن بر می گرده.
ـ دنیا تو اون زندگی تباه می شد.
صدای دایی آرام تر شد.
– مشکل تو تمام زندگی ها هست عاطفه جان. زن باید قدری صبوری کنه نه این که زود جا بزنه و بگه می خوام جدا بشم!
مامان با لحنی بغض دار نجوا کرد:
ـ مثل صبوری های من؟!
نمی دانم دایی چه در سیمای اشک آلود مامان دید که سکوت کرد. صدای دور شدن گام هایشان از جلوی در اتاقم خیالم را راحت کرد. آهی کشیدم و کنار چمدان باز روی زمین دراز کشیدم. به سقف زل زدم. چشمم را بستم و آرام آرام در جاده ی خیال به راه افتادم. احساس سبکی می کردم. هیچ کس و هیچ چیز همراهم نبود. سکوت محض بود و آرامش خیال. چه روزهای قشنگی داشتم.
رمان پراکنده در باد از طریق انتشارات شقایق و کتاب فروشی های معتبر قابل تهیه می باشد.
طاهره پور رحمتی نویسندهی با سابقهی ایرانی میباشد. ایشان بیشتر در ژانر عاشقانه، اجتماعی و خانوادگی قلم میزند.
رمان پراکنده در باد ـ انتشارات شقایق
رمان آوای عشق ـ انتشارات مهر ثامن الائمه (ع)