نحوه دانلود رمان پیچک سمی
نحوه دانلود رمان پیچک سمی معرفی رمان پیچک سمی : رمان پیچک سمی هم مانند دیگر آثار خانم بامیان، روایت دلدادگی و محبتی است که ریشه در دل دارد. از مرام مردانگی‌های محسن و ارادتش به محمد می‌گوید. محمدی که از عشق لیلا آواره‌ی دیار غربت شد تا نباشد و نبیند که لیلایش محرم خانه دیگری شده و… پیچک سمی از مهر ...

نحوه دانلود رمان پیچک سمی

معرفی رمان پیچک سمی :

رمان پیچک سمی هم مانند دیگر آثار خانم بامیان، روایت دلدادگی و محبتی است که ریشه در دل دارد. از مرام مردانگی‌های محسن و ارادتش به محمد می‌گوید. محمدی که از عشق لیلا آواره‌ی دیار غربت شد تا نباشد و نبیند که لیلایش محرم خانه دیگری شده و… پیچک سمی از مهر دخترکی می‌گوید که در آستانه نوجوانی مجبور به ازدواج با مردی می‌شود که بویی از انسانیت نبرده است. رمان پیچک سمی از عشق آشکار نسرین و شهامت او در ابراز و نشان دادن دلدادگی می‌گوید تا یادآوری‌ام کند که زن می‌تواند انتخاب نشود و می‌تواند خودش هم انتخاب‌گر باشد. نگارش نویسنده، شیوا و روان می‌باشد و ایشان توانسته به خوبی از پس شخصیت پردازی و داستان پردازی‌ بربیاید. رمان در ژانر عاشقانه، اجتماعی و خانوادگی‌ نگارش شده است. این رمان با 528 صفحه، در سال 1399 از نشر شقایق منتشر شده است.

 

مقدمه رمان پیچک سمی :

روزگاری بی خبر عشق به سراغت خواهد
آمد، نرم نرمک بر دست و پای دلت خواهد
پیچید و روح و جسمت را مسخر اعجاب خود
خواهد نمود. روزی که تو ناغافل غرق در
اوهام خویشی و هیچ نمیدانی که داری
ذره ذره فرو میروی در دامی چنین
ناخواسته، تارهای چسبنده عشق، یاخته های
وجودت را اسیر خود کرده و تو باز نمی دانی
که قرار است چه بر سرت بیاید…
اما روزی بالاخره دست دلت می لرزد و تو از
رخوت خواب بیدار شده و می بینی درگیر
احساسی هستی که گویی قرن هاست دچار
آنی و خود از آن بی خبری. آری این همان
جادوی عشق است! آن روز سر در گم و گنگ
به گذر خاطراتی میرسی که نمایان گر
دلدادگی تو بوده و تازه پی می بری که عشق
یعنی عصیان بی پایانی که گرمای درونت را
به آتش خود سوزانده و تو تاکنون از
شعله های فروزان آن غافل مانده ای.

 

خلاصه رمان پیچک سمی :

آدم فرق نداره پیر باشه یا جوان، زن باشه یا مرد، قدیم باشه یا جدید.‌.. وقتی عشق بیاد هیچ‌کدوم اینا فرقی ندارن… آق‌بابا تا خودش عشق رو نچشیده بود محال بود به نوه‌هاش سخت بگیره، آق‌بابا بد نبود سنگدل نبود، فقط عاشق بود. عاشق حاج بی‌بی و برای همین اصرار داشت پیمانی که او بسته بود، اجرا بشه و در این بین محمد و لیلا، محسن و نسرین شدن پاسوز عشق جاودانه آق‌بابا به حاج بی‌بی…

 

مقداری از متن رمان پیچک سمی :

از صدای نجوای مادر که به دنبالش آرام شانه اش را تکان داد، بیدار شد:
ـ لیلا پاشو قربونت برم. خمیر آماده است، بیا چند قدمی راه برو پخت نون سبک بشه.
میان خواب و بیداری غلت زد و غرغرکنان گفت:
ـ بذار بخوابم مامان!
زیر چشم به گلاب خانم دستی بر موهای تک فرزند دردانه اش کشید و از دردانه اش کشید و از زیر چشم به ردیف بچه ها که غرق خواب بودند، نگریست و پر بغض زمزمه کرد:
ـ دردت به جونم، ننه سلبی و عمه نجیبه منتظر نشستن تا تو بیای کار پخت رو شروع کنن، بعدش بیا دوباره بخواب عزیزکم!
لیلا بی اعتناء به خواهش مادر، دوباره زیر چادری که روی خود کشیده بود، جمع شد و تلاش کرد خواب را به چشمانش بازگرداند. گلاب خانم که دلش پیش خواب ناز دخترکش بود، این بار ناامیدانه قول داد:
ـ به ننه سلبی گفتم به مقداری از خمیر نان رو شکر و روغن بزنه، مگه دیشب نگفتی هوس مشتک روغنی کردی. می خواد یه چند تایی هم واسه محمد کنار بذاره. زن عموت میگ فت امروز و فرداست که با محسن و زن عمو کبری پیداشون می شه.
از حرف مادر خواب یک باره از سر لیلا پرید. محمدش داشت می آمد؟ خوشی این خبر چنان دلچسب و شیرین بود که قلبش با شوق تپید. حالا که محمد داشت بر می گشت، چند قدم که سهل بود حاضر بود در این گرگ و میش هوا تا آب انبار هم برود و برگردد.
می دانست محمد هم مشتک دوست دارد. هنوز خاطرات کودکی و صبحانه هایی که با خوردن مشتک و چای شیرین در کنار محمد خوش مزه تر از هر صبحانه ای بود. در یادش جاودان مانده بود و فراموش نمی شد. گلاب خانم دید لیلا چادر را از روی خود کنار زد، لبخند بر لبانش نشست. تقریبا متوجه شده بود که دل دخترک سیزده ساله اش در گرو مهر پسر عموی بیست ساله اش می باشد. محمد محبوب قلوب همه ی اهل منزل بود. آرامش و ادب ذاتی او سبب می شد برای همگان عزیز باشد.
لیلا کش و قوسی به خود داد و مشت های کوچکش را به سینه کوبید. نسیم خنکی که در هوا شناور بود و سوسه ی دوباره زیر چادر خزیدن و خوابیدن را بیشتر می کرد، اما با یادآوری حرف مادر که نوید آمدن محمدش را می داد، خلسه ای بر جانش نشست و همین سبب شد سرحال و پر نشاط گردد. به مادرش که داشت از پله ها پایین می رفت نگریست. بلند شد و سعی کرد در تاریک و روشن اطراف مسیری پیدا کرده تا دست و پای کسی را لگد نکند.
تابستان ها به جز آق بابا و ننه سلبی همگی روی پشت بام می خوابیدند. لیلا با دیگر دختر عموهایش در یک طرف می خوابید. گاهی شب ها نسرین دختر عمه نجیبه که چند ماهی از لیلا بزرگتر بود از پدرش اجازه می گرفت تا شب را کنار لیلا باشد. در این شب ها سر در گوش هم می گذاشتند و تا دیر وقت صدای پچ پچ و خنده ی آن ها به راه بود. بزرگترها طرف دیگر پشت بام بودند و هر شب باید به دخترها با توپ و تشر تذکر می دادند. کمتر بگو و بخند کنند و بگذارند آنها بخوابند تا صبح سر حال به سراغ کار بروند. پدر و مادرها با تکه های پارچه برای خود محدوده ای مشخص کرده بودند تا راحت و آزاد بخوابند. میخ هایی که به دیوار پشت بام کوبیده شده بود، هر شب دیواره ای پارچه ای بر آنها نصب می شد و صبح ها جمع می شد تا تابش آفتاب پارچه ها را زودتر از موعد خراب نکند.
لیلا که چشمانش به تاریکی عادت کرده بود، تند و چالاک از میان بچه ها که با دست و پاهای بیرون افتاده از ملحفه کج و کوله خوابیده بودند، گذشت. روزهای قبل با بدخلقی بیدار می شد و از این که ننه سلبی معتقد است با و قدم لیلا سبک می باشد و خیلی زود نان ها پخته می شود، لجش می گرفت. اما امروز متفاوت و شاد قدم برمی داشت و و از فکر پختن مشتک هایی که مورد علاقه ی محمد هم بود، دلش غنج می رفت.

 

نحوه تهیه و مطالعه رمان پیچک سمی :

رمان پیچک سمی از طریق انتشارات شقایق و کتاب فروشی های معتبر قابل تهیه می باشد.

 

بیوگرافی سهیلا بامیان :

سهیلا بامیان متولد سال 1345، و نویسنده‌ی ایرانیِ اهل آبادان می‌باشد. ایشان تحصیلات خود را با مدرکِ لیسانس در رشته ی روانشناسی به اتمام رسانده‌اند. دارای دو فرزند می‌باشند و در حال حاضر ساکن بوشهر هستند. این نویسنده در مجلات مختلف دستی بر قلم داشته و در حیطه‌های داستان های کوتاه و متن های ادبی، آثار خود را به چاپ رسانده‌اند. اکثرِ آثار ایشان از انتشارات شقایق وارد بازار کتاب شده و با استقبال بالایی روبه‌رو شده است. ایشان در ژانر عاشقانه، اجتماعی و خانوادگی فعالیت می‌کند.

 

آثار سهیلا بامیان :

رمان شب های انتظار ـ انتشارات شقایق
رمان زیبای عرب ـ انتشارات شقایق
رمان دختر آفتاب ـ انتشارات شقایق
رمان کوچه های شیدایی ـ انتشارات پیکان
رمان رقیبان عشق ـ انتشارات شقایق
رمان الهه شب ـ انتشارات شقایق
رمان سایه های فریب ـ انتشارات شقایق
رمان صبح می‌آید ـ انتشارات علی
رمان پیچک سمی ـ انتشارات شقایق

نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید؟
https://romanclub.ir/?p=4120
لینک کوتاه:
نظرات

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

موضوعات
ورود کاربران
درباره ما
\"رمان کلوب: ماجراجویی در دنیای کتاب‌ها، در کنار دوستان جدید. اینجا، هر کتاب‌خوانی یک همراه پیدا می‌کند. عضو شو و با هم کتاب‌خوانی را به یک تجربه‌ی اجتماعی تبدیل کنیم!\" \"رمان کلوب: برای آن‌ها که رمان نفس می‌کشند. پاتوقی گرم و صمیمی برای عاشقان کتاب، پر از رمان‌های جذاب، گفتگوهای داغ و پیشنهادهای هیجان‌انگیز. همین حالا عضو شو و به جمع ما بپیوند!\"
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان کلوب " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!