نحوه دانلود رمان نوش دارو
رمان نوش دارو اثر زهرا احسان منش، رمانیست دغدغهمند از زندگی دختری به نام نوشین که طی یک تصمیم، فرار از خانه را برمیگزیند و در مسیر این فرار با حوادث وحشتناکی روبهرو میشود، حوادثی که شاید خود به تنهایی برای از بین بردن یک انسان کافی باشد. در ابتدا تصور میشود که ما صرفاً با یک داستان معمولی روبهرو هستیم؛ اما در ادامه بعد اجتماعی این کتاب عاشقانه روی خودش را نشان میدهد. سرنوشت انسانهایی که یک تصمیم اشتباه، پیامدهای جبران ناپذیری در زندگیشان حاصل میشود. این قصه پایان خوبی دارد؛ اما نمیشود گفت که همیشه قصهی یک فرار به خوشی ختم شود و سرنوشت نارین که در انتهای قصه روایت میشود، دلیلی است بر این حرف. تغییرات آهستهی شخصیت مرد قصه بهقدر کافی مخاطب را با خودش همراه میکند.
رمان نوش دارو از زهرا احسان منش در ژانر عاشقانه و اجتماعی در ۵۹۲ صفحه و در سال ۱۳۹۴ از نشر علی به چاپ رسیده است.
مایکل و دوستش صادق گروه اجرای موسیقی مجالس دارند. ماجرا از زمانی شروع میشود که آنها در یکی از باغهایی که برای اجرا رفتهاند، با دختری پسرنما بهنام نوشین روبهرو میشوند. با اتفاق وحشتناک آن شب، نوشین موقتاً بهخانهی مایکل میرود و بهناچار برای حفظ خود از اتفاق آن شب، تن به زندگی با مایکل میدهد.
– اون زنگو بزن
زنگ را فشرد و گفت:
– هربار ازت این سؤالو پرسیدم منو پیچوندی.
سکوت را ترجیح داد. مردی میان سال و هیکل دار در را باز کرد. با نگاه شکاکش هر دو را برانداز کرد و گفت:
– فرمایش…!
همچنان سکوت انتخابش بود. پوزخندی چاشنی سکوتش نمود و فقط مرد میان سال را نگاه کرد. نگاه مرد درست روی او زوم شد و ناگهان ابرویش بالا پرید. گویا شناختش؛ کمی عقب رفت و در حالی که در را بازتر
می کرد، گفت:
– موتورو بیار تو
موتور را داخل برد و گفت:
– آژانسیه نیومده؟
مرد میان سال ابروهای پهنش را درهم کشید و گفت:
– اومد. وسایلو برداشتیم آقا کفری شده…. پس چی شد اون اصلکاری؟
پوزخندی زد و گفت:
– به آقات بگو مثل اینکه هنوز مایکل رو نشناختی؟
و رو به رفیقش ادامه داد:
– برو درشون بیار.
کنار موتورش ایستاد. پاکت سیگار را به همراه فندک از جیب پیراهنش درآورد سیگاری از پاکت بیرون کشید و تکانی به فندک داد. جرقه ای ایجاد و سیگار روشن شد. به موتور تکیه داد و یکی به سیگار زد و در حالی که دود آن را از بینی و دهان خارج میکرد، نگاهی به درختان باغ انداخت و ناگهان چیزی توجهش را جلب کرد؛ فردی پوشیده در شلوار جین آبی و سوئیشرت سفید با موهای پسرانه که کاملاً پشت به او داشت، محو او بود. او کنار استخر ایستاده و معلوم نبود چه در استخر می دید که تکان هم نمیخورد با صدای رفیقش به خود آمد:
– دادم بهش. از جاسازی باحالمون شوکه شده بود… بـریـم بساط خودمونو علَم کنیم؟
بی توجه به حرف او همچنان که محو غریبه ی کنار استخر بود و یکی مجدد به سیگارش می زد، گفت:
– صادق اون دخترو ببین!
صادق رد نگاه او را دنبال کرد و در نهایت حیرت، پسری با قدی متوسط را دید که کنار استخر ایستاده است. متعجب گفت:
– اون یارو رو میگی؟
پکی مجدد به سیگارش زد و با تکان سر تأیید کرد. صادق مبهوت گفت:
– ولی اون که پسره!
پوزخندی زد و گفت:
– سر موتورم باهات شرط میبندم که دختره!
چشم های صادق گشاد شد و گفت:
– سر موتور پونزده میلیونیت؟! موتوری که عشقته؟!
پک مجدد و تأیید او با تکان سر، صادق را کنجکاو کرد بداند کسی که کنار استخر ایستاده واقعاً پسر است یا دختر. همچنان بر موتورش تکیه زده و شاهد دور شدن صادق ماند. صادق تا نزدیک غریبه پیش رفت، نگاهی به موهای کوتاهش که حتی خطی که با تیغ زیر آن انداخته شده بود، داد می زد طرفش پسر است انداخت و برای ارضای کنجکاوی گفت:
– هی!
برگشت. نگاهش کرد و با صدایی بم و پسران پسرانه گفت:
– با منی؟
عمیق نگاهش کرد. شکش به یقین تبدیل شد و گفت:
– هی رفیق! اگه بیکاری بیا کمک ما.
متعجب گفت:
– شما؟
– من و اون رفیقم…
با دست به مایکل اشاره کرد و ادامه داد:
– ما مطربیم… باید بساطمونو تا رسیدن مهمونا آماده کنیم. اگـه می شه….
غریبه قدمی برداشت و گفت:
– باشه… من در خدمتم.
مایکل ته سیگارش را زیر پا له کرد آن دو را دید که باهم دست دادند و چیزی به هم گفتند. سپس به سمتش پیش آمدند. عمیق به غریبه که نزدیکش میشد نگاه کرد، مژه های بلند و یک دست مشکی، ابروهای کمی پهن و بینی کوچک بدون ایراد و لبان کمی حجیم و قرمز مایل به صورتی در پوستی صاف.
رمان نوش دارو از طریق انتشارات علی و تمامی کتاب فروشی های معتبر قابل تهیه است.
زهرا احسان منش متولد خردادماه 1361 است. او از سال نود فعالیت خود را در زمینهی ادبیات داستانی آغاز کرد. ژانر غالب کاری او عاشقانه اجتماعی است و تاکنون رمانهای زیادی از او به چاپ رسیده است. زهرا احسان منش علاوه بر نویسندگی در ویراستاری هم فعال است. او از سال نودوپنج در زمینهی ویرایش آثار ادبی آموزش دید و شروع به فعالیت کرد. تاکنون او ویراستار بیش از هشتاد اثر تألیفی و ترجمه بوده است. خانم احسانمنش همین طور در برگزاری کلاسهای آموزشی ویراستاری نیز فعالیت دارند و علاقهمندان به درستنویسی میتوانند زیر نظر ایشان آموزش ببینند.
رمان نوش دارو – انتشارات علی
رمان باور های زخمی – انتشارات صدای معاصر
رمان تب یخ – انتشارات صدای معاصر
رمان در حرم یار – انتشارات علی
رمان سایه سار – انتشارات علی
رمان جام سراب – انتشارات آرینا
رمان بال های بسته – انتشارات آرینا
رمان محرم راز – انتشارات پرسمان