نحوه دانلود رمان بال های بسته
رمان بال های بسته از زهرا احسان منش، داستانی عاشقانه اجتماعی است. رمان با خواب الی و پرتاب به سیزدهسالگی او استارت میخورد که نشاندهندهی رنجی است که بعد از سالها، همچنان در ضمیر ناخودآگاه او باقیست.
بالهای بسته دغدغههای مادری جوان و حساس است که در بحبوحهی مشکلات زندگی و میان وظایف مادرانهاش که سعی دارد به نحو احسنت آن ها را انجام دهد، دلش برای مرد جوانی میلرزد.
بالهای بسته نوشتهی زهرا احسانمنش روایتگر عشق در دو نسل است که با گرههایی از زندگی مادر قصه شروع و در طی داستان به نوبت باز میشود.
این رمان در سال ۱۳۹۵ در ۸۸۸ صفحه از انتشارات علی به چاپ رسید.
الی در برههای از زمان با مشکلات عدیدهای مواجه میشود که در این راه فقط جسارت و شهامتش به او کمک میکند که سرپا بایستد. الی که هم مادر دو دختر است و هم پدری بیمار دارد، باید در مقابل چالشهای وحشتناک زندگیاش سرپا بماند که بعدها در مقابل خود و خدای خود شرمنده نشود. اینکه الی میتواند یا نه، خدا میداند.
فضا تاریک شد و رقص نور در میان ریتم ملایم آهنگ همایون را ترغیب کرد دست الی را بگیرد. رو به مادر گفت:
– اشکالی نداره با الی برقصم؟
ما در شال را روی سر الی مرتب کرد یقه ی کت کوتاهی که روی پیراهن بلندش پوشیده بود را هم صاف کرد و گفت:
– فقط مواظبش باش
الى وقتی به خود آمد که میان جمعیت و دستان گره شده ی همایون دور کمرش در تاریکی و به خواسته ی او تنش حرکت میکرد. هرم نفس او را تا کنار گوشش حس کرد و شنید صدایش را که کنار گوشش نجوا کرد
– می دونستی خیلی دوست دارم؟
تمام ترس دقایق پیش و تردید لحظات قبل جایش را به هیجانی کودکانه داد
– منم دوست دارم داداشی
فشار ضعیفی بر کمرش وارد ساخت و زمزمه کرد
– چرا منو به اسم صدا نمی کنی؟
– چه اشکالی داره بهت بگم داداش؟
خیره به چشمان الی صورتش را جلو آورد جلو و جلوتر بازدمش در صورت الی دمید الی به همراه بوی تند آدامس بوی عجیبی را از دهان او استشمام کرد و باز ترس دلش را پر کرد نگاه همایون عجیب بود. بازدمش هم داغ داغ لبهایش جمع شد دستش هم از روی کمر تا روی بالاتنه ی الی پیش آمد ناگهان کلافه لحظه ای چشمانش را بست و پر قدرت سر تکان داد. کمرالی را رها کرد و از میان جمعیت محو شد. الی تنها ماند با حسی عجیب و ناشناخته که و ادارش کرد از رقص بیزار شود. بلافاصله خود را به مادر رساند کنارش نشست و معترض گفت:
– من دیگه دوست ندارم برقصم.
مادر هنوز گرم صحبت با خانمی که کنارش نشسته بود بی تفاوت گفت:
– هر جور راحتی عزیزم.
و الی این طور راحت بود. این طور که همایون با دست بی پروا و هرزش نباشد و مادر هم نفهمد و پر سرزنش نگاهش نکند. هـر چـنـد مـادر هیچ وقت آن طور نگاهش نمیکرد اما انگار این ترس از مادر و پدر دست خودش نبود. می ترسید از اینکه به جرم ناکرده مؤاخذه شود. شرمش می آمد مادر بفهمد همایون گستاخی کرده است. بفهمد و باور نکند خیلی تلخ است. بفهمد و پشت همایون را بگیرد خیلی سخت است. سروکله ی همایون دقایقی بعد پیدا شد کنارش نشست و بی اختیار ته دل الی را خالی کرد. از رنجی ناشناخته احساسی ،بد وحشتی بی سابقه و از خطری که هیچ ذهنیتی راجع به آن نداشت انگار کاملاً غریزی آن را بسیار نزدیک حس میکرد و گریز را در ذهنش تداعی می ساخت. سرش را تا کنار گوش الى جلو آورد:
– الی جون به مامان چیزی نگیا تا داداشی برات هر چی که دوست داری بخره.
با شنیدن این حرف الی یقین کرد علت ترس و اضطراب و بیزاری اش از رقص بیجا نبود؛ اما با این حال دل «نه» گفتن به او را نداشت. بی هیچ نگاهی با تکان سر به او قول داد. مثل همیشه که او خطا می کرد و الی میپوشاندش. هر چند اینگونه خطا تاکنون از او بی سابقه بود. قول دادش قول یک دختربچه ی چهارده ساله ی نوبالغ و در واقع دیر بالغ شاید قولی محکم و دهان پرکن نباشد اما قول الى قول بود.
– قربون آبجی گلم برم من.
صدای آرام بخش همایون آرامش کرد. ته دلش را قرص کـرد کـه همایون خودش هم ناخواسته مرتکب اشتباه شده است. کودکانه خوشحال شد که همایون باز او را خواهر خواند. نگاهش کرد و تازه متوجه خیسی ،سروصورت یقه ی لباس و سرشانههای کت همایون شد.
رمان بال های بسته از طریق انتشارات علی و تمامی کتاب فروشی های معتبر قابل تهیه است.
زهرا احسان منش متولد خردادماه 1361 است. او از سال نود فعالیت خود را در زمینهی ادبیات داستانی آغاز کرد. ژانر غالب کاری او عاشقانه اجتماعی است و تاکنون رمانهای زیادی از او به چاپ رسیده است. زهرا احسان منش علاوه بر نویسندگی در ویراستاری هم فعال است. او از سال نودوپنج در زمینهی ویرایش آثار ادبی آموزش دید و شروع به فعالیت کرد. تاکنون او ویراستار بیش از هشتاد اثر تألیفی و ترجمه بوده است. خانم احسانمنش همین طور در برگزاری کلاسهای آموزشی ویراستاری نیز فعالیت دارند و علاقهمندان به درستنویسی میتوانند زیر نظر ایشان آموزش ببینند.
رمان نوش دارو – انتشارات علی
رمان باور های زخمی – انتشارات صدای معاصر
رمان تب یخ – انتشارات صدای معاصر
رمان در حرم یار – انتشارات علی
رمان سایه سار – انتشارات علی
رمان جام سراب – انتشارات آرینا
رمان بال های بسته – انتشارات آرینا
رمان محرم راز – انتشارات پرسمان