نحوه دانلود رمان ترک ساحل
رمان ترک ساحل به نویسندگی ی. جعفری روایتی از دل جامعه است و در ژانر عاشقانه، اجتماعی نوشته شده است.
دختری زیبا و خوش سیرت به نام ساحل که با کلی امید و آرزو با کیان ازدواج میکند و عروس عمارت جمشیدی ها میشود.
اما بعد از مدتی و باردار نشدنش، پای زن دوم به ماجرا باز میشود.
دختری به نام عسل، با قلبی سیاه که زندگی ساحل را نابود میکند و شوهرش را از او میدزدد.
در رمان ترک ساحل به قلم ی. جعفری، با باردار شدن عسل، پدر کیان یک شرط میگذارد. طلاقش از ساحل و عقد با عسل! ساحل که راضی به طلاق نیست از عمارت فرار میکند و حالا باید تک و تنها با مشکلات درون جامعه بجنگد. با جنینی که بعد از مدتی…
رمان ترک ساحل به قلم ی.جعفری داستان دختری است که شوهرش زن دوم میگیرد و زندگیاش به نابودی کشیده میشود.
با فرار کردنش، مشکلات زیادی برایش پیش میآید و…
-زن دومم میشه!!
نفس همه تو س….ینه حبس شد.
گیج شده نگاهش کردم.
چی داشت میگفت؟؟
اینی که داشت این حرفهارو میزد شوهر من بود؟؟
شوهر من میگه زن دوم میخواد بگیرد؟؟
درمانده و آشفته چشم بستم و نالیدم:
-ک…کیان؟
با دیدن حلقه شدن دست زنی به دور بازوی شوهرم
از جایم مثل فنر پریدم و تا خواستم یورش بردارم سمتشان…
چشمام شروع کرد به تار دیدن همه چیز اطرافم،
خونه داشت دور سرم میچرخید
و……
مثل انسانی که فقط جسمش زندست خیره به دیوار میشوم.
تو این یک ماه انقدر به من مسکن و آرامبخش زدن که حتی توان بالا آوردن دستم را ندارم!
به آینه رو به روم نگاه میکنم….
با دیدن تار های سفید بیشمار بین موهایم،
لبخند تلخی روی لب بیرنگ و روحم میشیند.
قبلا فکر میکردم وقتی میگفتند تو جوونی پیر شدم، فقط حرف و استعاره است.
هیچوقت فکرش را نمیکردم ، تو واقعیت این بلا سرم بیاد.
بغضم بی صدا برای هزارمین بار میکشند.
دستانم را جلوی دهنم میزارم و
چشمانم را که میبندم، این یک ماهه جهنمی مثل کاست ویدیو از جلو چشمانم میگذرد.
این یک ماه برای مشخص شدن تکلیف این دختری که ادعا میکرد کیان زنش کرده است،
آمده بودیم عمارت جمشید خان.
تمام اون سر و صداها،
ناله و نفرین ها،
تهدیدا،
عربده ها،
و کیانی که جز سکوت هیچی ازش نمیبینم!!
تمام این یک ماه مثل کابوس گذشت.
دریده بازی دختری که تازه فهمیدهام اسمش عسل است.
و پدرش که اصرار داشت این مایه ننگ تنها با عقد تمیز میشود!
مثل هرشب تو اتاقی که این یک ما به خواسته خودم درش محبوس بودم ،
سرم را به پنجره چسباندم و سعی کردم خدارا بین ابرهای تیره دریابم:
-خدایا دیگه توان ندارم ، خودت خلاصم کن.
-فقط خودت میدونی تو چه جهنمیم.
خداجونم همه چیم آتیش گرفت.
بس نیست؟
بخدا بسه دیگه.
میبینی منو خـــدا؟؟
منو ببین یه دیقه!!
من دیگه نابود شـــــدم.
تموم شـــدم.
دست از سر من بردار ، خلاصــــم کــــن.
وقتی زمین میخوری ، هیچکس برایت دل نمیسوزاند!
همه فقط زخم زبون میزنند.
باورم نمیشود این یک ماه چه ها که نشنیدم…
بهم گفتند حتما برای شوهرت کم گذاشتی.
حتما یه عیب و ایرادی داشتی !!
شاید نازا بودی و شوهرت بچه میخواست!
اگه ساحل قبلی بودم ، جواب تک تکشان را میدادم.
ولی الان یه زنِ شکست خورده ام که انقدر در سکوت اشک ریخته است ، حتی حرف زدن هم از یاد برده. من را تا مرز جنون میبرد !
انگار که دیوارا دارن نزدیکم میشن.
انگار هوا برای تنفس نیست.
سینم به خس خس میوفته.
خم میشم روی زمین و تند تند نفس میکشم،
نمیتونم ، نههه نمیتونم نفس بکشم .
انگار راه تنفسم کیپ شده!
دست میبرم سمت میز آرایشم تا لیوان آبو بردارم.
با نوشیدن چندقلوپ آب ، انگار تازه راه نفسم باز میشه!
با دستای لرزون خودمو کشون کشون پرت کردم رو تخت.
رمان ترک ساحل به قلم ی. جعفری، به صورت آنلاین و در حال تایپ در کانال تلگرام نویسنده قابل مطالعه می باشد.
ی. جعفری نویسنده و رمان نویس با نام مستعار، بیست و هفت ساله و متاهل هستند.
دو رمان درحال تایپ دارن و با قلم زیباشون، مخاطب های زیادی رو جذب خودشون کردن.
رمان ترک ساحل – درحال تایپ
رمان نجابت گناه – درحال تایپ