نحوه دانلود رمان حادثه یک نگاه
نحوه دانلود رمان حادثه یک نگاه معرفی رمان حادثه یک نگاه : رمان حادثه یک نگاه، روایت عشق و دلدادگی‌ست. داستان فربد است. پسر جوانی که در تعمیرگاه پدرش، در کنار او کار می‌کند. او که بسیار خوش تیپ و خوش‌قیافه‌ است، به دلیل‌ دیر آمدن‌های شبانه‌اش، مدام با پدرش به مشکل برمی‌خورند. او به هر دختری که سر راه‌ش قرارمی‌گیرد، شماره ...

نحوه دانلود رمان حادثه یک نگاه

معرفی رمان حادثه یک نگاه :

رمان حادثه یک نگاه، روایت عشق و دلدادگی‌ست. داستان فربد است. پسر جوانی که در تعمیرگاه پدرش، در کنار او کار می‌کند. او که بسیار خوش تیپ و خوش‌قیافه‌ است، به دلیل‌ دیر آمدن‌های شبانه‌اش، مدام با پدرش به مشکل برمی‌خورند. او به هر دختری که سر راه‌ش قرارمی‌گیرد، شماره می‌دهد، ولی هیچ کدوم را برای زندگی و ازدواج نمی‌خواهد. در کل او مرد ازدواج نیست. داستان با هوا و هوس‌های او پیش می‌رود تا جایی که با یک نگاه آشنا می‌شود، یکی که خط قرمز می‌کشد بر روی همه‌ی عادت‌های فربد.
داستان پر از نکات ظریف زندگی و مشکلات در آن است.
نسرین سیفی،‌ با مهارت بالای خود توانسته داستان را پیش ببرد و مخاطب را با قلم خود اُخت کند. مخاطب با همه‌ی شخصیت‌ها به راحتی همذات پنداری می‌کند و داستان را خسته کننده نمی‌پندارد. نگارش ایشان، شیوا و روان می‌باشد و وی توانسته به خوبی از پس شخصیت پردازی‌ بربیاید.
رمان در ژانر عاشقانه، اجتماعی و خانوادگی‌ نگارش شده است. این رمان با 372 صفحه، در سال1383 از نشر شقایق منتشر شده است.

 

خلاصه رمان حادثه یک نگاه :

رمان حادثه یک نگاه، قصه‌ی زندگی پسری است که روزگار را با بی هدفی می‌گذراند و با خانواده‌اش دچار مشکل است. تا این که روزی با دختری مواجه می‌گردد و برحسب تصادف درمی‌یابد که دختر در همسایگی آنها منزل دارد. آشنایی با این دختر فصل جدیدی را در زندگی‌اش آغاز می‌کند و…

 

مقداری از متن رمان حادثه یک نگاه :

در را پشت سرم بستم لبخند روی لبهایم نشست. گوشهایم را تیز کردم و سلانه سلانه به طرف پارکینگ رفتم.
سرم را خم کردم و همین طور که از پله ها پایین می رفتم، دندان های سفیدم را بیشتر نمایان می کردم.
هنوز سه پله ای به پارکینگ مانده بود که صورتهای آشنای همیشگی در مقابل چشمهایم به صف ایستادند.
به صدایی بلند و کشدار گفتم:
ـ به سلام آقایون بی سروپا. پاتوقه؟
و چشمکی حواله ایشان کردم. هر سه نفر ایستادند و جواب سالمم را دادند. از همانجا به کف پارکینگ پریدم و دستم را به طرف شهاب دراز کردم.
صورت استخوانی و پریده رنگش زیر نور چراغهای پارکینگ به یک نقاشی کودکانه که به بدترین شکل رنگ آمیزی شده باشد می مانست. دستم را روی شونه اش کوبیدم و گفتم:
ـ هزار ماشالله نون و خط کش خوب به مزاجت سازگاره. پسر تو روزی یک سانت قد می کشی. اگه ادامه بدی یه روزی می رسه که می تونی از همینجا که وایستادی دستتو دراز کنی لپ ماها رو بکشی.
سامان دستم را فشرد و گفت:
ـ عجالتا تا اون موقع هم می تونی لپ ما زمینی ها رو بکشی.
زیر چشمی نگاهی به شهاب انداختم. لبانش لرزش نامحسوسی داشت. به آرامی چشمکی به سامان زدم و گفتم:
– اگه بخوای ما واسه ات جور می کنیم.
با دستپاچگی گفت:
– نه. نه. فکر نکنم مرسی.
نادر در حالی که به شدت می خندید دست مرا فشرد و گفت:
– جون فربد تو که بلدی یکی واسه ما جور کن.
صدای قهقهه خنده هایمان فضای پارکینگ را شکافت و در خود تکرار شد. دستی میان موهایم کشیدم و گفتم :
– چه خبر؟
لبخند موذیانه ای زد و گفت:
– تو چه خبر؟
با کلافگی جواب دادم:
– مثل هر روز، کار، خونه،گردش.
– از اون گردشه چه خبر؟
-مثل هر روز دارم تو مرداب غرق می شم.
– این که خیلی بده.
سامان به میان حرفش دوید و گفت:
-کاش از این بدا قسمت ما هم می شد. ول کن شهاب برو فکر نون باش که خربزه آبه.
نادر از روی زمین بلند شد. شلوارش را با کف دست پاک کردو گفت:
– آخ که هوس خربزه کردم.
چشمکی به نادر زدم و گفتم:
– پنج شش تا شیرینش رو سراغ دارم میل دارید تقدیم کنم.
پشت سرش را خاراند و گفت:
– واسه این که دلت رو نشکونم دست رد به سینه ات نمی زنم.
دست در جیب شلوارم کردم و کاغذ مچاله شده ای را بیرون آوردم و به طرف نادر گرفتم:
– برو خوش باش.
با خنده کاغذ را گرفت و جواب داد:
_ همیشه خوش باشی.
هوس کرده بودم سر به سر شهاب بزارم. دست در جیبم فرو بردم و کاغذ دیگری در آوردم و به طرف شهاب گرفتم:
– تو نمی خوای خوش باشی؟
شهاب مثل فنر پرید ودر حالی که چشمان گرد شده اش نگاهم می کرد گفت:
– نه، نه !
لبخند روی لبهایم نشست و دندان هایم نمایان شد. سامان با یک خیز از جا پرید و کاغذ را از دستم قاپید و گفت:
– بدش به من تا یه هفته سرگرم باشم.
نگاهم از روی صورت رنگ پریده شهاب سر خورد و روی قیافه مضحک نادر با آن لبهای آویزان مکث کرد.
– حالت خوبه؟

 

نحوه تهیه و مطالعه رمان حادثه یک نگاه :

رمان حادثه یک نگاه از طریق انتشارات شقایق و کتاب فروشی های معتبر قابل تهیه می باشد.

 

بیوگرافی نسرین سیفی :

نسرین سیفی، متولد یکم مهر ماه سال 1358، نویسنده‌‌ی با سابقه‌ی ایرانی می‌باشد. ایشان تحصیلات خود را در مقطع کارشناسی ارشد، در رشته‌ی ادبیات فارسی به اتمام رسانده‌اند. نسرین سیفی از سال 1381 شروع به کار کرده و بالغ بر 13 عنوان چاپی در زمینه‌ی رمان در رزومه‌ی خود گنجانده است. این نویسنده، بیشتر در ژانر عاشقانه، اجتماعی و خانوادگی قلم می‌زند.

 

آثار نسرین سیفی :

رمان شب تقدیر – انتشارات شقایق
رمان کوچه های خاطره ـ انتشارات شقایق
رمان جنون عشق – انتشارات شقایق
رمان حادثه یک نگاه – انتشارات شقایق
رمان مسافر مهتاب ـ انتشارات شقایق
رمان آغاز دوست داشتن ـ انتشارات شقایق
رمان نغمه ـ انتشارات شقایق
رمان معمای عشق ـ انتشارات شقایق
رمان غزل عاشقی – انتشارات شقایق
رمان آخرین ستاره شب – انتشارات شقایق
رمان رویای آبی – انتشارات شقایق
رمان به خاطر نیاز – انتشارات شقایق
رمان آسو – انتشارات شقایق
رمان بیراهه ای در آفتاب ـ انتشارات ققنوس
کتاب قلعه دختر ـ انتشارات اساطیر پارسی
کتاب الگوهای مدیریت دانش ـ سازمان چاپ و انتشارات دانشگاه آزاد اسلامی
کتاب صحیفه مرگ ـ انتشارات اختر
کتاب حکایاتی از بسم‌الله الرحمن الرحیم ـ انتشارات ایرانشناسی

نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید؟
https://romanclub.ir/?p=3799
لینک کوتاه:
نظرات

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

موضوعات
ورود کاربران
درباره ما
\"رمان کلوب: ماجراجویی در دنیای کتاب‌ها، در کنار دوستان جدید. اینجا، هر کتاب‌خوانی یک همراه پیدا می‌کند. عضو شو و با هم کتاب‌خوانی را به یک تجربه‌ی اجتماعی تبدیل کنیم!\" \"رمان کلوب: برای آن‌ها که رمان نفس می‌کشند. پاتوقی گرم و صمیمی برای عاشقان کتاب، پر از رمان‌های جذاب، گفتگوهای داغ و پیشنهادهای هیجان‌انگیز. همین حالا عضو شو و به جمع ما بپیوند!\"
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان کلوب " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!