نحوه دانلود رمان نازنین
نحوه دانلود رمان نازنین معرفی رمان نازنین : رمان نازنین روایت عشقی می باشد که به واسطه‌ی عذاب وجدان شکل می‌گیرد و در پس خود حمایت جذابی را داراست. قلم نویسنده محاوره است و رمان در ژانر عاشقانه، اجتماعی و خانوادگی ‌ نگارش شده است. این رمان 525 صفحه، در سال 1394 از نشر شقایق منتشر شده است.   خلاصه رمان نازنین : نازنین دختر ...

نحوه دانلود رمان نازنین

معرفی رمان نازنین :

رمان نازنین روایت عشقی می باشد که به واسطه‌ی عذاب وجدان شکل می‌گیرد و در پس خود حمایت جذابی را داراست. قلم نویسنده محاوره است و رمان در ژانر عاشقانه، اجتماعی و خانوادگی ‌ نگارش شده است. این رمان 525 صفحه، در سال 1394 از نشر شقایق منتشر شده است.

 

خلاصه رمان نازنین :

نازنین دختر باغبان فقیری است که نزد عمه‌ی ثروتمندش زندگی می‌کند. او به طور اتفاقی با پسری با نام رائین آشنا می‌شود که از خانواده‌ی متمولی است. آن دو تصمیم می‌گیرند زندگی مشترکی را آغاز کنند و در این میان رائین برای ادامه‌ی تحصیل به خارج از کشور سفر می‌کند. طی اتفاقاتی نازنین تصمیم می‌گیرد که رابطه‌اش را با رائین قطع کند. او پس از آن به تحصیلاتش در رشته‌ی پزشکی ادامه داده و به پزشک متبحری تبدیل می‌شود. پس از سال‌ها رائین که حالا ازدواج کرده است به همراه دختر و همسرش به ایران باز می‌گردد. دختر رائین که بیمار است به طور اتفاقی به وسیله‌ی نازنین درمان می‌شود و رائین و نازنین بار دیگر یک‌دیگر را ملاقات می‌کنند. چندی بعد طی تصادفی، همسر رائین می‌میرد و رائین از نازنین می‌خواهد که زندگی مشترکی را با وی آغاز کند.

 

مقداری از متن رمان نازنین :

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم
دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا
باد پائیزی کولاک می کرد، بارون نم نم می بارید، دبیرستان دخترونه تازه تعطیل شده بود و خیابون حسابی شلوغ بود. دخترا یکی یکی و چند تا چند تا با هم بیرون می اومدن، بعضی دست تو دست هم می خندیدن و حرف می زدن، بعضی ها با عجله و تند و تند قدم بر می داشتن. کمی دورتر ماشین پاترول نوک مدادی ای پارک شده و چهار پسر توش مشغول کنترل دخترها بودن. پسری که پشت فرمون نشسته بود رائین بود؛ بچه یکی یک دونه تیمسار معتضدی؛ بغل دستیش دوستش مسعود، دانشجوی شلوغ و شوخ و شنگ و از یه خونواده معمولی. رائین سرش غر زد:
ـ جون من خیال نداری که علاف کنی و دخترا رو بشماری؟
مسعود غیرتی شد:
ـ از تو یکی توقع ندارم این جوری حساب کنی، منو بگو که رو تو حساب می کردم. این پسره الدنگ رو ادب کنی.
امیر و منوچهر که همیشه آویزون این دو تا بودن؛ عقب نشسته بودند. امیر خندید و گفت:
ـ اولاً اگه دخترا رو بشمریم کم می شن، دوماً تو هم زیادی سخت می گیری، اول پسره رو گیر بیار، بعداً نقشه بکش سرشو با ماشین نمره یک بزنی یا دو؟
مسعود قرمز شد و به غرورش بر خورد و گفت:
ـ ناکس روزگار هر روز میاد دخترا رو می رسونه، نامرده دیگه.
منوچهر پاسخ داد:
ـ می خواد ثابت کنه زن و مرد هیچ وقت مثل هم نمی شن، جون تو آی حال می ده وقتی سوسک می بینن و صدای جیغ و ویقشون در میاد.
مسعود بی توجه به منوچهر رو به رائین کرد و گفت:
ـ می خوام همچین بترسونیش که خودش رو خیس کنه.
امیر سرش رو خاروند و با حرفش توی دل رائین رو خالی کرد:
ـ رائین از این دل و جیگرا نداره.
بعدش هم با دست به پشت رائین زد:
ـ اگه چند پرس دل و جیگر بخوره شاید راه بیفته.
رائین برگشت و به او چشم غره رفت.
ـ آه… چه قدر حرف می زنی! خفه شو ببینم. آفتاب تابیده همچین چشم آدمو می زنه.
امیر واسه این که حرفی زده باشه گفت:
ـ آقا رائین گفتن خفه.
مسعود تو ذوق امیر زد:
ـ هر کی گفت پنیر، تو سر تو بذار و بمیر.
مستانه خواهر مسعود سلانه سلانه با نوگل دوستش، خوش و بش کنان از مدرسه بیرون اومدن. چند لحظه بعد موتور سواری ویراژ داد و از کنار اونا رد شد و جیغ اونا از ترس بلند شد. مسعود رگ غیرتش ورم کرد:
ـ خود نامردشه، آتیش کن رائین تا نشونش بدیم یه من شیر چه قدر کره داره.
رائین گاز داد و ماشین از جا کنده شد. منوچهر تکون شدیدی خورد.
ـ شیر شدی رائین! مواظب باش دنبال شکار می ری یه وقت خودت شکار نشی.
چند متری بیشتر نرفته بودن که به نازنین و مژگان وسط خیابون برخوردند. ماشین رائین نزدیک اونا ترمز وحشتناکی کرد ولی دیر شده بود، کنترل ماشین از دستش خارج شد و با فریاد نازنین مصیبت شکل گرفت. مژگان با دست به صورتش زد. زبونش از ترس بند اومده بود، نازنین ناله کنان روی زمین افتاده بود:
ـ وای خدای من مُردم.
و با دست صورتش رو گرفت. مژگان به خودش مسلط شد، خم شد و زیر بازوش رو گرفت و سعی کرد بلندش کنه، ولی بی فایده بود. مردم دورشون جمع شدند، پسرها از ماشین پیاده شدند و با حیرت بهشون نگاه کردند. مژگان با چشمانی پر از غضب بهشون نگاه می کرد.
ـ مگه کورین؟ بلد نیستین، برین الاغ سواری کنین، وایسادین که چی بشه؟ فیلم درام نگاه می کنین؟ کمک کنید برسونیمش بیمارستان داره از درد می میره.

 

نحوه تهیه و مطالعه رمان نازنین :

رمان نازنین از طریق انتشارات شقایق و کتاب فروشی های معتبر قابل تهیه می باشد.

 

بیوگرافی نیلوفر پور عباسی :

نیلوفر پور عباسی متولد سال 1336، نویسنده‌ی با سابقه‌ی ایرانی می‌باشد. ایشان تاکنون چندین جلد کتاب را به چاپ رسانده است. از جمله آثار او می‌توان به کتاب های نیلوفر ، طلا، به قشنگی طاووس ، ملیسا، نازنین و مجموعه دو جلدی اولین عشق اشاره کرد.

 

آثار نیلوفر پور عباسی :

رمان اولین عشق (دو جلدی) ـ انتشارات شقایق
رمان نازنین ـ انتشارات شقایق
رمان ملیسا ـ انتشارات شقایق
رمان طلا ـ انتشارات پیکان
رمان به قشنگی طاووس ـ انتشارات ذهن آویز
رمان نیلوفر ـ انتشارات پیکان

نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید؟
https://romanclub.ir/?p=2958
لینک کوتاه:
نظرات

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

موضوعات
ورود کاربران
درباره ما
\"رمان کلوب: ماجراجویی در دنیای کتاب‌ها، در کنار دوستان جدید. اینجا، هر کتاب‌خوانی یک همراه پیدا می‌کند. عضو شو و با هم کتاب‌خوانی را به یک تجربه‌ی اجتماعی تبدیل کنیم!\" \"رمان کلوب: برای آن‌ها که رمان نفس می‌کشند. پاتوقی گرم و صمیمی برای عاشقان کتاب، پر از رمان‌های جذاب، گفتگوهای داغ و پیشنهادهای هیجان‌انگیز. همین حالا عضو شو و به جمع ما بپیوند!\"
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان کلوب " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!