نحوه دانلود رمان زخم عشق
رمان زخم عشق روایت زنی با گذشتهای سخت و آیندهای نامعلوم است که دچار چالشهای بسیار و تصمیمگیریهای دشوار میشود. قلمِ نویسنده، صمیمی میباشد و مولف به خوبی توانسته از پس شخصیت پردازی و داستان پردازی بربیاید. رمان در ژانر عاشقانه، اجتماعی و خانوادگی نگارش شده است. این رمان با 606 صفحه، در سال 1400 از نشر شقایق منتشر شده است.
زخم عشق داستانی دربارهی یک زن است. زنی با گذشتهای ناخوشایند و آیندهای نامعلوم. زنی عاشق که در ورطهی یک زناشویی سرد و بی عشق دست و پا میزند و تصمیم میگیرد برای نجات زندگیاش کاری کند. زندگیای که آرش فراهانی با دوز و کلک و با توجه به اینکه همسر داشته سراغ باران آمده است. بارانی که دل در گرو عشق رهام داشته است. رهامی که او هم عاشق یک دختر دیگر شده، دختری بهدور از تفکرات ذهنش، دختری که فقط به فکر خوشگذرانی و مسافرت است …
«جای بعضی از آدمها در زندگی پر نمیشود
زخم میشود
و تا اَبد می ماند!»
دلم از حرفش میگیرد، نمیدانم چرا!
موهایم را از روی زمین جمع میکنم و توی سطل زباله
میریزم.
اولین برخوردمان بعد از محرمیت خیلی تلخ بود.
کاش هیچ وقت آن جمله را ننوشته بودم.
***
سال ۱۳۹۰
در دفترم نامش را نوشتم و یک «دوستت دارم» زیبا هم تنگش زدم: «رهام فتاحی دوستت دارم.»
دفتر را به قلبم چسباندم و دلم از ذوق ضعف رفت، این روزها زیاد با علی به خانه مان می آمد، قصد داشتند با هم کارگاهی کوچک بزنند و من ناخواسته عاشقش شده بودم؛ مهربان بود، آقا بود، چشم پاک بود و صدای خنده هایش که از اتاق علی می آمد دل و دینم را برده بود.
هر روز سر یک ساعت خاص منتظرشان بودم که بیایند و دورهمی شان شروع شود، برایشان چای و کیک ببرم و از پشت در صدایش را بشنوم و گاهی با هم چشم در چشم شویم و او بگوید:
«باران؟ خوبی؟»
و من، در دلم صدها پروانه به پرواز درآیند.
یا صدایم بزند:
«خواهرِ علی!»
و من، در دلم پایکوبی راه بیندازم که چقدر صدایش زیباست، حالا با هر لقبی که صدایم بزند.
نوشته ام را مقابل چشم هایم گرفتم و لبهایم را به اسمش مهر کردم و چشم بستم از کی این همه واله و عاشقش شده بودم؟
نمی دانم کی با همان دفتر به سینه چسبیده ام، خوابم برده بود که با صدای زبر و خشن علی از خواب پریدم. وای خدا! چرا این قدر عصبانی بود؟ چشمهایش سرخ شده و رگ گردنش بیرون زده بود، تا به حال این روی علی را ندیده بودم.
گیج و خواب آلود، چشم هایم را مالیدم و ترسیده پرسیدم:
«چی شده علی؟»
سرم داد کشید:
«کوفت و علی!»
و دفتر را جلوی رویم گرفت. ای وای! دفترم دست علی چه کار می کرد؟
«اینا چیه تو دفترت نوشتی؟»
آب دهانم را قورت دادم و حق به جانب گفتم:
«تو حق نداشتی دفترم رو بخونی؟»
دفتر را توی سرم کوبید:
«باران، این جواب اعتمادیه که بهت داشتم؟ رفیقم رو آوردم تو خونه که تو دلت براش بسُره؟»
دستهایم را روی سر گرفتم و نفسم بند رفت:
«على، من…»
وسط حرفم پرید:
«زهرمار و علی! به خدا این قدر میزنمت که دهنت پر خون بشه! رهام خودش کم بدبختی داره که تو هم بشی قوز بالاقوزش؟»
اشکم چکید:
«من با رهام چه کار دارم؟»
به سمتم هجوم آورد، در خود جمع شدم.
«تو از زندگیش چی میدونی دختره ی سبک مغز ؟!»
با گریه نالیدم:
«من…»
«لا اله الا الله… این چرندیات رو از دفترت پاک کن… از ذهنت هم خط بزن! احمق، تو نفهمیدی رهام دلش پی کسیه؟»
با جمله ی آخرش ضربه ی نهایی را به قلبم زد و آن را از حرکت انداخت؛ دل رهام پی کسی بود و من خبر نداشتم؟ لعنت به شانسم!
پس چطور آدم های توی رمانها عاشق هر که میشدند او هم عاشقشان میشد؟ یعنی رهام هیچ حسی به من نداشت؟ یعنی این عشق یک طرفه بود؟
علی که رفت زار زدم، گریه کردم، دفترم را تکه تکه کردم، شام نخوردم، بی حال روی تخت افتادم، امتحان روز بعدم را خراب کردم و نمره نیاوردم، اما فقط وانمود کردم که دیگر هیچ حسی به رهام ندارم. در اصل عشقش را لابه لای روزمره گی هایم پنهان کردم.
علی دیگر رهام را به خانه نیاورد و من به یکباره اعتیاد دیدنش را ترک کردم. استخوان درد بدی داشت! و خماری پدرم را در آورد؛ له له میزدم برای یک ثانیه دیدن یا شنیدن صدایش. لعنت به دلی که نفهمد پی که میدود!
رمان زخم عشق از طریق انتشارات شقایق و کتاب فروشی های معتبر قابل تهیه می باشد.
ملیحه بخشی، متولد 1362، ملقب به یاس، نویسندهی ایرانی میباشد. ایشان تا کنون یک کتاب با انتشارات شقایق به چاپ رسانده و در ژانر عاشقانه، اجتماعی و خانوادگی فعالیت میکند.
رمان زخم عشق – انتشارات شقایق
رمان دلادل ـ در دست چاپ
رمان وقتی پاییزم بهار شد ـ مجازی
رمان عطر پرتقال ـ مجازی فروشی
رمان زنی به نام مجنون ـ مجازی فروشی
رمان طعم تلخ دروغ ـ مجازی فروشی
رمان آخ یکی بود یکی نبود ـ مجازی فروشی
رمان مهدای آتش ـ مجازی فروشی
رمان بادیگارد مشهدی ـ مجازی فروشی
رمان قلب ـ مجازی فروشی
رمان سی و یک اردیبهشت ـ مجازی فروشی