نحوه دانلود رمان در حرم یار
رمان در حرم یار اثری از زهرا احسان منش، داستانی عاشقانه و اجتماعی است با موضوعی حول محور اهدای عضو و توجه به کودکان پرورشگاهی. برای مخاطبی که علاقمند به خواندن داستانهایی با تم غمگین دارد، این داستان میتواند انتخاب خوبی باشد. کتاب در حرم یار نوشته زهرا احسانمنش، در واقع داستان دختری به نام راتا است که برای فرار از عشق نافرجام، به یک ازدواج بدون برنامهریزی و بدون عشق روی میآورد. آنچه که در این رمان از سر او رد میشود، داستانی است خواندنی و پر از فراز و نشیب. این رمان در سال ۱۳۹۵ و در ۷۳۶ صفحه، از انتشارات علی به چاپ رسیده است.
راتا دختری است شهرستانی که در یک شهرستان کوچک و بدون دبیرستان زندگی میکند. او بهخاطر ادامه تحصیل به تهران میآید و سرایداری محل کار پدرش را بر عهده میگیرد. راتای نوجوان در آنجا با سه پسر رو به رو میشود. پسرهایی که اخلاق و اعتقاداتشان زمین تا آسمان باهم متفاوت است.
عاقد صیغه ی با مدت معین دو ماه را جاری کرد و نفس راحتی از سینه ی مرد جوان برخاست. وجدان راتا همچنان در اعتراض بود و جو محضر را برایش نفس گیر کرده و حال جسمی اش را به بند میکشید. به محض اینکه بلند شد تا همراه شوهر موقتش از محضر خارج شود، ناگهان یاد زمانی افتاد که در آستانه ی ازدواج بود و پدرشوهرش خواست تا روز جشن عقدشان صیغه بمانند و پدرش گفت: «من اصلا دلم نمی خواد دخترم صیغه بمونه.»
ناگهان حس کرد زیر پایش خالی شد. چهره مرتضی و پدر جلوی چشمانش آمد. شرم تمام وجودش را پر کرد. او چه میکرد؟ آیا او همان راتای گذشته بود؟ چطور به همین راحتی از اعتماد خانواده اش سوء استفاده کرده بود؟ اگر پدر میفهمید که او شبی را در خانه ی مجردی اش نگذرانده و به جای آن صیغه ی مردی شده و در خانه ی او شب را به صبح رسانیده چه میکرد؟ دلشوره به جانش افتاد. حالت تهوع سراغش آمد و هنوز پله های محضر را کامل نپیموده بود که حس کرد
سرش گیج می رود. از دیوار کمک گرفت مرد جوان سراسیمه بازویش را
گرفت و مضطرب و نگران گفت:
– چی شدی راتا؟
بی رمق نگاهش کرد و گفت:
– چیزی نیست نمیدونم چرا یهو سرم گیج رفت! در حالی که کمکش میکرد از پله ها پایین بیاید، گفت:
– احتمالاً فشارت افتاده.
سکوت را ترجیح داد. حق با او بود فشارش افتاده بود. فشـار وجدانش فشار، عقایدش فشار حیائش طولی نکشید که به کمک او داخل اتومبیل نشست و سعی کرد بر اعصاب متزلزل خود مسلط شود. گویا مرد جوان هنوز نگرانش بود که به محض قرار گرفتن پشت فرمان اتومبیل نگاهش را به او دوخت و مضطرب گفت:
– راتا جان چرا این طوری شدی؟
همین جمله کافی بود تا بغض کند نمیتوانست در برابر این وجدان معترض و این نگاه مهربان و نگران سکوت اختیار کند. احساس میکرد اگر از اعتراض وجدان به این مرد بگوید وجدان را خفه کرده است که
گفت:
– حس بدی دارم. حس میکنم دارم از اعتماد خانواده ام سوء استفاده میکنم.
مرد جوان دست را تا را گرفت در دست فشرد و گفت:
– این چه حرفیه؟ اولاً تو گناهی مرتکب نشدی. دوماً من که نمی خوام ازت سوء استفاده کنم را تا قول بده به هیچی فکر نکنی. خواهش میکنم توی همین لحظه زندگی کن؛ توی همین لحظه که با هم هستیم. بیا و بذار این مدت بهمون خوش بگذره.
تا حدودی آرام شد و با تکان سر تأیید کرد. گویا او هم خیالش راحت شد. اتومبیل را به حرکت درآورد و گفت:
– بریم خونه ی من استراحت کن.
راتا شتاب زده گفت:
– بنگاه…. پس…
مستقیم نگاهش کرد و گفت:
– راتا جان با این حالت؟
– بریم یه خرده استراحت کن بهتر که شدی، میریم.
حق با او بود. با آن حال و روز نمی توانست قدمی راه برود چه برسد به گشتن برای پیدا کردن خانه ی مناسب به صندلی اتومبیل تکیه زد و چشم هایش را بست. دلش خواب میخواست و آرامش. اگر وجدان امانش میداد. اگر عقلش آن قدر با دلش نمیجنگید و سکوت میکرد. دقایقی در سکوت به جدال دل و عقل و وجدان گوش کرد. نه، فایده ای نداشت. گویا آرامش بر او حرام بود. حال که کنار مرد ایده آل زندگی اش هم بود باز آرامش را این عقل بی احساس و این وجدان معترض حرامش می کردند. با اکراه چشم باز کرد و بالاجبار عقل گفت:
– میگم کاش برم خونه ی خودم.
رمان در حرم یار از طریق انتشارات علی و تمامی کتاب فروشی های معتبر قابل تهیه است.
زهرا احسان منش متولد خردادماه 1361 است. او از سال نود فعالیت خود را در زمینهی ادبیات داستانی آغاز کرد. ژانر غالب کاری او عاشقانه اجتماعی است و تاکنون رمانهای زیادی از او به چاپ رسیده است. زهرا احسان منش علاوه بر نویسندگی در ویراستاری هم فعال است. او از سال نودوپنج در زمینهی ویرایش آثار ادبی آموزش دید و شروع به فعالیت کرد. تاکنون او ویراستار بیش از هشتاد اثر تألیفی و ترجمه بوده است. خانم احسانمنش همین طور در برگزاری کلاسهای آموزشی ویراستاری نیز فعالیت دارند و علاقهمندان به درستنویسی میتوانند زیر نظر ایشان آموزش ببینند.
رمان نوش دارو – انتشارات علی
رمان باور های زخمی – انتشارات صدای معاصر
رمان تب یخ – انتشارات صدای معاصر
رمان در حرم یار – انتشارات علی
رمان سایه سار – انتشارات علی
رمان جام سراب – انتشارات آرینا
رمان بال های بسته – انتشارات آرینا
رمان محرم راز – انتشارات پرسمان