رمان خانم کوچولو
رمان خانم کوچولو از سروناز روحی یک رمان در ژانرهای رمان اجتماعی|رمان خانوادگی|رمان عاشقانه می باشد که سال در اپلیکیشن رمان کلوب منتشر شده است. مقداری از متن رمان: ﻃﻮﻟﯽ ﻧﮑﺸﯿﺪ ﮐﻪ از ﺧﺎﻧﻪ ﺧﺎرج ﺷﺪ و در را ﺑﻪ ﺷﺪت ﻫﺮ ﭼﻪ ﺗﻤﺎم ﺗﺮ ﺑﺴﺖ. ﺑﺴﺘﻦ در ﻣﻘﺎرن ﺷﺪ ﺑﺎ ﭘﺮﯾﺪن ﻓﺮدﯾﻦ از ﺧﻮاب و دوﺑﺎره ﻋﺮﺑﺪه ﮐﺸﯿﺪن ﻫﺎي او. ...

رمان خانم کوچولو از سروناز روحی یک رمان در ژانرهای رمان اجتماعی|رمان خانوادگی|رمان عاشقانه می باشد که سال در اپلیکیشن رمان کلوب منتشر شده است.

مقداری از متن رمان:

ﻃﻮﻟﯽ ﻧﮑﺸﯿﺪ ﮐﻪ از ﺧﺎﻧﻪ ﺧﺎرج ﺷﺪ و در را ﺑﻪ ﺷﺪت ﻫﺮ ﭼﻪ ﺗﻤﺎم ﺗﺮ ﺑﺴﺖ. ﺑﺴﺘﻦ در ﻣﻘﺎرن ﺷﺪ ﺑﺎ ﭘﺮﯾﺪن ﻓﺮدﯾﻦ از ﺧﻮاب و دوﺑﺎره ﻋﺮﺑﺪه ﮐﺸﯿﺪن ﻫﺎی او. اﯾﻦ ﺑﺎر ﻓﺮﻧﺎز ﺑﺮﺧﻼف ﺻﺎﺑﺮ ﮐﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻌﺪ از ﻋﺮﺑﺪه ﻫﺎﯾﺶ ﺑﺎ ﻧﮕﺮاﻧﯽ ﺑﻪ اﺗﺎق ﻓﺮدﯾﻦ ﻣﯽ آﻣﺪ، وارد اﺗﺎق ﺷﺪ و ﮔﻔﺖ:
ـ ﭼﺘﻪ وﺣﺸﯽ؟!
ﻓﺮدﯾﻦ دﺳﺘﯽ ﺑﻪ ﻣﻮﻫﺎﯾﺶ ﮐﺸﯿﺪ. ﺻﻮرﺗﺶ ﺧﯿﺲ ﻋﺮق ﺑﻮد. ﺣﺘﯽ ﻟﺒﺎﺳﺶ ﻫﻢ از ﻋﺮق ﺧﯿﺲ ﺷﺪه ﺑﻮد. ﻓﺮﻧﺎز در را ﺑﺴﺖ و ﺑﻪ ﻃﺮف او آﻣﺪ. روی ﺻﻨﺪﻟﯽ ﻧﺸﺴﺖ و ﺧﻮدش را ﮐﻤﯽ ﺟﻠﻮ ﮐﺸﯿﺪ. ﻧﺰدﯾﮏ ﻓﺮدﯾﻦ ﺷﺪ و آرام ﺑﺎ ﮐﻒ دﺳﺘﺶ ﭘﯿﺸﺎﻧﯽ او را ﻟﻤﺲ ﮐﺮد. ﻓﺮدﯾﻦ از ﺗﺮس ﻋﻘﺐ رﻓﺖ. ﻓﺮﻧﺎز ﻣﺎﺗﺶ ﺑﺮد و ﮔﻔﺖ:
ـ ﻣﻨﻢ دﯾﻮوﻧﻪ.
ﻓﺮدﯾﻦ ﺑﺎ ﻧﮕﺮاﻧﯽ و ﺗﺮس ﺑﻪ ﻓﺮﻧﺎز ﺧﯿﺮه ﺷﺪ. ﻓﺮﻧﺎز ﻫﻤﯿﻦ ﻃﻮر ﻣﺎت او را ﺗﻤﺎﺷﺎ ﻣﯽ ﮐﺮد. آب دﻫﺎﻧﺶ را ﻗﻮرت داد و ﺟﻠﻮﺗﺮ آﻣﺪ. ﻓﺮدﯾﻦ ﺑﻪ دﯾﻮار ﭼﺴﺒﯿﺪ و آرام ﮔﻔﺖ:
ـ ﺑﻪ ﻣﻦ دﺳﺖ ﻧﺰن.
ﻓﺮﻧﺎز دﺳﺖ ﻓﺮدﯾﻦ را در دﺳﺖ ﮔﺮﻓﺖ. ﺗﻨﺶ ﮔﺮم ﺑﻮد و ﭘﻠﮏ راﺳﺘﺶ ﻣﯽ ﭘﺮﯾﺪ. ﻣﺎت و ﻣﺒﻬﻮت ﮔﻔﺖ:
ـ ﭼﯽ ﮐﺎر ﮐﺮدی ﺑﺎ ﺧﻮدت؟
ﻓﺮدﯾﻦ دﺳﺘﺎﻧﺶ را ﺑﻪ ﺳﺮش ﮔﺮﻓﺖ و ﭼﯿﺰی ﻧﮕﻔﺖ. ﻓﺮﻧﺎز ﺑﻐﺾ ﮐﺮد و آرام ﮔﻔﺖ:
ـ ﭼﻪ ﺑﻼﯾﯽ اوﻣﺪه ﺳﺮت؟
ﺧﻮﺑﻪ ﭼﻨﺪ ﻣﺎه ﻧﺒﻮدم. ﺑﻪ ﯾﻪ ﺳﺎﻟﻢ ﻧﮑﺸﯿﺪه رﻓﺘﻨﻤﺎ.
ﻓﺮدﯾﻦ ﺳﺮش را ﭘﺎﯾﯿﻦ اﻧﺪاﺧﺘﻪ ﺑﻮد و ﺗﺨﺖ را ﻧﮕﺎه ﻣﯽ ﮐﺮد. ﺑﻐﻀﺶ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮد، اﻣﺎ ﮔﺮﯾﻪ ﻧﮑﺮد و ﺳﺮش را ﺑﺎﻻ داد. رگ ﻫﺎی ﮔﺮدﻧﺶ ﺑﯿﺮون زده ﺑﻮدﻧﺪ. ﺗﻨﺶ ﻫﻨﻮز داغ ﺑﻮد و ﻧﻔﺲ ﻧﻔﺲ ﻣﯽ زد. ﻓﺮﻧﺎز ﻓﻮرا از روی ﺗﺨﺖ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪ. ﻃﻮﻟﯽ ﻧﮑﺸﯿﺪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﯾﮏ ﻟﯿﻮان آب و دﺳﺘﻤﺎﻟﯽ ﺑﻪ اﺗﺎق ﺑﺎزﮔﺸﺖ. ﻟﯿﻮان را ﺑﻪ ﻓﺮدﯾﻦ داد. ﻓﺮدﯾﻦ ﮐﻤﯽ آب ﺧﻮرد و ﻓﻮرا ﻟﯿﻮان را ﭘﺲ زد و ﺑﻪ ﻓﺮﻧﺎز داد. ﻓﺮﻧﺎز اﺻﺮار ﮐﺮد، اﻣﺎ ﻓﺮدﯾﻦ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﻧﻤﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﺑﺨﻮرد. ﻓﺮﻧﺎز از او ﺧﻮاﺳﺖ ﺗﺎ دراز ﺑﮑﺸﺪ. ﻓﺮدﯾﻦ ﻫﻢ ﻣﻄﯿﻊ ﺣﺮف ﺧﻮاﻫﺮش دراز ﮐﺸﯿﺪ. ﻓﺮﻧﺎز ﻫﻢ ﭘﺘﻮ را رد ﮐﺮد و ﺗﺎ ﻧﯿﻤﻪ روی ﻓﺮدﯾﻦ ﮐﺸﯿﺪ. دﺳﺘﻤﺎل ﺧﯿﺲ را روی ﭘﯿﺸﺎﻧﯽ ﻓﺮدﯾﻦ ﮔﺬاﺷﺖ. ﻓﺮدﯾﻦ ﮐﻤﯽ از ﺧﯿﺴﯽ دﺳﺘﻤﺎل و ﺑﺮﺧﻮرد ﯾﮏ ﺟﺴﻢ ﺳﺮد ﺑﺎ ﺑﺪن داﻏﺶ، ﻟﺮز ﮐﺮد، اﻣﺎ ﻃﻮﻟﯽ ﻧﮑﺸﯿﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺧﻮاب رﻓﺖ. ﻣﺜﻞ ﯾﮏ ﺑﭽﻪ ی ﺣﺮف ﮔﻮش ﮐﻦ ﺧﻮاﺑﯿﺪ. ﺣﺎﻟﺶ واﻗﻌﺎ ﺧﻮب ﻧﺒﻮد. ﻓﺮﻧﺎز ﻫﻢ از اﺗﺎق ﺑﯿﺮون آﻣﺪ و ﻓﻮرا ﺑﺎ دﮐﺘﺮ ﺧﺎﻧﻮادﮔﯽ ﺷﺎن ﺗﻤﺎس ﮔﺮﻓﺖ.

رمان خانم کوچولو از سروناز روحی در اپلیکیشن رمان کلوب منتشر شده است و برای دانلود رمان باید اپلیکیشن رمان کلوب را از طریق لینک زیر نصب فرمایید

رمان خانم کوچولو

نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید؟
https://romanclub.ir/?p=2602
لینک کوتاه:
نظرات

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

موضوعات
ورود کاربران
درباره ما
\"رمان کلوب: ماجراجویی در دنیای کتاب‌ها، در کنار دوستان جدید. اینجا، هر کتاب‌خوانی یک همراه پیدا می‌کند. عضو شو و با هم کتاب‌خوانی را به یک تجربه‌ی اجتماعی تبدیل کنیم!\" \"رمان کلوب: برای آن‌ها که رمان نفس می‌کشند. پاتوقی گرم و صمیمی برای عاشقان کتاب، پر از رمان‌های جذاب، گفتگوهای داغ و پیشنهادهای هیجان‌انگیز. همین حالا عضو شو و به جمع ما بپیوند!\"
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان کلوب " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!