مجموعه داستان کوتاه زیبای لعنتی از سعیده براز یک رمان در ژانرهای رمان آسیب اجتماعی|رمان خانوادگی|رمان روانشناسی|رمان عاشقانه می باشد که سال 1397 در اپلیکیشن رمان کلوب منتشر شده است.
مقداری از متن رمان:
ساعت6صبح بود،باصدای زنگ موبایل ازخواب پریدم.
می دانستم احمداست…هرروزاین ساعت تماس می گرفت تابیدارشوم وصبحانه رابرایش آماده کنم…ازشب کاریهایش متنفربودم چون خواب رابرمن هم حرام می کرد.
تماسش راپاسخ دادم ومشغول آماده کردن صبحانه شدم…بی حوصله وعصبی سرمیزنشسته بودکه بادیدن یک تارمو،روی میزعصبانی ترهم شد.
-این لعنتی هارومحکم ببند یاعرضه اشونداری کوتاهشون کن تاکم توخونه بیفتن.
کلمه ی لعنتی خاطره ای رابه یادم آورد…علی همیشه میگفت:
-این لعنتی هامنوبی قرارمیکنن…این زیبای لعنتی رومباداکوتاه کنی ها.
روزگارنخواست علی بماندواحمدجایش راگرفت وچه جایگزین ناعادلانه ای!!!
فردای ان روززودترازساعت 6ازخواب بیدارشدم…چندتارموروی بالشت راجمع کردم…چندتارموهم روی پتوبود…چندتارموهم…
دیگرحوصله ی حرف شنیدن نداشتم…روبه روی آیینه ی اتاق خواب ایستادم…دستانم می لرزیداماقیچی رامحکم گرفتم وازکنارگوشم موهایم راکوتاه کردم.
ساعت 6صبح بود…احمدزنگ می زد…علی جلوی چشمانم درآیینه گریه می کرد.
ومن بایک دسته موی مشکی بلنددردستانم به سمت آشپزخانه می روم .