رمان رستاخیز از نون قاف یک رمان در ژانرهای رمان آسیب اجتماعی|رمان انتقامی|رمان درام|رمان معمایی می باشد که سال 1400 در اپلیکیشن رمان کلوب منتشر شده است.
مقداری از متن رمان:
-فردا می بینمت آکو.
-از فردا صحبت کردن جسارت می خواد، می دونی ؟
منتظر حواب من نشد و گفت :
-هیچ کس نمی تونه واسه فردا تضمین بده. هیچ کس نمی تونه واسه دیدن طلوع فردا یقین بده.. از فردا حرف زدن جسارت می خواد.. چون داری یه امید بزرگ می دی.. یه چیزی که شبو به خاطرش سحر کنه.
-فردا می بینمت آکو.
من آدم خوش قولیم راز. تو هم باش. اگه قول می دی، پاش بمون.
-فردا می بینمت آکو.
-حرفا وزن دارن.. هر کدوم اندازه ی وزنشون مسئولیت دارن. وزن فردا زیاده، سنگینه.
لبخند زدم :
-فردا می بینمت آکو.
-فردا ؟
-فردا..
-پس بساط چای و قهوه ی اول صبح به راهه ؟
-به راهه..
پیشونیش رو به پیشونیم چسبوند و نجوا کرد :
-فردا می بینمت راز…