رمان دوجلدی هم بند از عسل ظاهری یک رمان در ژانرهای رمان اجتماعی|رمان عاشقانه می باشد که سال 1400 در اپلیکیشن رمان کلوب منتشر شده است.
مقداری از متن رمان:
راه افتادم که سرم گیج رفت و دیگه حتی نتونستم برای آزاد کردن دستم تلاش کنم..
نزدیک بود روی زمین فرود بیام..
به پشت تاپم چنگ زد و کمک کرد روی یه سکو که روش گلای ریزی کاشته شده بود بشینم.
_همین جا بمون، الان میام..
این رو گفت و ازم دور شد.
کلافه نگاه نیمه تارم و به گوشیم دوختم.
تماس مامان قطع شده بود ولی تماسِ پنجاهمش بود!
با بی فکری شمارهش رو گرفتم و گوشی رو کنار گوشم گذاشتم..
منتظر بودم صدای مامان و نفس آسوده ش رو بشنوم،
ولی به جای اون، صدای مردونه ی آشنایی توی گوشم پیچید:_الو؟..
انگار برای چند لحظه دنیا برام متوقف شد و قلبم نزد..
یادم رفت که اصلا به کی زنگ زدم!..
فقط می دونستم روی شماره اسم مامان ثبت شده.
کسی که به جاش جواب داده بود کسی نمیتونست باشه جز؟..
لبه ی سکو رو با ناخن تقریبا بلندم خراشیدم که یهو شکست..
با دردی که به انگشتم رسید به خودم اومدم..
دوباره صداش گوشم رو پر کرد:_یارا؟
حس عجیبی به عمق قلبم چنگ زد.
حسی که میگفت؛
انگار نه انگار این همه وقت، برای فراموش کردن این صدا تلاش کرده بودی!..
_من اگه چیزی و بهت نگم اون و توی آهنگام پیدا میکنی..
+امیدوام خراب نشن
_چیا؟
+شعرات
***
تمام اون شب مثل یه فیلم جلوی چشمام میاد..
فیلمی که گاهی برفکی می شه..
یه مرد اشکام و پاک می کرد و برام لاک می زد..
اون، تیکه های شکسته ی یه دختر و با لاک قرمز به هم چسبوند..
و دختر دیگه هیچوقت عادی نشد!..
هیچوقت..
***
با تغییر قیافه نمیشه سر خودت و کلاه بذاری.. بحث آدمیه که درونت زندگی میکنه..نه آدمی که درونش زندگی میکنی!