رمان از هم گذشتیم
رمان از هم گذشتیم از ستاره شجاعی مهر یک رمان در ژانرهای رمان آسیب اجتماعی|رمان اجتماعی|رمان درام|رمان روانشناسی|رمان عاشقانه می باشد که سال 1400 در اپلیکیشن رمان کلوب منتشر شده است. مقداری از متن رمان: – مگه خودت برای ازدواجت عجله نداری؟ قدمی سمتش برداشتم و فاصله‌ام را با او کم کردم. – این موضوع تو رو ناراحت می‌کنه؟ در نگاهش چیزی بود که وجودم ...

رمان از هم گذشتیم از ستاره شجاعی مهر یک رمان در ژانرهای رمان آسیب اجتماعی|رمان اجتماعی|رمان درام|رمان روانشناسی|رمان عاشقانه می باشد که سال 1400 در اپلیکیشن رمان کلوب منتشر شده است.

مقداری از متن رمان:

– مگه خودت برای ازدواجت عجله نداری؟
قدمی سمتش برداشتم و فاصله‌ام را با او کم کردم.
– این موضوع تو رو ناراحت می‌کنه؟
در نگاهش چیزی بود که وجودم را می‌شکست. مثل سالها قبل. وقتی طاقت دیدن ناراحتی و حتی یک اخم کوچکش را هم نداشتم. آیت برای من از همه دوست داشتنی‌تر بود. مگر می‌شد خاطره‌ی هفت سالگی‌م را فراموش کنم؟ وقتی موهای عروسکم خراب شده بود و در خانه‌ی عمه زیر گریه زدم آیت دوازده ساله تنها کسی بود که عروسکم را برداشت و موهایش را مرتب کرد. دو طرفش را بافت و با دست اشک‌هایم را پاک کرد.
از بافت موهای عروسکم آنقدر ذوق زده شدم که به آیت گفتم می‌شود موهای مرا هم مثل عروسکم ببافی. او لبخندی زد و موهایم را مانند عروسکم بافت. بعدها که بزرگتر شدم فکر کردم آیت دوازده ساله از کجا یاد گرفته بود موهای بلند یک دختر را ببافد؟ بعدش گفت دیگر حق ندارم گریه کنم. بعدها خودش یک شب گریه‌ی من را درآورد. همان شب تلخ سیزده‌سالگی.
-عذاب کشیدنت همیشه منو ناراحت می‌کنه پریناز.
باید باور می‌کردم؟ خودش یکبار عذابم داد و تمام خوبی‌هایش به فنا رفت‌. لعنت به آن خاطره‌ی تلخ که آیت را از من گرفته بود.
– اما…امیدوارم اگه تصمیمت از ته دلته. خوشبخت بشی.
چیزی میان چشم‌هایم حلقه بست که شک نداشتم اشک است. اگر ادامه می‌داد و دوباره حرف می‌زد اشک‌هایم مجالی برای سرازیر شدن پیدا می‌کردند.آیت دیگر چیزی نگفت و فقط لبخند زد.
لبخندت…امان از آن لبخندت که قصد داشت قلب بی‌جنبه‌م را تکان دهد. کاش زمان به عقب برمی‌گشت و من هنوز می‌توانستم تو را از همه بیشتر دوست داشته باشم…کاش دوباره کنارت می‌نشستم و تو برایم با آن صدای جذابت قصه می‌خواندی و دوباره موهایم را می‌بافتی. آخ آیت…کاش آن خاطره‌ی تلخ بین ما نبود. کاش دستم را می‌گرفتی تا با همین لبخند تمام زخم‌هایم را پایان می‌دادی‌.

رمان از هم گذشتیم از ستاره شجاعی مهر در اپلیکیشن رمان کلوب منتشر شده است و برای دانلود رمان باید اپلیکیشن رمان کلوب را از طریق لینک زیر نصب فرمایید

رمان از هم گذشتیم

نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید؟
https://romanclub.ir/?p=2275
لینک کوتاه:
نظرات

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

موضوعات
ورود کاربران
درباره ما
\"رمان کلوب: ماجراجویی در دنیای کتاب‌ها، در کنار دوستان جدید. اینجا، هر کتاب‌خوانی یک همراه پیدا می‌کند. عضو شو و با هم کتاب‌خوانی را به یک تجربه‌ی اجتماعی تبدیل کنیم!\" \"رمان کلوب: برای آن‌ها که رمان نفس می‌کشند. پاتوقی گرم و صمیمی برای عاشقان کتاب، پر از رمان‌های جذاب، گفتگوهای داغ و پیشنهادهای هیجان‌انگیز. همین حالا عضو شو و به جمع ما بپیوند!\"
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان کلوب " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!