رمان عشق خاموش
رمان عشق خاموش از مریم روح پرور یک رمان در ژانرهای رمان پلیسی|رمان عاشقانه|رمان معمایی می باشد که سال 1397 در اپلیکیشن رمان کلوب منتشر شده است. مقداری از متن رمان: بیایید نگاهی بندازیم به شروع رمان عشق خاموش اثر مریم روح پرور : اردیبهشت ماه بود و هوا گرم، با این که شب بود و به خاطر شلوغی کولر روشن بود ولی ...

رمان عشق خاموش از مریم روح پرور یک رمان در ژانرهای رمان پلیسی|رمان عاشقانه|رمان معمایی می باشد که سال 1397 در اپلیکیشن رمان کلوب منتشر شده است.

مقداری از متن رمان:

بیایید نگاهی بندازیم به شروع رمان عشق خاموش اثر مریم روح پرور :

اردیبهشت ماه بود و هوا گرم، با این که شب بود و به خاطر شلوغی کولر روشن بود ولی هنوز کلافه بود از گرما و به قول ساره تابستان شود حالش چه می شود!

یکی از دکمه های پیراهنش را باز کرد که ساره با لبخند سمتش آمد و پیش دستی با میوه های پوست گرفته و با سلیقه درون آن چیده بود سمتش گرفت و گفت:

-بفرما عزیزم

حسام پیش دستی را از دست ساره گرفت و به چشمان آرایش شده اش نگاه کرد و گفت:

-ممنون

-خواهش می کنم عشقم

برادر زنش خندید، گفت:

-ساره از کی تا حالا میوه پوست می گیری؟!

ساره پشت چشمی نازک کرد، گفت:

-از وقتی ازدواج کردم همیشه واسه حسام پوست می گیرم

حسام پیش دستی میوه را روی میز گذاشت و به برادر زنش گفت:

-بهتره تو هم بخوری ببینی خواهرت چقدر هنر داره

ساره لبخند زد کنار شوهرش نشست و گفت:

-سیا واقعا می خوای بری؟

-آره بابا، میرم میام

-خوش به حالت، منم دوست دارم بیام

حسام نیش خند زد و سر چرخاند به همسرش نگاه کرد و گفت:

-این همه دوست داری بری ترکیه زندگی کنی؟!

-وای آره حسام! میریم اون جا با آرامش زندگی می کنیم

-خب چرا نمیری؟ با داداشت برو

ساره لب به دندان گرفت که حسام عصبی بلند شد و گفت:

-بهترم زندگی می کنی.

آن را گفت و از آن ها دور شد، ساره به برادرش که به حسام نگاه می کرد،

نگاهی کرد و گفت:

-باز ناراحت شد، اوف تا حرف رفتن می زنم ناراحت میشه

-خب چه کاریه همین جا زندگیتون خوبه که

-حالا من یه حرفی زدم، حسام زود ترش می کنه، جدیدا تا شمالم نمی ذاره برم

-علاقش زیاد شده، تو هم با دلش راه بیا

ساره لبخند زد، گفت:

-حتما

ساره به حسام که کنار پنجره ایستاده بود نگاه کرد و با ناز سمتش رفت، مادر حسام در حالی که به حرف های خواهرش گوش می کرد اما نگاهش به حسام بود که خواهرش گفت:

-به نظرت ساره بچه نمی خواد یا حسام؟

مادر حسام شانه بالا انداخت و گفت:

-خودت چی فکر می کنی؟

با احتساب مطالعه ای که تا اینجای رمان عشق خاموش داشتی، فکر می کنی که قراره این رمان رو بخری؟

نگار دست بالا برد و دست روی دست مانلی گذاشت و گفت:

-داری خودتو خسته می کنی مانلی

مانلی لبخند زد، گونه ی نگار را بوسید، گفت:

-من که خسته نمیشم، تازه شب میرم خونه خوابم نمیاد کلی انرژی دارم که بهتون پیام میدم

درسا کلافه گفت:

-الان حالیت نیست سنت بره بالا می فهمی

مانلی چند قدم خودش را جلو کشید و چرخید رو به آن ها در حالی که قدم عقب می گذاشت خواند:

-یار دبستانی من با منو همراه منی

هر دو لبخند تلخی زدند و همراه با مانلی خواندن:

-چوب الف بر سر ما، بغض منو آه منی

مانلی دست پیش برد دست دوستانش را گرفت چشمکی زد و این بار آن دو سکوت کردن و مانلی خواند:

-حک شده اسم منو تو، رو تن این تخته سیاه

ترکه ی بیداد ستم مونده هنوز رو تن ما

دشت بی فرهنگی ما، هرزه تموم علفاش

خوب اگه خوب، بد اگه بد برده دلای آدماش

چرخید دستانش را باز کرد و با صدای همیشه زیبایش که نگار و درسا عشق می کردند خواند:

-دست و منو تو باید این، پرده هارو پاره کنه

کی می تونه جز منو تو، درد مارو چاره کنه؟

نگار و درسا جلو رفتند این بار آن دو دستان شان را روی شانه ی مانلی گذاشتند کنار سرهای شان را به کنار سر مانلی چسباند و هر سه با هم خواندن:

-یار دبستانی من با منو همراه منی

چوب الف بر سر ما بغض منو آه منی

حک شده اسم منو تو رو تن این تخته سیاه

ترکه ی بیداد ستم مونده هنوز رو تن ما

نگار گونه ی مانلی را بوسید و گفت:

-خودتو خسته نکن، خواهش می کنم

مانلی دستانش را دو طرف صورت آن دو گذاشت و گفت:

-من یه دختر پر انرژیم که از کار خسته نمیشه

نگار کلافه گفت:

-با من که میومدی مهد

-با منم که میومدی استخر

و هر دو با هم گفتن:

-تو اون شرکت کار کردن دیگه زیادیه!

اگر رمان عشق خاموش رو توی اپلیکیشن مطالعه کردید، خوشحال میشیم که نظرتونو درمورد آثار خانم مریم روح پرور برای بقیه رمان خوان‌ها پایین همین مطلب بنویسید.

رمان عشق خاموش از مریم روح پرور در اپلیکیشن رمان کلوب منتشر شده است و برای دانلود رمان باید اپلیکیشن رمان کلوب را از طریق لینک زیر نصب فرمایید

رمان عشق خاموش

نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید؟
https://romanclub.ir/?p=1828
لینک کوتاه:
نظرات

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

موضوعات
ورود کاربران
درباره ما
\"رمان کلوب: ماجراجویی در دنیای کتاب‌ها، در کنار دوستان جدید. اینجا، هر کتاب‌خوانی یک همراه پیدا می‌کند. عضو شو و با هم کتاب‌خوانی را به یک تجربه‌ی اجتماعی تبدیل کنیم!\" \"رمان کلوب: برای آن‌ها که رمان نفس می‌کشند. پاتوقی گرم و صمیمی برای عاشقان کتاب، پر از رمان‌های جذاب، گفتگوهای داغ و پیشنهادهای هیجان‌انگیز. همین حالا عضو شو و به جمع ما بپیوند!\"
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان کلوب " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!