رمان ویرانی
رمان ویرانی با به قلم کشیدن دختری قوی که از داشتههایش به خواستههایش رسیده و هدفهایش محقق شده، سعی در الگوسازی داشته. پیکرهی اصلی این رمان از عشق و هیجان ساخته شده و از این جهت مخاطب را به وجد میآورد. این رمان با 638صفحه، در سال 1398در نشر شقایق منتشر شده است.
آنیل دختری فربه و درسخوانیست که عاشق بارمانِ متمولی که صاحب عمارت است، میشود. مادرخواندهی بارمان با دسیسهچینی و کشیدن نقشهای فریبانه، آنیل را در رابطه با برادرش نشان میدهد و بارمان را با خبر میکند. آنیل که طوق هرزگی به گردنش افتاده، شبانه از خانه فراری میشود و بعد از 9 سال برمیگردد. او حالا دختری زیبا و ثروتمند است که برای انتقام برگشته و…
صدای ملیکا یک بند در گوشش بود. نگاه ناباور آنیل هم خنجر به جانش میزد. چه کرده بود؟ خودش هم نمی دانست. به سمت چراغ اتاقش رفت. دکمه را زد و اتاق در تاریکی فرو رفت. به سوی پنجرهی اتاقش رفت. نور مهتاب در سردی آذر ماه، با تلألو کم جانی وارد اتاقش شد. ته دلش چیزی عذابش میداد. نکند اشتباه کرده باشد؟
نگاه از آسمان گرفت.
تمام شب را بیدار بود و حالا نزدیک سحر، خسته و خواب آلود، دلش کمی استراحت میخواست. سایهای که به سمت در حیاط میرفت توجه اش را جلب کرد. بیشتر چشم دوخت. نفس در سینه اش حبس شد. این
که آنیل بود.
***
چمدان قهوه ای رنگ و رو رفته اش را در دستش بیشتر فشرد. پدر گفته بود؛ برود، حلالش نمی کند. مادر هم با گریه و زاری شیرش را حرامش کرده بود.
چمدان مستطیل شکل قدیمی چند جایش زدگی داشت، مال زمانی بود که مادرش با چادر سفید و رخت عروسی پا به خانهی پدر گذاشته بود. مهم نبود از مد افتاده است، سنگینیاش مهم بود و تمام وسایلی که
اندازهی تمام عمرش بود.
نگاه اشکی مادر درد داشت؛ اما او دیگر نمیتوانست بماند؛ صدای خنده هایش درون گوشش بود! دلبریهای آن دختر مو بور کنار گوشش… لب گزید و سعی کرد بغض نکند. اما بغض چند مدتی بود که لانهاش را ته گلویش ساخته بود.
نگاهش حوالهی ساختمان سفیدشان شد. در تاریک و روشن صبح و چراغهای خاموش هم جلال و جبروتش میدرخشید. میدانست هنوز خوابند. آخر ساعت ۵ صبح غیر از پدر و مادرش که اذان صبح برای نماز بلند میشدند، چه کسی در این خانه بیدار می شد؟ نگاهش سمت ساختمان کوچک خودشان برگشت.
خانه سرایداری کوچکی بود با دو اتاق کوچک و حمام و دستشویی، آشپزخانه نداشت. همان غذایی که برای اهالی ساختمان سفید درست میشد گاه کمتر یا متفاوتتر و سادهترش سر سفرهی خودشان بود.
پدرش میگفت ما تا آخر عمر مدیون نوروزخان هستیم.
نفسش را در هوای سرد بیرون داد. دستانش یخ زده بود. بی صدا به سمت در رفت. احتمالا الان آژانس رسیده بود. دیروز عصر به آژانس نزدیک خانهاشان رفته و خواسته بود ساعت ۵ صبح او را به ترمینال ببرند.
نگاهش به در بستهی حیاط افتاد. بیوجدان تمام دیروز یک بار هم به حیاط نیامد که برای آخرین بار او را ببیند. البته مهم هم نبود. یک دروغگوی احمق بیشتر نبود، حیف تمام دوستت دارمهایی که از گلویش روی صورت او نشست. به چشمهایش اعتماد کرد. با این نخواستن اشتباه، نابودش کرد.
دوباره نگاهش به سمت ساختمان و پنجره ای برگشت که مثل همین زمستان پیش رو شبیخون زده بود. چراغ اتاقش خاموش شد. یعنی تمام شب را بیدار بوده؟! هول کرد، پا تند کرد، به سمت در حیاط دوید. ماشین منتظرش بود. راننده پیاده شد و چمدانش را درون صندوق عقب گذاشت. روی صندلی عقب نشست. از ترس و سرما می لرزید در خودش مچاله شد. صدای باز شدن در را پشت سرش شنید.
ـ آقا لطفا حرکت کن.
راننده پا روی گاز گذاشت و ماشین از جا کنده شد. برنگشت نگاه کند کسی که در را پشت سرش باز کرد همانی بود که به چشمانش اعتماد کرد و سیلی اش به ناحق روی صورتش نشست.
با جدیت لب زد: «حتماً روزی بر می گردم.»
رمان ویرانی از طریق انتشارات شقایق و کتاب فروشی های معتبر قابل تهیه می باشد.
رویا رستمی با نام هنری روها، متولد مرداد ماهِ سال 1368، متاهل و اصالتاً بوشهری میباشد. او در رشتهی روانشناسی بالینی، مدرک کارشناسی ارشد را اخذ و تا کنون بیش از 20 رمان را نگارش کرده است. این رماننویس در عرصهی مجازی و چاپی جزو فعالان این حوزه میباشد و طرفداران بسیاری دارد.
رمان سرکش – انتشارات شقایق
رمان سنگ کاغذ قیچی – انتشارات شقایق
رمان ویرانی– انتشارات شقایق
رمان بت سوخته – انتشارات شقایق
رمان بلوط تلخ – انتشارات شقایق
رمان ماه و قهوه – انتشارات علی
رمان پیک(مشترک با فاطمه اشکو) – مجازی فروشی اپلیکیشن باغاستور
رمان قصاص یک گناه – در حال تایپ
رمان مرد وحشی – مجازی فروشی
رمان بازیگر – مجازی فروشی
رمان شکنجه(سه جلدی) – مجازی فروشی
رمان فراری(دوجلدی) – مجازی فروشی
رمان التهاب – مجازی فروشی
رمان این مرد ارباب است – مجازی فروشی
رمان فرار اربابزاده – مجازی فروشی
رمان ناموس ننگین – مجازی فروشی
رمان مو سرخه و ارباب اتابک – مجازی فروشی
رمان ناموس من بازنده نیستم – مجازی فروشی
رمان آشوب – مجازی رایگان
رمان درتمنای توام(جلد اول) – مجازی رایگان
رمان همهی سهم دنیا رو ازم بگیر(جلد دوم) – مجازی رایگان
رمان تلافی و اما عشق – مجازی رایگان
رمان کفش قرمز – مجازی رایگان