رمان بلوط تلخ
این رمان که در مدت کمی به چاپ دوم رسید، چالش دختری که در عشق و زندگی شکست میخورد را به قلم میکشد. جالب است بدانید که علت نامگذاری اسمِ رمان، از تلخ شدنِ شخصیت اول داستان که بلوط نام است نشئت میگیرد. اینکه قهرمان در رمان گاهی شخصیت اول زن و گاهی شخصیت اول میباشد، جذابیت دو چندانی به کتاب بخشیده و ببینده را غرق در خود میکند. لازم به ذکر است که این رمان با پرداختن به موضوع اسبسواری، گام جدیدی را در مناسبتهای شغلیِ شخصیتهای داستانی برداشته است. این رمان با 432 صفحه، در سال 1401در نشر شقایق منتشر شده است.
بلوط و تیرداد قرار است با هم ازدواج کنند ولی درست سر سفرهی عقد تیرداد همهی قرارها را بهم میزند و میرود. بلوط از طریق دوستش از پشت پردهی اتفاق نحس میفهمد که عشق سابق تیرداد، با همدستی برادرش موجب این آبروریزی هستن. بلوطی که با عصبانیتش همه را میترساند، با نقشهی حساب شده به الوند نزدیک میشود و همزمان به فکر انتقام از تیرداد هم است. همه چیز وقتی تغییر میکند که الوند توجهاش به بلوط جلب میشود و دختری که برای سوارکاری به باشگاهش میآید…
زیر چشمی نگاهش کرد. پیامی روی گوشیاش آمد.
چهرهاش از هم باز شد و از حالت عبوسانه بیرون آمد.
صدای عاقد آمد که گفت:
ـ آقای داماد شما هم راضی هستین؟
یکباره بلند شد و پارچهای که روی سر خودش و عروس گرفته بودند را کنار زد و گفت:
ـ خیر حاج آقا، راضی نیستم.
هاج و واج نگاهش کرد و دسته گل از دستش روی زمین افتاد. نمیخواست نگاه پیروزمندانهی مادر شوهرش را ببیند؛ زنی که اصلا و ابدا به این وصلت رضایت نداشت.
در یک چشم بر هم زدن تیرداد از مجلس بیرون زد، ولی بلوط از جایش جم هم نخورد.
همان جا نشسته بود و به اطراف نگاه میکرد.
به هیاهوی پیش آمده…
به خندهها و پچ پچها…
به فریادها و دعواهای پدر و مادرش با خانوادهی داماد…
عاقد را دید که عبایش را مرتب کرد و از خانه بیرون زد.
میز عقد جلویشان هنوز چشمک میزد. کار به کتک کاری همان جا نشسته بود و به اطراف نگاه میکرد.
کار به کتک کاری کشید. سرش را به صندلی تکیه داد گریه اش نیامد، فقط پر از کینه بود؛ پر از حس حقارت!
این مرد برای به دست آوردنش خودش را به آب و آتش زد،
جلوی کس و ناکس ایستاد، آن وقت به همین راحتی… با یک پیام… بدون خداحافظی… گاو هم شرف داشت به او…!
همه درگیر بودند. هیچ کس سراغ او نیامد. حالش را نپرسید. با دامن بلند لباس عروسش از پشت سفرهی عقد بلند شد. نگاهی اجمالی انداخت، دامن لباسش را بالا گرفت و به سمت پلهها رفت. باید لباسش را عوض کند!
حالش بد بود.
فقط گریهاش نمیآمد، وگرنه چیزی تا دق کردنش نمانده بود.
سرش گیج می رفت. دستش را به زور به نردهها گرفت و بالا رفت.
چرا هیچ کس حواسش به او نبود؟
صدای شکستن آمد. حتما روی سفره عقد افتاده اند. ضررش بماند پای آقا داماد فراری! اصلا هر چه داغان شد پای اوست! وارد اتاق خودش شد، قرار بود تا یک ماه دیگر برای همیشه از این اتاق دل بکند؛ ولی حالا…
آبرویش همه جا رفت.
جلوی همه سینه سیر کرد و از او گفت؛ از عشقش… از بودنش …از مردیاش…
خودکشی کند؟! کار بزدلها نبود؟ انتقام چه؟ مثلا به روز سیاه بنشاندش؟
مقابل آینه ایستاد زیبا شده بود.
عین یک پرنسس جذاب! چشمان درشت نیلی رنگی داشت.
تیرداد میگفت جادو میکنی.
میگفت خدا تو را برای این که عاشقت شوند آفریده. از هزار تا عروسک زیباتر بود. پوست سفیدش را با کرم پودرها و انواع وسایل آرایشی حالت داده بودند. چقدر زیبا شده بود! عین فرشتهای از ملکوت! منتها با بالی شکسته! با قلبی سوخته!
اصلا نمی فهمید چه شد، کجای کار را اشتباه کرده بود؟!
رمان بلوط تلخ از طریق انتشارات شقایق و کتاب فروشی های معتبر قابل تهیه می باشد.
رویا رستمی با نام هنری روها، متولد مرداد ماهِ سال 1368، متاهل و اصالتاً بوشهری میباشد. او در رشتهی روانشناسی بالینی، مدرک کارشناسی ارشد را اخذ و تا کنون بیش از 20 رمان را نگارش کرده است. این رماننویس در عرصهی مجازی و چاپی جزو فعالان این حوزه میباشد و طرفداران بسیاری دارد.
رمان سرکش – انتشارات شقایق
رمان سنگ کاغذ قیچی – انتشارات شقایق
رمان ویرانی– انتشارات شقایق
رمان بت سوخته – انتشارات شقایق
رمان بلوط تلخ – انتشارات شقایق
رمان ماه و قهوه – انتشارات علی
رمان پیک(مشترک با فاطمه اشکو) – مجازی فروشی اپلیکیشن باغاستور
رمان قصاص یک گناه – در حال تایپ
رمان مرد وحشی – مجازی فروشی
رمان بازیگر – مجازی فروشی
رمان شکنجه(سه جلدی) – مجازی فروشی
رمان فراری(دوجلدی) – مجازی فروشی
رمان التهاب – مجازی فروشی
رمان این مرد ارباب است – مجازی فروشی
رمان فرار اربابزاده – مجازی فروشی
رمان ناموس ننگین – مجازی فروشی
رمان مو سرخه و ارباب اتابک – مجازی فروشی
رمان ناموس من بازنده نیستم – مجازی فروشی
رمان آشوب – مجازی رایگان
رمان درتمنای توام(جلد اول) – مجازی رایگان
رمان همهی سهم دنیا رو ازم بگیر(جلد دوم) – مجازی رایگان
رمان تلافی و اما عشق – مجازی رایگان
رمان کفش قرمز – مجازی رایگان