لینک مستقیم بدون سانسور دانلود رمان کوپید از گیسو خزان
چکیده خلاصه رمان کوپید
عشقی که قراره بعد از یازده سال تحت اجبار به وصال برسه…
هدف نویسنده از نوشتن رمان کوپید
صحبت درباره مشکلات افرادی که درگیر ویتیلیگو هستن و از بین بردن باورهای غلطی که مردم درباره این مسئله دارن…
پیام های رمان کوپید
ثابت قدمی در راه عشق و داشتن اعتماد به نفس ...
لینک مستقیم بدون سانسور دانلود رمان کوپید از گیسو خزان
– آره الآن رسیدیم.. ماهان کارش طول کشید.. اینا کی اومدن؟
– یه ساعتی می شه!
– حرفی چیزی نشد؟
نفس عمیقی کشیدم و خودم و زدم به اون راه که مثلاً از هیچی خبر ندارم..
– چه حرفی؟
– همین جوری.. گله و شکایتی.. چیزی!
– انقدر شعور دارن که بدونن درد خودمون بیشتره و حداقل پیش ما گله و شکایت نکنن!
دیگه چیزی نگفت چون نگاه متعجبش به لباسام افتاد و از اون جایی که مامان تلفنی در جریان ریز به ریز اتفاقات قرارش می داد.. حتی از این که من امشب چی قرار بود بپوشمم خبر داشت که گفت:
– پس چرا پیراهن آبی که تازه برات خریدم و نپوشیدی؟
برعکس این دو نفر من اصراری نداشتم که حتماً اون لباس تنم باشه و بی تفاوت گفتم:
– افتادم تو باغچه کثیف شد!
– ای بابا.. اون که خیلی بهت می اومد.. کمرشم تنگ بود هیکلت و عالی نشون می داد.. این چیه پوشیدی؟ خیلی گشاده که!
راه افتاد سمت کمدم و غر زد:
– حداقل اون پیراهن صورتیه که مروارید دوزی داره رو بپوش..
https://romanclub.ir/?p=1041
لینک کوتاه: