رمان الهه ماه
رمان الهه ماه به قلم آنیل، روایت زندگی خوانندهای مشهور و جذاب است.
سام آریا منش که دست روزگار، دختری غرق در خون را جلوی راهش قرار میدهد.
دختری به اسم ماهک که در تصادفی، حافظهاش را از دست میدهد.
درواقع قربانی میشود.
قربانی یک کینهی قدیمی و سام مجبور میشود دخترک را پیش خودش نگه دارد و از او محافظت کند.
ولی نمیداند پدر و مادر ماهک، سیاست مداری قدرتمند هستند که ممنوع خروج شدند و…
رمان در ژانر عاشقانه و معمایی نوشته شده.
روایتی زیبا و دلنشین دارد و داستانی عاشقانه که در لیست پیشنهادی ها قرار دارد.
رمان الهه ماه به قلم آنیل، روایت زندگی خوانندهای مشهور به نام سام آریا منش است که دختری غرق در خون مقابلش قرار میگیرد و مجبور به نگهداری از آن میشود.
اما نمیداد که ماهک…
همه چیز را برای پلیس تعریف کرده بود ..
اما هنوز مطمئن نبود که مقصر شناخته نشود..
این که آن دختر را پیدا کرده یا با او تصادف کرده اصلاً چه فرقی به حالش میکرد..
خواه ناخواه پایش این وسط گیر بود..با کدام مدرک و شاهد میخواست به بقیه اثبات کند که او به آن دختر نزده و یکی قبلاً این کار را کرده و فرار کرده است..
چطور ثابت میکرد که او فقط سر بزنگاه در محل حادثه حاضر شده …
برایش مهم نبود که پلیس او را مقصر میداند و اگر اتفاقی برای دختر بیفتد او در نگاه بقیه به عنوان قاتل دختر محسوب میشود …
اگر مقصر هم شناخته می شد از زیر مجازات شانه خالی نمیکرد ..
شاید همه ی این اتفاق ها برای این افتاده بود که او تقاص گناهی که در گذشته اش مرتکب شده بود را بدهد..
بلکه اینطوری جبران تاوانی که سالها پیش باید میداد میشد و از آن حجم عذاب و گناهی که مثل کوه بر روح و روانش سنگینی میکرد کم میشد..
_سحر دکتر فخر و پیج کن اتاق عمل..سریع…
به پرستاری که گارد سبز رنگی به تن داست و با هول و ولا از اتاق عمل خارج شد نگاه میکند
یاسین _چی شده ..؟
پرستار وارد اتاق عمل میشود و طولی نمیکشد که پزشک هم به دنبالش میرود ..
_خدایا خودت بخیر بگذرون…
یاسین است که زمزمه میکند و سام با خود فکر میکند..
آیا امکان داشت که خدا همه چیز را بخیر بگذراند..؟
یک ساعت با تمام نگرانی ها و اضطراب هایش میگذرد و بلاخره در اتاق عمل دوباره باز می شود
با خروج اولین نفر از آن یاسین با عجله به سمتش میرود
_چیشد…؟
پرستار گره ماسک را از پشت سرش باز میکند و به عقب اشاره میکند..
_اجازه بدین دکتر جراحشون خودشون تشریف بیارن براتون توضیح میدن..
یاسین که از نگرانی زیاد کلافه شده بود عنان از کف میدهد..
_یعنی چی دکتر بیاد توضیح بده خانوم..ما اینجا از نگرانی درحال جون دادنیم..
لااقل بهم بگو طاقت آورده زیر عمل و هنوز زنده است یا نه..
سام تکیه زده به دیوار دست هایش را بغل کرده بود و با چهره ای جدی و پر اخم به مکالمه ی آن دو گوش میداد ..
برخلاف درون آشوب و متلاطمش چهره اش جز حالت اخم هیچ نشانه ای از نگرانی نداشت ..
_ من اجازه ندارم چیزی بهتون بگم لطفاً چند دقیقه صبر کنین..
یاسین کلافه از یک دندگی پرستار نیم نگاهی به سام میندازد
چطور میتوانست خودش را انقدر خونسرد و بی تفاوت نشان بدهد درصورتی که درونش اینهمه آشوب بود و ذهنش تا این حد درگیر..
_ بفرمایید آقا دکترشون اومد دیگه میتونید از خودشون بپرسین..
با صدای پرستار یاسین نگاهش را به اتاق عمل میدوزد که دو مرد نسبتاً مسن و یک مرد تقریباً جوان از آن خارج میشوند..
_شما باید همراه اون دختر جوون باشید درسته..؟
_ بله حالش چطوره ..؟
_خوب باید بگم بیمار وقتی وارد اتاق عمل شد شرایط خیلی بدی داشت و خون زیادی از دست داده بود..
سام رمقی برای جلو رفتن نداشت انگار پاهایش خشک شده باشد ؛ به زمین چسبیده بود
از همان فاصله به دهان دکتر چشم میدوزد ..
_ایشون علاوه بر اینکه دچار ضربه ی مغزی شده بودن چندتا از اندام های داخلیشون دچار آسیب شدید شده بود
خونریزی داخلی علاوه بر خونریزی مغزی شانس زنده موندنشون رو خیلی کم میکرد ..
ایشون در حین عمل دوبار دچار ایست قلبی شدن ..
با این حرف رنگ از رخ یاسین میپرد ..
دکتر بعد از مکث کوتاهی ادامه میدهد..
_هرچند با کمک همکارانم به موقع تونستیم احیاشون کنیم..
به هرحال ما هرکاری که در توان داشتیم انجام دادیم..
دیگه بعد از اینش به مقاوت خود بیمار بر میگرده و اینکه بدنش تا چه اندازه بتونه جراحی رو قبول کنه ..
یاسین انگار باورش نمیشد..
گویی هر لحظه منتظر بود دکتر میان حرف هایش بگوید دخترک زیر عمل طاقت نیاورده و تمام کرده است
_یعنی الان زنده است..
_بله خوشبختانه..
_پس یعنی زنده میمونه ..؟
_با خداست فعلا تو کما هستن تا از کما بیرون نیاد نمیتونیم در این باره نظر قطعی بدیم..
شرایط پنجاه پنجاه بود اما با همه ی اینها یاسین باز هم خوشحال بود..
اینکه دختر نمرده و هنوز زنده بود هرچند با شرایط نامعلوم جای شکر داشت …
یک دردسر عظیم از سرشان رفع شده بود..
پزشک با دیدن لبخند یاسین چند ضربه به شانه اش میزند ؛ با لبخند برای سام سرتکان میدهد و از کنارشان میگذرد…
رمان الهه ماه به قلم آنیل، به صورت آنلاین و در حال تایپ در کانال تلگرام نویسنده قابل مطالعه می باشد.
https://t.me/+tVYEWVuZIeNlMjdk
نرگس رضایی با نام مستعار آنیل، نویسنده و رمان نویس هستن.
بیست و سه ساله و مادر یک فرزند.
نویسندگی رو از دوسال پیش شروع کردن و اولین رمانشون الهه ماه هست که مخاطب های فراوانی دارد و در ژانر عاشقانه و هیجانی نوشته شده.
رمان الهه ماه – درحال تایپ