رمان فردا بدون من
رمان فردا بدون من معرفی رمان فردا بدون من : رمان فردا بدون من روایت دختری‌ست که از محله‌ی فقیرنشین است و درخواست پدربزرگ ثروتمندش را برای رفتن به پیشِ او را رد می‌کند. رمان‌ ساختار احساسی‌ای دارد که با ماجراهای جذابش، پرتعلیق شده و مخاطب را تا انتها با خود همراه می‌کند. رمان در ژانر عاشقانه، اجتماعی و خانوادگی‌ نگارش شده ...

رمان فردا بدون من

معرفی رمان فردا بدون من :

رمان فردا بدون من روایت دختری‌ست که از محله‌ی فقیرنشین است و درخواست پدربزرگ ثروتمندش را برای رفتن به پیشِ او را رد می‌کند. رمان‌ ساختار احساسی‌ای دارد که با ماجراهای جذابش، پرتعلیق شده و مخاطب را تا انتها با خود همراه می‌کند. رمان در ژانر عاشقانه، اجتماعی و خانوادگی‌ نگارش شده است. این رمان با 752 صفحه، در سال 1401 از نشر شقایق منتشر شده است.

 

خلاصه رمان فردا بدون من :

قصه درباره‌ی زندگی دختر جوانی‌ست که به همراه مادر و خواهر کوچک‌ترش در یکی از محله‌های فقیرنشین تهران اجاره‌نشین هستند و روزگار سختی را می‌گذرانند. پدربزرگ خانواده که مردی متمول و ساکن مشهد است، قصد دارد آن‌ها را برای زندگی پیش خود بیاورد، اما دختر جوان بنا به دلایل خانوادگی، کینه‌ی شدیدی نسبت به پدربزرگ و خانواده‌ی پدری خود دارد و درنهایت با نارضایتی کامل و جنجال مجبور به تن دادن به درخواست پدربزرگ می‌شود و مدام در ذهن خویش خاطرات تلخ گذشته را مرور می‌کند. با کینه‌ای به وسعت جهانش پا به خانه‌ی پدربزرگ می‌گذارد؛ اما هدف اصلی او از آمدن به این خانه چیزی نیست جز انتقام از پدربزرگ و اقوام پدری‌اش که همه را مسبب تمام بدبختی‌ها و ناکامی‌های زندگی خود می‌داند و…

 

مقداری از متن رمان فردا بدون من :

صدای مادر از فرط بیچارگی در نمی آمد. همان طور که سرش را از لای در کمی به بیرون کشیده بود آرام و معصومانه گفت:
– ببخشید تو رو خدا شمسی خانم. قول می‌دم دیگه تکرار نشه.
شانه توی دستم بی حرکت مانده بود، روی موج‌های طلایی رنگ موهای خواهرم شیرین. صدای شمسی خانم را شنیدم که با سرزنش و تهدید گفت:
ـ دیروزم همین رو گفتی سوسن خانم. به خدا همسایه ها گناهی نکردن که روز و شب از دست قارقار چرخ خیاطیت به دم آرامش ندارن. یه بعد از ظهرم که می خوان چرت بزنن نمی‌ذاری… یه کم به فکر دیگرون باش. تو که چرخت یه سره می‌چرخه. با پولات چیکار می‌کنی که کرایه‌ی خونه ت رو به موقع نمی‌دی؟
من توی فکر بودم هنوز. می‌دانستم صدای چرخ خیاطی بهانه است.
شمسی خانم بیشتر آمده بود که کرایه‌ی این برجش را طلب کند. چقدر من و مامان تلاش کرده بودیم که دست کم کرایه‌ی این ماه را به موقع پرداخت کنیم و نشد. از خودم پرسیدم “واقعا تلاش کردی؟” چقدر حالا پیش خودم شرمنده بودم. خدایا من را ببخش. مامان بیچاره شبانه روز پشت چرخ خیاطی نشست و نسیه دوخت و دوز کرد. آن وقت من… آه خدایا. چه فرزند ناخلفی بودم من. تمام حقوق ناچیز من صرف خرید مانتو و کفشی شد که یک ماه تمام چشمم را گرفته بود. حالا اگر نمی خریدمش نمی‌شد؟ بدون مانتو و کفش که نبودم؟ بودم؟ واقعا می ارزید؟ حالا هر وقت بخواهم بپوشمش باید یاد شرمندگی مامان بیفتم… من چقدر خودخواه بودم. چقدر از خودم بدم آمده بود.
خواهرم شیرین سرش را به سمتم چرخاند و با تعجب نگاهم کرد. یعنی که “پس چرا معطلی؟” دوباره با فکری مغشوش و حواسی پرت مشغول شانه زدن به موهایش شدم و این بار آن قدر بی توجه بودم که صدای “آخ” خواهرم درآمد.
ـ آخ. خواهر جون. موهام رو کندی.
موهایش را آرام نوازش کردم و زیر گوشش گفتم:
– ببخشید.
بیچاره مامان. چقدر خجالت کشید. چقدر سرخ و سفید شد. چقدر قلبش مرثیه‌ی غم سرداد تا با شرمندگی گفت:
ـ به خدا دیر دیر واسه‌م پول میارن، ولی به روی چشم شمسی خانم. دستمزدم رو که بدن، واسه شما کنار می‌ذارم.
– ببینیم و تعریف کنیم.

لابد وقتی داشت این را می‌گفت قری به گردن باریک و بلندش داد و به لب های همیشه ماتیکی اش حالت کجی بخشید و بعد راهش را کشید و با بی تفاوتی از برابر قیافه‌ی شرمسار مادرم گذشت و رفت. مامان در خانه که نه، گویی در تمام دنیا را به رویمان بست. انگار حواسش به ما نبود. یادش رفته بود اصلا جلوی چشم ما است. سرش را به دیوار تکیه زد. بغض کرده بود. می دانستم چقدر دلش پر است میدانستم از عالم و آدم گله دارد. چشمانش را بست و آرام گریست. دوباره دستم بی حرکت ماند. من و شیرین هر دو با عجز و غصه به مامان نگاه می‌کردیم. دلم می‌خواست بروم و در آغوش بگیرمش. اشک‌های بی کسی اش را دانه دانه از روی گونه هاش بچینم و دلداری اش بدهم. او را چنین خرد و تحقیر شده مقابل خود دیدن کار من نبود. دلم می‌خواست دست خسته و پینه بسته‌اش را می‌گرفتم و با هم از دیروز و امروزهای تنگ و تار می‌گذشتیم و به سوی فرداهای روشن پرواز می کردیم، اما به قول خودش “فردا را کی دیده؟ شاید از حال و روز امروزمان بدتر هم باشد.” می‌دانستم آن لحظه بیشتر از دلجویی های من به تنهایی و سکوت نیاز دارد.پس گوشه ای ساکت نشستم و برای مامان و تنهایی های همیشگی اش غصه خوردم. شیرین که داشت موهای افشان خودش را از روی صورتش پس می‌زد. با نگاه‌های معصومانه اش بدجور قلب من را در خود می‌فشرد.

 

نحوه تهیه و مطالعه رمان فردا بدون من :

رمان فردا بدون من از طریق انتشارات شقایق و کتاب فروشی های معتبر قابل تهیه می باشد.

 

بیوگرافی نیلوفر لاری :

نیلوفر لاری، متولد سال 1360، نویسنده‌ی ایرانی می‌باشد. جزو نویسندگان باسابقه و فعال در زمینه‌ی رمان‌های عامه پسند هستند. این نویسنده در ژانر عاشقانه، اجتماعی و خانوادگی فعالیت می‌کند.

 

آثار نیلوفر لاری :

رمان کسی پشت سرم آب نریخت۱ _ انتشارات البرز
رمان کسی پشت سرم آب نریخت۲ _ انتشارات رخ مهتاب
رمان یادش بخیرنازلی _ انتشارات انسان برتر
رمان دوآتیشه _ انتشارات پگاه
رمان ازلج تو _ انتشارات مهتاب
رمان قرارنبود _ انتشارات فرهنگ اندیشمندان
رمان شاهکار _ رمان مجازی رمان کلوب
رمان عشق را سانسور کردند _ رمان مجازی رمان کلوب
رمان دشمن عزیز من _ انتشارات شقایق
رمان من یک ملکه ام _ رمان مجازی رمان کلوب
رمان قراری که عاشقانه نبود _ رمان مجازی رمان کلوب
رمان غم پرست_ انتشارات آسیم
رمان عشق دات کام _ انتشارات انسان برتر
رمان در دایره ی قسمت _ انتشارات انسان برتر
رمان ناز نازان(به تلخی زهر ۱) _ انتشارات آسیم
رمان ناقوس خاطره ها(به تلخی زهر ۲) _ انتشارات آسیم
رمان افتان و خیزان (به تلخی زهر۳) _ انتشارات باغ فکر
راز بقا(به تلخی زهر ۴و ۵)_ انتشارات آسیم
رمان ستاره های بی‌نشان _ انتشارات البرز
رمان امیدی به بهار نیست _ انتشارات انسان برتر
رمان مزایده ی یک قلب شکسته _ انتشارات علم
رمان به خدا نامه خواهم نوشت _ انتشارات البرز
رمان فردا بدون من _ انتشارات شقایق
رمان ناخوانده _ انتشارات آسیم
رمان تقدیر من این بود که _ انتشارات دردانش بهمن
رمان چشم‌هایت _ انتشارات ذهن آویز
رمان سر سپرده _ انتشارات انسان برتر
رمان با تو هرگز _ انتشارات رخ مهتاب
رمان مرا ببخش _ انتشارات آسیم
رمان به خاطر تو _ انتشارات رخ مهتاب
رمان بهار من باش _ انتشارات آسیم
رمان تنها در بهشت _ انتشارات علی
رمان شاهزاده رویاها _ انتشارات پیکان
رمان از عشق گریزانم _ انتشارات محراب دانش
رمان چله نشین عشق _ انتشارات انسان برتر
رمان دنیای من ریحان _ انتشارات پگاه
رمان یکی را دوست میدارم _ انتشارات مهتاب
رمان گرشاسام و قهرمانان جاوید _ انتشارات برگ شقایق
رمان دوباره با تو _ انتشارات انسان برتر
رمان گندم و سیب و دروغ _ انتشارات فصل پنجم
رمان هزار و یک شب من _ انتشارات فصل پنجم

رمان فردا بدون من در اپلیکیشن رمان کلوب منتشر شده است برای دریافت روی لینک زیر کلیک کنید.

رمان فردا بدون من

نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید؟
https://romanclub.ir/?p=118
لینک کوتاه:
نظرات

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

موضوعات
ورود کاربران
درباره ما
\"رمان کلوب: ماجراجویی در دنیای کتاب‌ها، در کنار دوستان جدید. اینجا، هر کتاب‌خوانی یک همراه پیدا می‌کند. عضو شو و با هم کتاب‌خوانی را به یک تجربه‌ی اجتماعی تبدیل کنیم!\" \"رمان کلوب: برای آن‌ها که رمان نفس می‌کشند. پاتوقی گرم و صمیمی برای عاشقان کتاب، پر از رمان‌های جذاب، گفتگوهای داغ و پیشنهادهای هیجان‌انگیز. همین حالا عضو شو و به جمع ما بپیوند!\"
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان کلوب " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!