دانلود رمان پاییز که بیاید از بابک سلطانی
لینک مستقیم بدون سانسور دانلود رمان پاییز که بیاید از بابک سلطانی چکیده خلاصه رمان پاییز که بیاید : سرگذشت یک سارق خرده پا که درگیر مشکلات بزرگتری خواهد شد.   مقداری از متن رمان پاییز که بیاید : -کارهایی هست که ما هر روز انجامش میدیم، صبحانه خوردن، لباس پوشیدن، پیاده روی، لبخند زدن، اخم کردن، گریه کردن، تلاش کردن، امیدوار بودن، درگیر شدن، ...

لینک مستقیم بدون سانسور دانلود رمان پاییز که بیاید از بابک سلطانی

چکیده خلاصه رمان پاییز که بیاید :

سرگذشت یک سارق خرده پا که درگیر مشکلات بزرگتری خواهد شد.

 

مقداری از متن رمان پاییز که بیاید :

-کارهایی هست که ما هر روز انجامش میدیم، صبحانه خوردن، لباس پوشیدن، پیاده روی، لبخند زدن، اخم کردن، گریه کردن، تلاش کردن، امیدوار بودن، درگیر شدن، بغل کردن، خوابیدن و هزار تا کار دیگه که هزاران آدم به صورت مشترک انجامش میدن!

-خب؟

-یه روز صبح که به خاطر صدای آلارم  گوشیم در حالت خواب و بیداری بودم و با چشمان نیمه باز که همه چیز رو تار میدید سعی داشتم که صدای مزخرفش رو خفه کنم، این فکر به ذهنم رسید که چرا باید با یک صدای هشدارِ نابهنجار از خواب بیدار بشم و وقتی که دارم صبحانه میخورم و لباس می پوشم امیدوار باشم که روز خوب و پر از فرصت های طلایی پیش روم باشه؟

اون موقع بود که همه چیز به نظرم خنده دار اومد. همه ی این کارهایی که تا به الان کردم و قرار بود که در آینده انجامش بدم.

فنجان قهوه اش رو به لبش نزدیک کرد و سر تکون داد و پرسید: یعنی احساس میکردی که هدفت رو گم کرده بودی؟

بعد انگار که از سوالش پشیمون شده باشه دستش رو بالا آورد و به علامت اینکه لازم نیست جوابی بهش بدم جمله اش رو اصلاح کرد: یعنی احساس تنهایی میکردی؟

به مچ دستش نگاه کردم که ساعت گرانقیمتی روی آن خود نمایی میکرد

لبخند زدم:نه! احساس تنهایی هیچ وقت خنده دار نیست!

دوباره پرسید: پس چی؟

-آلارم ساعت رو خاموش کردم و دوباره خوابیدم! بعد از چند ساعت وقتی بیدار شدم همون آدم سابق بودم!

با تعجب گفت: همین؟ منو مسخره کردی؟ من فکر کردم داری از یأس فلسفی حرف میزنی!

لبخند زدم: نه ،من از چیزی حرف میزنم که تو هنوز بهش نرسیدی و درکی ازش نداری! پس گفتنش فایده ای نداره!

 

-چرا اینجوری فکر میکنی؟

-بزار از یه زاویه ی دیگه ای بهش نگاه کنیم!

-به چی؟

نگاهش کردم و دوباره لبخند زدم،عصبی و دستپاچه شده بود. این واکنش آدم ها برام تازگی نداشت.میدونید نقطه ضعف آدم هایی که اعتماد به نفس بالایی دارن چیه؟ همون اعتماد به نفسشون هست! شاید لازم باشه که بیشتر براتون توضیح بدم. خب، امم … میدونید؟ عموما” وضعیت خوب مالی ، اطرافیان، لباس، ماشین، صورت زیبا، اندام خوب، بدنی سالم و بدون نقص های طبیعی وخیلی چیزهای دیگه میتونن در افزایش اعتماد به نفس نقش خیلی موثری ایفا کنند. حالا “ریما” روبروی من نشسته بود و میخواست با تکیه برتمام این ویژگی هایی که اسم بردم من رو بشکنه و دوباره از نو بسازه! قبول کنید مقاومت کردن در برابر این دختر، علی الخصوص که با تمام ابزارهایی میتونه یک مرد رو اغوا کنه جلو امده بود خیلی سخت بود. باید به مشاورش هم تبریک میگفتم. قطعا” طرف به روحیات من خیلی آشنا بوده که بهش توصیه کرده اون عطری که فکر میکنه من دوست دارم رو بزنه!

به سختی ریتم تنفسم رو کنترل میکردم که متوجه نشه دوست دارم تند و تند نفس بکشم تا هرچه بیشتر بوی عطرش رو به ریه هام بکشونم .

یه شکاف بزرگی بین من و ریما بود که متاسفانه اون ازش خبر نداشت .

من میدونستم که این یه بازیه ، میدونستم که باید تو زمینش بازی کنم تا با یه ضدحمله غافلگیرم کنه ! اما ، همیشه به این اصل اعتقاد داشتم که اگر قراره تو برنده ی اون بازی باشی باید حتما” از بازی کردن لذت ببری! متاسفانه ریما آدم نتیجه گرایی بود .میل زیادش برای  به نتیجه رسیدن ازش آدم عصبی ای ساخته بود . میخواست سریع کار رو به انجام برسونه و من رو گوشه ی رینگ گیر بیندازه و بعد…نمیدونم .

همونطور که لبخند میزدم گفتم : 100 میلیون نقد میخوام!

جا خورد: چی؟

لبخند زدم : حرفم ابهامی داشت ؟

خودش رو از تک و تا نینداخت : متوجه نمیشم ، 100میلیون واسه چی؟

زیر لب زمزمه کردم : آره از لرزش دستات معلومه !

 

 

رمان پیشنهادی مشابه این مطلب:

لینک مستقیم بدون سانسور دانلود رمان کاش گریزی بود از بابک سلطانی

نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید؟
https://romanclub.ir/?p=242
لینک کوتاه:
نظرات

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

موضوعات
ورود کاربران
درباره ما
\"رمان کلوب: ماجراجویی در دنیای کتاب‌ها، در کنار دوستان جدید. اینجا، هر کتاب‌خوانی یک همراه پیدا می‌کند. عضو شو و با هم کتاب‌خوانی را به یک تجربه‌ی اجتماعی تبدیل کنیم!\" \"رمان کلوب: برای آن‌ها که رمان نفس می‌کشند. پاتوقی گرم و صمیمی برای عاشقان کتاب، پر از رمان‌های جذاب، گفتگوهای داغ و پیشنهادهای هیجان‌انگیز. همین حالا عضو شو و به جمع ما بپیوند!\"
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان کلوب " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!