رمان ضد نور
رمان ضد نور روایت باندی شش نفره است که در کار خلاف فعالیت دارند. یکی از آنها که آشپز است، باید اتفاق مهمی را رقم بزند و اتفاقا همان شخصیت نقطهی محرک داستان میشود. شیوهی نگارشیِ نویسنده، قوی است و به خوبی از پس شخصیت پردازی و داستان پردازی برآمده است. رمان در ژانر عاشقانه، اجتماعی و خانوادگی نگارش شده است. این رمان با 576 صفحه، در سال 1402 از نشر شقایق منتشر شده است.
ضد نور یک باند خلافکار ششنفره است که از باهوشترین و نترسترین جوانها و نخبهها شکلگرفته است. آنها کارشان نفوذ به اطلاعات و اموال افراد مهم و سرشناس است.
اما اینبار موفقیت گروه به باده بستگی دارد. سادهترین و نابلدترین عضو گروه که کارش فقط آشپزیست. چراکه مهمترین سوژه ضدنور هیچ راه نفوذی ندارد، این سوژه همه چیز دارد بهجز یک آشپز حرفهای.
می دونین ضدنور یعنی چی؟ به عکسهایی که برخلاف تابش نور خورشید گرفته میشه میگن. عکسهایی که از سوژه چیزی به جز یه سایه ی سیاه رنگ باقی نمیذاره.
ما یه گروهیم، به گروه با هویتهای مختلف و البته قلابی! کارمون همینه، تو قالب شخصیتهای جورواجور قرار میگیریم و برای رسیدن به هدف و گرفتن حقمون تلاش میکنیم. حقیقت وجودمون برای کسی رو نمیشه و همیشه مثل یه سایه ی سیاه ناشناخته باقی می مونه. به خاطر همین اسم ما شده ضدنور!
درست حدس زدین، ما دزدیم، اما نه دزدهای معمولی! ما هر چیزی که به نفع مونه میدزدیم! گاهی پول، گاهی اطلاعات و گاهی هم… آبرو! بستگی به شرایط داره. اشتباه نکنید، ما را بین هود نیستیم. هر کدوم از ما خودش به تنهایی اون قدر مشکلات داره که وقتی برای کمک به بقیه باقی نمیمونه. علاوه بر اون، دنیا اون قدر غرق مشکلات شده که یه لشگر رابین هودم کاری از دستش برنمیاد، چه برسه به یه گروه شش نفره!
ضدنور رئیسی نداره. هر کدوم از ما یه مهره ی کلیدی و حساس به حساب میاد که نبودنش دردسرسازه؛ البته به جز من! من بیشتر از این که توی صحنه حضور پیدا کنم پشت صحنه مشغول سیر کردن شکم پنج نفر دیگهم و در مواقع لزوم، مثل نخودی توی بازی وسطی وارد صحنه میشم و بعد… دیگه خبری ازم نیست! همین حضور کوتاه رو هم مدیون سرور خواهر بزرگ ترمم، دانشجوی ممتاز اما انصرافی رشته ی آی تی.
شاید اگه پدرم بدبیاری نمی آورد و ورشکست نمی شد، سکته ی قلبی به سراغش نمی اومد و سالهای بیشتری کنار خانواده ش میموند؛ اون وقت لازم نبود مادرم از شب تا صبح پرستاری بچه های مردم رو به عهده بگیره و آخرشم هشتمون گرو نه بمونه. اون قدر نرسونیم که سرور تصمیم به انصراف بگیره و مشغول کار توی یه تولیدی بشه و نهایت استفاده از معدل بیستش بشه ساختن پاورپوینت و کار کردن با اکسل برای بچه های مدرسه ی سر خیابون!
این که میگن با تلاش میشه به همه چیز رسید، به دروغ بزرگ و ناجوانمردانه س. به دروغ که آدمهایی مثل ما رو سرگرم میکنه تا از دور خارج بشیم. موفقیت به فرمول ساده و در عین حال سخت داره. کافیه پول رو با ارتباط جمع کنی و در مواقع لزوم اون رو منهای وجدان کنی تا به دست بیاد. ما توی ضدنور به این فرمول ساده رسیدیم و حالا داریم ازش استفاده میکنیم.
هدفهای ضدنور، یا پول کافی دارن یا اطلاعات کافی برای رسیدن به پول. البته گاهی برای رفع خصومتهای شخصی هم سراغ آدمها میریم و حسابمون رو صفر میکنیم. ولی هدف اصلی گرفتن حق مونه. حقی که خیلی از آقازاده ها و کله گنده های این شهر سالهاس دارن ازش استفاده میکنن.
ما حریص نیستیم و رمز موفقیت مونم همینه. آروم و با طمانینه جلو میریم. به سوژه انتخاب و راه رسیدن به هدفمون از طریق اون آنالیز میشه و در نهایت با بهترین و کم خطرترین شیوه جلو میریم. مهم اینه که ردی از ما به جا نمونه تا بتونیم مداوم کارمون رو انجام بدیم به خاطر همینم هست که این بار قرعه به نام من افتاده و برای اولین بار من به عنوان مهره ی اصلی وارد بازی شدم.
ثانیه ها میگذرن و با هر حرکتشون من رو از خود واقعیم دورتر میکنن. دستهای عرق کرده و قلبی که با هر تپش، اون رو تا گلوم حس میکنم؛ نشونه های هیجان بالایی هستن که میگذرونم. یه خطا کافیه تا همه چیز رو خراب کنم و همه ی اعضای گروه رو به خطر بندازم.
با صدای نفس، چشمام رو باز میکنم و خیره به عکس چسبیده به آینه، سعی در حفظ کردن آخرین توصیه هاش دارم. نگاهش اعتماد کافی رو به من نداره و همین مضطربم میکنه.
– فرصت زیادی نداری باده… زود باید خودت رو ثابت کنی. اگه موندگار بشی، میشه به ادامه کار امیدوار بود، اگه نه… این یکی هم از دست میدیم.
رمان ضد نور از طریق انتشارات شقایق و کتاب فروشی های معتبر قابل تهیه می باشد.
عاطفه انصاری، متولد 1374، نویسندهی ایرانی میباشد. ایشان تا کنون دو کتاب با انتشارات شقایق به چاپ رسانده و در ژانر عاشقانه، اجتماعی و خانوادگی فعالیت میکند.
رمان اینجا زمان ایستاده است – انتشارات شقایق
رمان ضد نور ـ انتشارات شقایق
رمان ده درجه زیر صفر ـ در حال تایپ